مهندسی کشاورزی

   با توجه به نياز انسان به محصولات كشاورزي و به كارگيري روشهاي تازه در توليد اين محصولات از اهميت خاصي برخوردار است.اين رشته  داراي واحدهاي عملي زيادي است كه در مناطق مختلف آب و هوايي نياز به كار دارد.

اين رشته در زير گروه علوم تجربي داراي هفت گرايش است:

مهندسى کشاورزى - زراعت و اصلاح نباتات

هدف تربيت کارشناسانى است که بتوانند به‌ عنوان مربى و محقق در مراکز آموزشى و مؤسسات تحقيقاتى يا به ‌عنوان کارشناس در واحدهاى مختلف وزارت جهاد کشاورزى يا به‌ صورت مدير يا مجرى واحدهاى توليدى دولتى و خصوصى بخش کشاورزى منشاء خدمات ارزنده باشند. دانشجويان پس از گذراندن دروس عمومي، دروس علوم پايه، دروس اصلى کشاورزى و دروس تخصصى مانند ژنتيک، آمار، فيزيولوژي، زراعت و اصلاح نباتات به کسب درجهٔ مهندسى کشاورزى در رشتهٔ زراعت و اصلاح نباتات نائل مى‌شوند. طول اين دوره ۴ سال است و دروس آن شامل مواد نظري، عملى و عمليات صحرائى است. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد در داخل و تا بالاترين سطوح در داخل و خارج از کشور وجود دارد. مراکز عمدهٔ جذب فارغ‌التحصيلان اين رشته مؤسسات تحقيقاتى از قبيل مؤسسه اصلاح و تهيه نهال و بذر، مؤسسه خاک‌شناسى و مراکز آموزش کشاورزى و مؤسسات اجرائى مانند سازمان ترويج، شرکت‌هاى تعاونى روستائي، شرکت‌هاى کشت و صنعت، مرکز خدمات کشاورزى وزارت جهاد کشاورزي، بنياد جانبازان، و بخش خصوصى است

مهندسى کشاورزى - باغبانى

هدف تربيت کارشناس باغبانى است که کارش تلفيقى از علوم، تکنولوژى و هنر است. دانشجويان اين رشته ضمن کسب دانش و کارآئى در زمينه‌هاى توليد ميوه، سبزي، گياهان داروئى و معطر در مورد طراحى فضاى سبز و اصلاح و تهيهٔ نهال و بذر محصولات باغبانى آموزش مى‌بينند و با زمينه‌هاى علمى و فنى و تکنيک‌هاى جديد کاشت، نگهدارى و بهره‌بردارى از درختان ميوه، سبزيجات، گل‌ها و درختان زينتى و گياهان داروئى و معطر (دروس تخصصي) آشنا مى‌شوند. طول دوره ۴ سال است و فارغ‌التحصيلان عنوان مهندسى کشاورزى در رشتهٔ باغبانى خواهند داشت و مى‌توانند علاوه بر فعاليت در زمينه‌هاى توليدي، در بخش‌هاى خصوصي، تعاونى و دولتى و نيز تحقيقات، آموزش و برنامه‌ريزى باغبانى در وزارتخانهٔ جهاد کشاورزي، دانشکده‌هاى کشاورزي، بنياد جانبازان، شهردارى‌ها و کشت و صنعت‌ها همکارى کنند. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد در داخل کشور و تا سطوح بالاتر در خارج از کشور وجود دارد

مهندسى کشاورزى - خاک‌شناسى

هدف تربيت کارشناسانى است که بتوانند علاوه بر عهده‌دار شدن مسئوليت‌هاى محوله در رشته‌هاى مختلف و علوم خاک در توسعهٔ بخش کشاورزى در زمينهٔ شناسائي، بهره‌ورى و حفاظت منابع خاک منشاء خدمات ارزنده‌اى باشند. داوطلب بايد از توان عصبى و روحيهٔ قوى و کاربرد در قطب‌هاى توليد کشاورزى بهره‌مند باشد. طول دوره ۴ سال است و دروس آن شامل دروس عمومي، دروس علوم پايه، دروس اصلى کشاورزى و دروس تخصصى است که به‌صورت نظري، عملى و عمليات صحرائى ارائه مى‌شود.   فارغ‌التحصيلان که عنوان مهندس کشاورزى در رشتهٔ خاک‌شناسى را خواهند داشت مى‌توانند در وزارتخانهٔ جهاد کشاورزي، ساير وزارتخانه‌ها و بخش خصوصى استخدام شوند و با مهندسان مشاور رشتهٔ آب و خاک همکارى کنند. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل و يا در خارج از کشور فراهم است

مهندسى کشاورزى - گياه پزشکى

هدف تربيت کارشناسانى است که معلومات علمى و فنى و کشاورزى عمومي، علوم پايه گياه پزشکى و علوم مربوط به شناخت آفات و بيمارى‌هاى گياهى را در حد اين دوره به‌ صورت نظرى و عملى را فرا گرفته، علاوه بر آن با فنون و روش‌هاى مختلف مبارزه با آفات و عوامل بيمارى‌زاى گياهان به‌ صورت عملى آشنائى جامع پيدا کنند. داوطلب بايد با دروس زيست‌شناسي، گياه‌شناسي، جانورشناسى و شيمى آشنائى کافى داشته باشد. دانشجويان اين رشته در طى دورهٔ ۴ سالهٔ دروس عمومي، دروس علوم پايه، دروس اصلى کشاورزى و دروس تخصصى را مى‌گذارنند. فارغ‌التحصيلان به‌ دليل داشتن اطلاعات عمومى در کشاورزى و احاطه لازم به، فنون مبارزه با آفات و عوامل بيمارى‌زاى گياهان به دريافت درجهٔ مهندسى کشاورزى در رشتهٔ گياه پزشکى نائل مى‌شوند و در خط مقدم عليه عوامل نابود کننده محصولات کشاورزى و دسترنج زارعين حضور فعال خواهند داشت و حلقه‌هاى زنجيرى خواهند بود که بين کشتکاران، زارعان و روستاها از يک طرف و مراکز تحقيقات آفات و بيمارى‌هاى گياهى از طرف ديگر ارتباط لازم را برقرار و نتايج تحقيقات را عملاً در مزارع و روستاها پياده مى‌کنند. از مراکز عمدهٔ جذب فارغ‌التحصيلان مى‌توان مؤسسات و ارگان‌هاى مختلف از قبيل مؤسسه تحقيقات آفات و بيمارى‌هاى گياهي، سازمان حفظ نباتات، شرکت پخش کود و توليد سم، وزارت جهاد کشاورزي، بنياد جانبازان و بخش خصوصى را نام برد. امکان ادامهٔ تحصيل در دوره‌هاى کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل کشور وجود دارد.

مهندسى کشاورزى - علوم و صنايع غذائى

هدف تربيت کارشناسانى است که بتوانند با تکيه بر آموخته‌هاى خود در زمينه‌هائى چون مديريت نظارت و اجراء عمليات تبديل و نگهدارى محصولات مختلف کشاورزى اعم از گياهى و دامى و همچنين کمک در طراحى خطوط توليد در کارخانجات مربوطه همکارى کرده عمليات کارخانجات توليد فرآورده‌هاى لبنى و زراعي، باغى و توليدات جنبى دامى را نيز هدايت کنند. دانشجويان پس از گذراندن دروس عمومي، دروس پايه و دروس اصلى کشاورزى در زمينه‌هاى مربوط به صنايع کمپوت‌سازي، کنسروسازي، لبني، گوشت و روش‌هاى تبديل و نگهدارى فرآورده‌هاى گياهى و دامى و همچنين علوم مربوط به شيمى و ميکروبيولوژى مواد غذائى به ‌صورت نظرى و عملى با گذارندن دروس تخصص آموزش مى‌بينند. طول دوره ۴ سال است و فارغ‌التحصيلان به دريافت درجهٔ مهندسى کشاورزى در رشتهٔ علوم و صنايع غذائى نائل مى‌شوند. عمده‌ترين مراکز جذب فارغ‌التحصيلان اين رشته عبارت است از: کارخانجات توليد فرآورده‌هاى غذائي، کارخانجات توليد کنندهٔ فرآورده‌هاى وابسته به کشاورزي، سازمان‌هاى دولتي، وزارتخانه‌هاى مرتبط با نگهدارى و تبديل فرآورده‌هاى کشاورزى و نيز دانشکده‌ها و مؤسساتى که در زمينهٔ تبديل فرآورده‌هاى کشاورزى تحقيق مى‌کنند. فارغ‌التحصيلان اين رشته مى‌توانند تا سطح کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل و يا در خارج از کشور ادامهٔ تحصيل دهند. توجه خاص دولت به صنايع غذائى در ارتباط با جلوگيرى اتلاف محصولات کشاورزي، به‌وجود آوردن کارخانجات جديد صنايع غذائى و اهميت اين رشته در ارتباط با سلامت مردم باعث خواهد شد اين رشته رونق بيشترى در آينده داشته باشد

مهندسى کشاورزى - علوم دامى

هدف تربيت کارشناسانى است که علاوه بر عهده‌دار شدن مسئوليت‌هاى محوله در ادارهٔ امور واحدهاى دامداري، تدوين برنامهٔ خوراک دام و طيور، روش استفاده از مراتع و علوفه‌‌کارى و اجراء برنامه‌هاى بهداشتى دام و طيور، بتوانند در سطح وسيع‌ترى نسبت به کاردانان اين رشته در امور تحقيقاتي، برنامه‌ريزى و آموزش علوم دامى منشاء خدمات ارزنده باشند. داوطلب بايد از روحيهٔ کار در محيط‌هاى کشاورزى و روستائي، برخورد با حيوانات و گياهان و قدرت جسمى لازم برخوردار بوده و در دروس علوم پايه مخصوصاً زيست‌شناسى قوى باشد. در اين رشته علاوه بر دروس عمومي، دروس علوم پايه و دروس اصلى کشاورزي، دانشجويان اصول و تکنيک‌هاى لازم در پرورش انواع دام‌هاى اهلي، چگونگى تغذيهٔ آنها و روش‌هاى اصلاح نژادى دام‌ها را فرا مى‌گيرند. طول دوره حدود ۴ سال و دروس شامل مواد نظري، عملى و عمليات صحرائى است. فارغ‌التحصيلان با عنوان مهندسى کشاورزى در رشتهٔ دامپرورى مى‌توانند در مراکز تحقيقاتي، آموزش و برنامه‌ريزى وزارت جهاد کشاورزي، سازمان گسترش خدمات توليدى (وزارت کشور)، مراکز خدمات کشاورزى روستائى عشايري، شرکت‌هاى کشت و صنعت و واحدهاى توليدى و بخش خصوصى مشغول کار شوند. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد و بالاتر فراهم است.

مهندسى کشاورزى - ترويج و آموزش کشاورزى

هدف از اين دوره تعليم و تربيت کارشناسانى است که بتوانند با تکيه بر معلومات و تجربيان نظرى و علمى خود در مقام مجرى و برنامه‌ريز نسبت به نشر و توسعهٔ علوم کشاورزى در سطوح مختلف اقدام نمايند. داوطلب بايد نسبت به کار کردن در مزارع و محيط‌هاى روستائي، و انجام فعاليت‌هاى آموزشى و ارشادى و مشورتى در زمينهٔ کشاورزى علاقه‌مند بوده و از زيربناى معلومات عمومى و علوم اجتماعى به‌ويژه اجتماع روستائى بهره‌مند باشد. طول دوره ۴ سال است و دروس دوره شامل مواد نظري، عملى و کارگاهى و عمليات صحرائى است. دانشجويان پس از گذراندن دروس عمومي، دروس علوم پايه و دروس اصلى کشاورزى خصوصاً اصول مربوط به تعليم و تربيت، جامعه‌شناسي، روانشناسى تربيتي، مديريت، سرپرستى و رهبرى محل برنامه‌ريزى و ارزشيابي، برنامه‌هاى آموزش کشاورزى و ترويج کشاورزى را فرا مى‌گيرند. فارغ‌التحصيلان که عنوان مهندس کشاورزى در رشتهٔ ترويج و آموزش کشاورزى را دارند مى‌توانند در دبيرستان‌ها و هنرستان‌ها، مراکز آموزش کشاورزى (براى مربى آموزشي)، حوزه‌هاى ترويج کشاورزي، مراکز خدمات کشاورزى (براى کارشناس ترويج و آموزش)، شبکه‌هاى تعاوني، شرکت‌هاى کشت و صنعت، بنياد جانبازان و جهاد کشاورزى مشغول خدمت شوند. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل يا خارج از کشور وجود دارد

و در زير گروه رياضي داراي سه گرايش است:

مهندسى کشاورزى - آبيارى

هدف دوره تربيت کارشناسان کارآموزى است که بتوانند علاوه بر عهده‌دار شدن مسئوليت در رشته‌هاى آبيارى و امور آب کشور در برنامه‌ريزى و آموزش علوم آبيارى و زهکشى منشاء خدمات شايسته باشند.  طول اين دوره ۴ سال است که طى آن دانشجويان مهارت‌هاى لازم براى انجام دادن امور فوق را کسب مى‌کنند. 

داوطلبان بايد در علوم پايهٔ رياضى و تجربى قوي، در رابطه با آب، خاک و مصرف بهينهٔ آب علاقه‌مند و براى اشتغال در کارهاى صحرائى داراى توان جسمى کافى و روحيهٔ لازم باشند. فارغ‌التحصيلان مى‌توانند تا سطح کارشناسى ارشد و بالاتر ادامهٔ تحصيل دهند و يا در وزارت کشاورزى و امور آب سازمان‌هاى آب منطقه‌اى وزارت نيرو، واحد آب وزارت جهاد سازندگى و مهندسان مشاور رشتهٔ آب کشور به کار اشتغال ورزند

مهندسى کشاورزى - اقتصاد کشاورزى

هدف تربيت کارشناسانى است که با تکيه بر معلومات و تجاربى که مى‌اندوزند بتوانند سمت‌هائى چون مجري، برنامه‌ريز، تحليل‌گر برنامه‌هاى کشاورزى و اقتصاد کشاورزى را عهده‌‌دار شوند. داوطلب بايد از روحيهٔ کار کردن در محيط‌هاى روستائى و قطب‌هاى توليد کشاورزى و دانش قوى رياضى دبيرستان برخوردار و به فعاليت‌هاى پژوهشي، ارشادى و مشورتى در زمينه‌هاى علوم اقتصادى و اجتماعى روستائى و کشاورزى علاقه‌مند باشد. طول دوره ۴ سال است و دروس شامل دروس عمومي، دروس علوم پايه و دروس اصلى کشاورزى است که پس از آنها اختصاصاً اصول مربوط به اقتصاد خُرد و کلان دانشجويان، نظام‌ها و انديشه‌هاى اقتصادى اسلامي، اصول اقتصادى و کاربرد آن در کشاورزى و منابع طبيعى رياضيات و آمار کاربردى در اقتصاد، مديريت، بازاريابي، حسابدارى و تعاون، مبانى علوم اجتماعى و تحليل سيستم‌ها تعليم داده مى‌شود. فارغ‌التحصيلان عنوان مهندس کشاورزى در رشتهٔ اقتصاد را دارا مى‌شوند. بعضى مراکز جذب فارغ‌التحصيلان عبارت است از: واحدهاى اجرائي، تحقيقاتي، آموزشى و خدماتى کشاورزى در بخش‌هاى دولتى تعاونى و خصوصي. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل کشور و تا سطوح بالاتر در خارج از کشور وجود دارد

مهندسى کشاورزى - ماشين‌هاى کشاورزى

هدف تربيت کارشناسانى است که بتوانند در زمينه‌هاى مربوط به کاربرد، نگهداري، تعمير و ترويج ماشين‌هاى کشاورزي، برنامه‌ريزى منطقه‌اي، مکانيزاسيون کشاورزي، مجرى و ارزياب پروژه‌هاى عملياتى و برنامه‌هاى آموزش و تحقيقاتى عمل کنند و همچنين با زمينه‌هاى طراحى ادوات آشنا باشند. دروس تخصصى شامل دروس پايه، دروس مهندسي، مکانيزيم‌هاى مربوط به ادوات و ماشين‌هاى کشاورزي، کاربرد، نگهدارى و تعمير و زمينه‌هاى طراحى آنها است. طول دوره حدود ۴ سال است. دروس دوره به‌ صورت‌هاى نظري، عملى و کارهاى صحرائى است. فارغ‌التحصيلان داراى عنوان مهندسى کشاورزى در رشتهٔ ماشين‌هاى کشاورزى خواهند شد و در صورت دارا بودن شرايط مى‌توانند در سطح کارشناسى ارشد (در داخل کشور) و دکتريٰ ادامهٔ تحصيل دهند. از مراکز عمدهٔ جذب فارغ‌التحصيلان اين رشته: سازمان‌هاى آموزشي، تحقيقاتي، برنامه‌ريزى و اجرائى مانند وزارت جهاد سازندگي، شرکت‌هاى کشت و صنعت، واحدهاى توليدى بخش خصوصى و ... است. آمادگى جسمى و روحى براى کارهاى عملى و برخوردارى از دقت کافى براى محاسبات فنى از ويژگى‌هاى مطلوب داوطلبان اين دوره است و بايد در دروس رياضي، فيزيک و آمار قوى باشند

 


 
 

نقش فناوري نانو در توسعه صنعت كشاورزي

يكي از بخش هاي مهم در توسعه اقتصادي يك كشور بخش كشاورزي است. در كشور پهناوري چون ايران توجه ويژه به اين بخش ثمرات ارزنده اي را به دنبال خواهد داشت. با توجه به تنوع آب و هوايي موجود در كشور و گونه هاي گياهي و دامي موجود مي توان ايران را كشوري ثروتمند در زمينه پتانسيل بالقوه كشاورزي دانست . اما به هرحال امروزه داشتن پتانسيل به تنهايي پاسخگوي نيازهاي جوامع مختلف نيست، بلكه نبض اقتصادي جهان در دست كشورهايي است كه از لحاظ علم و تكنولوژي پيشرفته ترند، كشورهايي كه مي توانند از منابع موجود حداكثر بهره وري را داشته باشند.
نانوتكنولوژي دركنار بيوتكنولوژي ، فناوري هسته اي و فناوري اطلاعات به عنوان تكنولوژي قرن 21 محسوب مي شود و توانسته است ساير علوم را تحت تاثير خود قرار دهد.
نانوتكنولوژي در بخش كشاورزي آمريكا در سال 2004 نسبت به سال 2003 از رشدي 900 درصدي برخوردار بوده و از 30 مارس 2006 تاكنون ازز 160 پروژه ارائه شده به بانك اطلاعات آمريكا، 14 مورد آن در ارتباط با فناوري نانو دركشاورزي بوده است. با توجه به اين اهميت ، فناوري نانو توانايي به فعل رساندن پتانسيل هاي بالقوه كشاورزي در بسياري از كشورهاي درحال توسعه ازجمله ايران را داراست. با اين وجود ممكن است درنگاه اول چگونگي به كارگيري اين فناوري دركليه شاخه هاي كشاورزي تا حدودي مبهم به نظر رسد.
يكي از راههاي اصلي مبارزه با آفات گياهي استفاده از آفت كش ها و سموم است. اما امروزه استفاده از اين مواد به دليل معايب بسيار آنها همچون تاثير بر حشرات گرده افشان، آثار سوء بر سلامت انسان، آسيب رسانيدن به نظام هاي زيستي و غيره دربسياري از نقاط دنيامحدود شده است.
يكي از راههاي رفع اين مشكل استفاده از سموم هوشمند در ابعاد نانو است. اين سموم داراي يك كد مولكولي هستند كه اين اجازه را به آنها مي دهد تا در گياه حركت كرده و به قسمتي كه مورد حمله آفت يا گياه قرارگرفته است، بروند. سپس آنجا آزاد شده و آفت را از بين مي برند. از طرفي اين سموم قادر به خود تنظيمي هستند.
گفتني است، استفاده ازسموم عمدتا در زماني صورت مي گيرد كه علائم آفت همچون تغيير رنگ برگ ها و اندام گياهي قابل مشاهده باشند، در نتيجه با سريعترين اقدامات هم مقداري از محصول از بين مي رود. نانو حسگرهاي زيستي ابزارهايي هستند كه به كمك آنها مي توان در همان مراحل ابتدايي ورود بيماري آنها را شناسايي و در نتيجه براي كنترل آنها اقدام نمود. نانو حسگرها شامل تركيبات زيستي همچون يك سلول، آنزيم و يا آنتي بادي متصل به يك مبدل انرژي هستندو قادرند تغييرات ايجاد شده در محيط اطراف خود را گزارش كنند. اين
گزارش توسط سيگنال هايي كه مبدل انرژي متناسب با مقدار آلودگي توليد ميكند، توسط گيرنده ها دريافت مي شوند. بنابراين در صورت تجمع زيادي عامل بيماري در اطراف
اين حسگرها سيگنال هايي قوي فرستاده شده و حضور آلاينده ها درمحيط در ظرف چند دقيقه قابل تشخيص است. اين در حالي است كه تشخيص بيماري با استفاده از روش هاي رايج به حداقل 48 ساعت زمان نياز دارد.
يكي از عوامل اصلي فساد مواد غذايي اكسيژن است، زيرا با نفوذ چربي مواد غذايي باعث تغيير رنگ و در نتيجه فاسد شدن آنها مي شود. يكي از كاربردهاي فناوري نانو در صنايع غذايي ايجاد پلاستيك هاي جديد براي بسته بندي است. در اين پلاستيك ها ذرات سيليكاتي به صورت زيگزاگي دركنارهم قرار گرفته و در نتيجه اكسيژن براي ورود به اين پلاستيك ها
بايد به صورت زيگزاگي دور اين نانو ذرات حركت نمايد. به اين ترتيب زمان لازم جهت نفوذ كامل اين مولكولها به داخل بسته بندي افزايش مي يابد ومواد غذايي براي مدت طولاني تري سالم باقي مي مانند.
علاوه بر نگهداري غذا، سلامت آن نيز يك مسئله مهم است، زيرا بيشتر محصولات غذايي محيطي مناسب بريا رشد باكتريها و ويروسها هستند. اين عوامل مي توانند مسبب
بيماري و گاهي اوقات مرگ شوند. حسگرهاي زيستي با نانو حسگرها كه كاربرد آنها در شناسايي آفات گياهي بيان شد، جهت شناسايي پاتوژن هاي مواد غذايي نيز به كار برده مي شوند.
يكي از اهداف صنايع مرتبط با كشاورزي استفاده هر چه بيشتر از مواد باقيمانده محصولات است. همچنين طراحي و توسعه نانو كاتاليزورها جهت تبديل روغن هاي نباتي به سوخت هاي زيستي و هضم حلال هاي صنعتي يكي ديگر از كاربردهاي فناوري نانو در كشاورزي است كه براي عملي شدن نياز به تحقيقات بيشتري دارد.
استفاده از بذرهايي با عملكرد بيشتر وهزينه توليد كمتر همواره يكي از خواسته هاي زارعين بوده است و محققين اين رشته تلاش كرده اند با در نظر گرفتن ساير جنبه ها در دستيابي به اين هدف گام بردارند. يكي از راههاي دستيابي به اين هدف انتقال ژن هاي خارجي مطلوب به گياهان است.
در ايران براي اولين بار درسال 83 نوعي برنج تراريخته حاصل فناوري نانو زير كشت قرار گرفت. در اين واريته برنج از ذرات نانومتري طلا براي انتقال ژن هاي مورد نظر استفاده شده است. ميزان محصولات اين واريته 20-10 درصد بيشتر از واريته هاي معمولي بوده و هزينه توليد آن نيز كمتر است. از نظر كيفيت نيز اين واريته در سطح بهترين واريته هاي جهان بوده و در طي كشت نياز به هيچگونه سم حشره كشي ندارد. بنابراين بهبود عملكرد ، محيط زيست سالمتري را نيز به ارمغان مي آورد. استفاده از فناوري نانو براي بهبود كشت ساير محصولات كشاورزي نيز مورد توجه قرار گرفته است.
جلوگيري از فرسايش، تصفيه خاك از آلاينده ها و همچنين غني سازي خاك نمونه هايي از كاربرد فناوري نانو در خاكشناسي است.
شناسايي و درمان بيماري ها و همچنين توليد مثل از مهمترين فاكتورهاي تاثيرگذار در بازدهي اقتصادي مزارع دامپروري است. بروز هر بيماري با علائمي مانند تب، كاهش توليد و غيره همراه است و اين علائم زماني درحيوانات قابل مشاهده است كه بيماري تا حدي پيشرفت كرده باشد. در اين هنگام سريعترين درمانها نيز دامدار را با زيان هاي اقتصادي فراواني روبرو مي كند. اما امروزه نانوتكنولوژي اين امكان را فراهم كرده تا با استفاده از سيستم هاي درماني هوشمند از امكان برزو بيماري خيلي زودتر از ظاهر شدن علائم آن آگاه شويم.
آگاهي از زمان مناسب براي جفت گيري دامها نيز يكي از فاكتورهاي مهم اقتصادي در پرورش حيوانات است. از راهكارهايي كه اخيرا در اين زمينه مورد استفاده قرار گرفته مي توان به استفاده از نانوتيوپ هاي خاص در زير پوست اشاره كرد. اين نانوتيوپ ها قادرند تا زمان واقعي پيك استروژن و وقوع فحلي را شناسايي و با كمك يكسري حسگر به دستگاه مانيتور گزارش دهند. بدين ترتيب دامدار از زمان تلقيح آگاه مي شود.
در پايان گفتني است، امروزه كشورهايي كه فقط به منابع خدادادي خود افتخار مي كنند، جز اينكه در رده كشورهاي جهان سوم طبقه بندي شوند، چيزي عايد آنها نخواهد شد. يكي از راههاي فاصله گرفتن از اين مرحله و گام برداشتن به سوي پيشرفت و توسعه يافتگي استفاده از علوم و تكنولوژي هاي جديد است.
با توجه به كاربردهاي فراوان نانوتكنولوژي ، اين فناوري هم اكنون انقلابي را در ساير علوم از جمله صنعت كشاورزي ايجاد نموده و در آينده اي نزديك نقش آن در برنامه هاي اقتصادي دنيا بسيار تاثير گذار خواهد شد. با توجه به نوپا بودن اين علم فاصله ايران از ساير كشورهاي توسعه يافته بسيار كمتر از علوم ديگر است. بنابراين با در نظر گرفتن پتانسيل هاي فراوان صنعت كشاورزي در ايران، ترديدي نيست كه با سرمايه گذاري و برنامه ريزي در جهت كاربرد اين فناوري مي توان درمسير توسعه و پيشرفت كشور گام برداشت.

 

کاربرد های انرژی هسته ای

 

 

 

                              

 

دید کلی




استفاده از نیروی هسته‌ای از 40 سال پیش آغاز شد و اینک این نیرو همان اندازه از برق جهان را تأمین می‌کند که 40 سال پیش بوسیله تمام منابع انرژی تأمین می‌شد. حدود دو سوم از جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای آنها در زمینه تولید برق و زیر ساختهای صنعتی نقش مکمل را ایفا می‌کنند. نیمی از مردم جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای در آنها در حال برنامه‌ریزی و یا در دست ساخت هستند.

به این ترتیب ، توسعه سریع نیروی هسته‌ای جهان مستلزم بروز هیچ تغییر بنیادینی نیست و تنها نیازمند تسریع راهبردهای موجود است. امروزه حدود 440 نیروگاه هسته‌ای در 31 کشور جهان برق تولید می‌کنند. بیش از 15 کشور از مجموع این تعداد در زمینه تأمین برق خود تا 25 درصد یا بیشتر ، متکی به نیروی هسته‌ای هستند. در اروپا و ژاپن سهم نیروی هسته‌ای در تأمین برق بیش از 30 درصد است، در آمریکا نیروی هسته‌ای 20 درصد از برق را تأمین می‌کند. در سرتاسر جهان ، دانشمندان بیش از 50 کشور از حدود 300 راکتور تحقیقاتی استفاده می‌کنند تا: درباره فناوریهای هسته‌ای تحقیق کرده و برای تشخیص بیماری و درمان سرطان ، رادیوایزوتوپ تولید کنند.

همچنین در اقیانوسهای جهان راکتورهای هسته‌ای نیروی محرکه بیش از 400 کشتی را بدون اینکه به خدمه آن و یا محیط زیست آسیبی برسانند، تأمین می‌کنند. دوره پس از جنگ سرد ، فعالیت جدیدی برای حذف مواد هسته‌ای از تسلیحات و تبدیل آن به سوخت هسته‌ای غیر نظامی آغاز شد. انرژی هسته‌ای کاربردهای زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و ... دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته‌ای به تمامی انرژیهای دیگر قابل تبدیل است، ولی هیچ انرژی به انرژی هسته‌ای تبدیل نمی‌شود. موارد زیادی از کاربردهای انرژی هسته‌ای در زیر آورده می‌شود.

نیروگاه هسته‌ای

نیروگاه هسته‌ای (Nuclear Power Stotion) یک نیروگاه الکتریکی که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیم استفاده می‌کند. اولین جایگاه از این نوع در 27 ژوئن سال 1958 در شوروی سابق ساخته شد. که قدرت آن 5000 کیلو وات است. چون شکست سوخت هسته‌ای اساسا گرما تولید می‌کند، از گرمای تولید شده راکتورهای هسته‌ای برای تولید بخار استفاده می‌شود. از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربینها و ژنراتورها که نهایتا برای تولید برق استفاده می‌شود.

بمبهای هسته‌ای

این نوع بمبها تا حالا قویترین بمبهای و مخربترینهای جهان محسوب می‌شود. دارندگان این نوع بمبها جزو قدرتهای هسته‌ای جهان محسوب می‌شود.

 

پیل برق هسته‌ای Nuelear Electric battery

پیل هسته‌ای یا اتمی دستگاه تبدیل کننده انرژی اتمی به جریان برق مستقیم است، ساده‌ترین پیلها) شامل دو صفحه است. یک پخش کننده بتای خالص مثل استرنیوم 90 و یک هادی مثل سیلسیوم.
جریان الکترونهای سریعی که بوسیله استرنیوم منتشر می‌شود ازمیان نیم هادی عبور کرده و در حین عبور تعداد زیادی الکترون اضافی را از نیم هادی جدا می‌کند که در هر حال صدها هزار مرتبه زیادتر از جریان الکتریکی حاصل از ایزوتوپ رادیواکتیو استرنیوم 90 می‌باشد.

کاربردهای پزشکی

در پزشکی تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:

رادیو گرافی

گاما اسکن

استرلیزه کردن هسته‌ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو‌های هسته‌ای

رادیو بیولوژی

کاربردهای کشاورزی

تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی در کشاورزی دارد که مهمترین آنها عبارتست از:

موتاسیون هسته‌ای ژنها در کشاورزی

کنترل حشرات با تشعشعات هسته‌ای

جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما

انبار کردن میوه‌ها

دیرینه شناسی (باستان شناسی) و صخره شناسی (زمین شناسی) که عمر یابی صخره‌ها با C14 در باستان شناسی خیلی مشهور است.

کاربردهای صنعتی

در صنعت کاربردهای زیادی دارد، از جمله مهمترین آنها عبارتند از:

نشت یابی با اشعه

دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)

سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار

سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات

چگالی سنج موادمعدنی با اشعه

کشف عناصر نایاب در معادن

 

 

 

 

انرژي هسته اي و گريزي به کاربردهایی از آن در كشاورزي

استفاده از انرژي هسته اي، يكي از اقتصادي ترين شيوه ها در دنياي صنعتي است و گستره عظيمي از كاربردهاي مختلف، شامل توليد برق هسته اي، تشخيص و درمان بسياري از بيماريها، كشاورزي و دامداري، كشف منابع آب و ... را در بر مي گيرد.


انرژي هسته اي در مجموع، مانند يكي از انرژي هاي موجود در جهان مثل انرژي بادي، آبي، گاز و نفت و ... است، اما در مقايسه با آنها جزو انرژي هاي پايان ناپذير شمرده مي شود، كه از نظر ميزان توليد انرژي پاسخگوي نيازهاي بشر خواهد بود.


انرژي هسته اي كاربردهاي متعددي دارد كه در يك تقسيم بندي كلي ميتوان آن را به نظامي و غيرنظامي يا صلح جويانه تقسيم كرد.

از کاربردهای مرتبط با کشاورزی آن می توان بهموارد زیر اشاره کرد:

پرتودهي مواد غذايي، عبارت است از قرار دادن ماده غذايي در مقابل مقدار مشخصي پرتو گاما، به منظور جلوگيري از جوانه زني بعضي محصولات غذايي مانند پياز و سيب زميني 

 كنترل آفات انباري، كاهش بار ميكربي و قارچي بعضي از محصولات مانند زعفران و ادويه و تأخير در رسيدن بعضي ميوه ها به منظور افزايش زمان نگهداري آنها .....

 در بخش كودها مطالعات مربوط به تغذيه گياهي نيز از اين روش استفاده مي شود مانند نحوه جذب كودها و عناصر و ... .


با استفاده از تكنيك پرتوتابي هسته اي مي توان تغييرات ژنتيكي مورد نظر را براي اصلاح محصول در توده هاي گياهي به كار برد. براي نمونه كشور پاكستان كه بيابان هاي وسيع و زمين هاي باير فراواني دارد، از راه كشاورزي هسته اي، ارقام پرمحصولي از گياهان را در همين مناطق پرورش داده است.
نقش تكنيك هاي هسته اي در پيشگيري، كنترل و تشخيص بيماريهاي دامي، نقش تكنيك هاي هسته اي در توليد مثل دام، نقش تكنيك هاي هسته اي در

 تغذيه دام، نقش تكنيك هاي هسته اي در اصلاح نژاد دام، نقش تكنيك هاي هسته اي در بهداشت و ايمني محصولات دامي و خوراك دام

تاریخچه مکانیزاسیون کشاورزی

حدود هزاران سال پیش از میلاد، نوعی از گاو آهن به کار می رفت، الیشا 900 سال قبل از میلاد موفق شد، زمین را با دوازده گاو نر، شخم کند. همچنین در سال 1950 شخم به وسیله پنج گاو نر، در مشرق ترکیه مشاهده شده است.

گاو آهن چوبی ، با خیش آهنی ، که قرنها پیش به کار می رفته، هنوز در برخی نقاط جهان ، مورد استعمال دارد.

داچ در انگلستان به سال 1730 گاو آهن فرنگی را، رایج ساخت. گاو آهن«اسه گس» با برگردان فلزی، حدود سال 1756 اختراع گردید، گاو آهن نورفولک با سوک و برگردان فلزی، در سال 1721 به عنوان نمونه ساخته شد. جیمز اسمال نویسنده کتاب شخم در سال 1784 گاو آهن روترهام را عرضه داشت. در اواخر قرن هیجدهم، انگلیسیها، تمام گاو آهنهای خود را فلزی کردند.

توماس جفرسون، دانیل وبستر ، آغازگر اصلاح گاو  آهن در آمریکا هستند.

دانیل وبستر و کارلس نیوبلد از برلینگتن نخستین گاو آهن چدنی را، تهیه کردند. در آن زمان، کشاورزان عقیده داشتند که چدن خاک را مسموم می کند، لذا از استعمال گاو آهن مزبور، خودداری می کردند.

جتروود در سال 1814 گاو آهنی ساخت که می توانست هنگام شخم، خاک را برگردان نمایدو در سال 1833 آهنگری به نام جان دیر، برای اولین بار از فولاد اره دستی، گاو آهنی فولادی سه لایه را ساخت. وی در سال 1868 soft senter steel را، برای ساخت برگردان، بدست آورد. امروز نیز، با این ماده خاک برگردان، ساخته میشود.

در سال 1837 جان دیر، در گراند دتور ایلینوی یک نوع گاو آهن فولادی را، ابداع کرد که سوک و برگردان آن یکپارچه بود. وی بعد ها واحد بزرگی را، برای تولید گاو آهن و ماشینهای کشاورزی، بوجود آورد.

در سال 1868 جیمزاولیور، امتیاز چدن سخت را، که همان بچه آهن است، به نام خود ثبت نمود.

در سال 1864 اف. اس داونپورت امتیاز گاو آهن دو خیش اسبی را کسب کرد. در آنزمان برای کشیدن یک گاو آهن سه تا چهار خیشه، ده تا دوازده است، مورد نیاز بود.

در سال 1890 گاو آهن ده خیش، بوسیله تراکتور های بخاری کشیده می شد.

بطور کلی، گاو آهنها تا حدود سال 1940 کششی بود. در این سال گاو آهن هیدرولیکی اختراع شد و گاوآهنهای فرگوسن یک خیشه و دوخیشه هیدرولیکی به بازار آمد.

گاو آهن بشقابی، در سالهای 1890 و 1895 توسط دی.اچ.لین و ام.تی.هانکوک و جی.ک.آندره وود در ایلی نویز، ابداع شده و به ثبت رسید.

ابداع دیسک و هرس و تکامل آن

بطور کلی دیسکها تا سال 1880 در آهنگریها ساخته می شد و پس از آن بود که کمپانی اهرس ایلینویزکیستن و سایر شرکتها به ساختن آن در کارخانه پرداختند.

هرس دندانه ای در سال 1790 و هرس فنری در سال 1878 توسط دو کارخانه دیگر ساخته شد. هرس دوار، از سال 1940 به بازار عرضه شد.

اختراع ماشینهای کاشت و تکامل آنها

چینیها صد ها سال قبل از میلاد، موفق به اختراع نوعی ماشین بذر پاش شده اند. با این حال تا حدود 150 سال پیش، کلیه بذر کاریها را با دست، انجام می دادند.

بذرکاری با ماشینهای ساده ردیفکاری، از سال 1850 در اروپای مرکزی و بخصوص فرانسه ، متداول گردید.

نخستین ماشین بذر کار ساده، در قرن شانزده توسط اسپانیولها ،ساخته شد، سپس یکنفر انگلیسی ، اختراع مزبور را تکمیل کرد.

ساخت رسمی ماشینهای بذر پاش و تکمیل آنها، توسط اتباع آمریکا و انگلیس و فرانسه، به نیمه دوم قرن هیجدهم، مربوط می گردد.

الیاکم در سال 1799 و ویلیام تی. پنوک آمریکایی در سال 1840 اولین نفراتی هستند که هر کدام، جداگانه، موفق به اختراع بذرکار گندم ، گردیده اند. 53 درصد از مزارع گندم آمریکا، در سال 1879 توسط بذر کار کاشته شده بود.

اولین بذر کار ردیفی، جعبه ای چوبی، به شکل استوانه ای افقی بود که سوراخهایی، روی آن تعبیه شده بود. با گردش استوانه ، حول محور، بذر ها، از سوراخهای مرکزی، روی ردیفها، پاشیده می شد.

در سال 1831 دی. اس راکول اختراع ماشین ذرت کار را، به ثبت رسانید. در سال 1892 برادران دولی بذر افشان تک دانه ای را ساختند.

در سال 1857 روبن سین سیناتی اهل اوهایو، بذر کار کپه کار را، ساخت.

در سال 1870 دو-لاو پنبه کار ردیفی را اختراع کرد و در 1880 نوع کاملتر آن، به بازار وارد شد.

نیاز به سرعت عمل ، استحکام ماشین و دقت در بذر کاری ، به منظور کاهش هزینه های کارگری و بذر اصلاح شده گران قیمت ، مخصوصا در بذرهای مونوژرم، چغندر قند و تخمهای ناصاف یا بذور دارای ابعاد مختلف، موجب اختراع بذر پاشهای پیشرفته تری چون بذرکار های سانتریفوژ و پنوماتیک شد. البته بذر پاشهای سانتریفوژ، دقت عمل لازم را، ندارند.

تاریخچه کولتیواتور

در قدیم که بذرکاری با دست و بطور درهم انجام  می شد، ماشین «هو» تنها وسیله ای بود که توسط آن ، سطح بین بوته های درهم را ، نرم می کردند و پای بوته ها را خاک می دادند و علفهای هزر را نیز از بین می بردند. هنوز هم این وسیله استفاده میشود.

پیشرفت کولتیواتور ، زمانی آغاز گردید که کشت ردیفی، رواج یافت. شاسی و دندانه کولتیوارهای اولیه، غالبا از چوب سخت، ساخته شده بود و عملیات با دست انجام می گرفت.

در اوایل قرن هیجدهم «ستروتول» اولین ماشین هواسبی را ابداع نمود. جورج استرلی آمریکایی در سال 1856 کولتیواتور دو اسبی، با جای نشستن یک نفر را اختراع کرد. حدود سال 1900 کولتیواتور دو ردیفه اسبی بوجود آمد. سرانجام در سال 1918 کمپانی ب. اف آوری آمریکایی کولتیواتوری اختراع کرد که در جلو تراکتو، سوار می شد. از آن پس کولتیوارهایی که اغلبشان بوسیله تراکتور، کشیده می شد، روبه تکامل رفت و کمپانی انترناسیونال هاروست تولید بخش اعظمی از آن را، به عهده داشت.

پابه پای آمریکا، در کشورهای انلگستان، فرانسه، آلمان این وسیله مدرنتر گردید. تا بالاخره از سال 1932 به بعد، کولتیوار هیدرولیک، بوجود آمد.

تاریخچه وسایل سمپاشی

در سال 1850 و 1860 جان بین در کالیفرنیا، سمپاش دستی را ساخت.

در سال 1880 اولین محلول پاش به بازار آمد.

ابتدا به خاطر مبارزه با امراض قارچی گیاهان، بویژه بیماری قارچی مو در شهر «برود» فرانسه، موضوع سمسازی و سمپاشی ، مطرح و آغاز گردید.

«بی اسمیت» در سال 1900 در نیویورک موفق به اختراع سمپاش موتوری شد. سمپاش تراکتوری، بعد از توسعه ردیفکاری، حدود سال 1935 وبالاخره سمپاشی با هواپیما حدود سال 1940 شروع گردید. ولی در منبع شماره 156 تاریخ نخستین سمپاشی هوایی را، سال 1921 در اوهایو ذکر نموده است.

در حدود سال 1945 هلیکوپتر برای سمپاشی و پخش کود، بکار گرفته شد.

تکامل ماشینهای برداشت غله

ساختن ماشین برداشت غله ابتدا از برش و بعد دسته بندی ساقه ها، شروع شد و سپس ، با ابداع وسیله جدا کردن مکانیکی دانه ها، از خوشه کاملتر گردید.

دسته بندی غلات در اواسط قرن 18 معمول گشت که بدنبال اسب، کشیده می شد.

از سال 1829 به بعد، نوعی از ماشین های برداشت در آمریکا و اروپا ساخته شد که نیروی لازم را، از چرخ ماشینهایی که بوسیله دام کشیده می شد، کسب می کرد تا اینکه در سال 1919 استفاده از موتور، به جای اسب به منظور تامین نیروی مورد نیاز ماشین فراهم شد.

نخستین کمباینهای کششی با تراکتور بخاری در مقیاس وسیع در سال 1916 در آمریکا معمول شد. از آن پس ، ماشین برداشت گندم و جو، بسرعت، رو به تکامل رفت، و کمباین امروزی که کلیه عملیات برش، کوبیدن، و بوجاری و کیسه گیری غله را یکجا انجام می دهد، بوجود آمد.

«پیرروسو» در تاریخچه صنایع و اختراعات جزئیات بیشتری از اختراع و تکامل ماشینهای برداشت غله را ارائه داده است که به نقل مستقیم آن می پردازیم:

« گلوآها، یعنی ساکنین قدرم کشور فرانسه نوعی ماشین برداشت برای درو کردن غلات ساخته بودند و آن ارابه ای بود که با گاو حرکت می کرد و در زیر آ« دندانه هایی کار گذاشته بودند که خوشه های غلات را می گرفت و از جا در می آورد. اما این اختراع ، در کار خود توفیق کامل نیافت و مورد توجه واقع نشد و زود آن را به فراموشی سپردند. علت این عدم توفیق، بخصوص از آن لحاظ است که بکار بردن ماشین کشاورزی فقط در مواردی مفید است که بواقع، دچار کمبود کارگر باشند. چنانکه می دانیم رومیان از این لحاظ دچار مضیقه نبودند و فقط اواخر قرن هیجدهم بود که براستی، این احتیاج را حس کردند. خوب است به خاطر آوریم که در این اوقات، مخصوصا بواسطه انقلاب صنعتی در انگلستان، قراء و دهات این کشور از سکنه ، خالی ماند. مالکین بزرگ، که غالبا صاحب صدها هکتار زمین، برای کشاورزی بودند، به فکر افتادند که از روش پر زحمت قدیم، دست بردارند و فنون جدید را که بازده بسیار دارند جانشین آن کنند. مالکین کوچک غالبا مجبور بودند که اراضی خود را به ثروتمندان بزرگ بفروشند و راه شهرها را در پیش گیرند و به کار پردازند. اما کمبود کارگر خطر بزرگی شده بود که تمام نقشه های مالکین بزرگ و ثروتمند را بهم می زد . بنابراین به خود گفتند آیا روشی وجود ندارد که به کمک آن بتوانند با وسایل مکانیکی گندم را درو کنند ؟ درسال1780جامعه پادشاهی انگلستان موضوع را به مسابقه گذاشت و مسلما جوابهای بیشمار دریافت داشت که غالب آنها بیش و کم جنبه شوخی و مزاح داشت و در مقام عمل مورد استفاده نبود .

در تمام ربع اول قرن نوزدهم مخترعین در کوشش و تکاپو بودند. و بالاخره این کوششها در سال 1828 منجر به اختراع دستگاه درو کنی پاتریک بل شد و اساس آن این بودکه تیغه فلزی تیزی که حرکت رفت و آمدی داشت، خوشه های گندم را می برید و سپس این خوشه ها را به دو سو پرتاب می کرد.

در همین هنگام مسئله مکانیکی کردن کشاورزی در آمریکا، مطرح شد. در آن مملکت، کمبود کارگر، ایجاد زحمت نمی کرد، بلکه وسعت زراعت آنقدر زیاد بود که کشاورزان قادر به کار نبودند. کشورهای متحد آمریکا، مرتبا وسعت می یافت و در اواخر، ایالت لوئیزیان و چندین ایالت دیگر، بر آن افزوده شده بود. این ایالات سرزمینهای وسیعی بودند که پیشقدمان احیای این سرزمینها املاک وسیعی را که غالبا وسعت آنها بیش از تمام کشور بلژیک بود، به قیمت دو تا سه دلار برای هر هکتار، به تصرف خویش درآوردند.  برده فروشان، مرتبا کشتیهای خود را پر از چوب آبنوس {منظور غلامان سیاه است} می کردند و به آمریکا می آوردند و با این حال، کارگران، در این سرزمینهای عظیم که بهیچوجه، تناسب با قدرت کار عده محدودی نداشت گم می شدند. از این رو، می توان خوب حدس زد که لزوم مکانیکی کردن فن کشاورزی با چه شدت و حدتی در این مملکت مورد توجه واقع شد. این مسئله در سال 1833 بوسیله پسر جوان یکی از مالکین بزرگ ایالت ویرجینی به نام سیروس ماک کورمیک حل شد. وی ماشین عجیبی در مزارع خود بکار انداخت که بوسیله دو اسب کشیده می شد. در این ماشین، چرخها با کمک تسمه ای، اره خاصی را به حرکت متناوب ، در می آورد و این اره خوشه های گندم و غلات دیگر را می برید و سپس آنها را بلند می کرد و در محل خاصی، می ریخت. به این تدبیر، مزرعه با چنان دقت و سرعتی درو می شد که موجب حیرت حضار می گردید.

ماک کورمیک، شروع به بهره برداری صنعتی از این اختراع کرد و از سال 1839 ماشینهای خود را به معرض فروش گذاشت. نمایشگاه لندن به سال 1851 شاهد پیروزی بزرگ کشاورزی مکانیکی بود. چندین نوع دروگر معروف به معرض نمایش گذاشته شد که اختراع ماک کورمیک بوضع محسوسی بر همه آنها برتری داشت. گذشته از آن انواع خرمنکوب و دانه پاش مکانیکی، به معرض نمایش گذاشته شد و نیز گاو آهنهایی که دارای چندین تیغه بودند دیده می شد .

در سال 1868 برای اولین بار اختراع دانشمند کشاورزی ورس آندریی ولاسنکو واردمیدان عمل شدوآن ماشینی بود که در عین حال کار خرمنکوبی و هم عمل دروگری را انجام می دادونیز در همین اوقات بود که اولین ماشینهای خرمنکوبی که با نیروی بخار کار می کردند ظهور نمود.

اختراع و تکامل ماشین برداشت پنبه

اولین کسی که جواز دوک پنبه ریسی را بدست آورد « آگوست کمپل» در شانزدهم جولای 1985 بود. این وسیله در حقیقت پایه و اصول ماشین پنبه چینی امروز می باشد.

اوایل سال 1920 شرکت ماشینهای درو، امتیاز کمپل را کسب نمود و مدت 20 سال بر روی آن تحقیق کرد تا سرانجام در سال 1942 موفق به اختراع ماشینی شد که می توانست عملا در صحرا، بکار بپردازد.

افراد زیر روی ماشینهای پنبه پاک کنی و پنبه چینی بررسی به عمل آورده اند:

جان هاگز در سال 1871 اهل نیوبرن کارولینای شمالی، سیمو اهل بنهام تگزاس حدود سال 1872 و «ه.ب.ویک» اهل ریچموند ایندیانا در سال 1874.

تحول حقیقی ماشین برداشت پنبه، از زمانی آغاز گردید که کشت خطی رواج یافت و تراکتور و موتورهای دیزلی، تکامل پیدا کردند. به این ترتیب عملا، بعد از جنگ جهانی دوم بود که از ماشینهای اتوموژیس پنبه چینی به مزارع بزرگ پنبه، راه یافت.

تاریخچه ماشینهای برداشت علوفه

برداشت علوفه، تا پیش از سال 1830 توسط داس، انجام می شد. در این سال، نخستین درو کن علوفه که با نیروی دام، کار می کرد در انگلستان ساخته شد.

در حدود سال 1910 نیروی تراکتور، برای کشش درو کن آبی بکار گرفته شد و در سال 1920 علف بر تراکتوری بوجود آمد. بالاخره با اختراع دستگاه هیدرولیک و استفاده از شافت تراکتور تکنولوژی برداشت علوفه بسرعت روبه تکامل رفت. بطوری که امروز علفبر و علف خورد کن و ماشینهای بسته بندی علوفه، با مارکهای متنوع در مزارع مشاهده می گردد.

ابداع و تکامل ماشینهای برداشت چغندر

اولین وسیله برداشت بسیار ساده در سال 1898 ابداع گردید، سپس در سال 1930 ماشین برداشت جداگانه به بازار آمد و سرانجام، بعد از جنگ جهانی دوم این وسیله متحول گردید. بطوری که امروز در مزارع مدرن، کندن سرزدن تمیز کردن، و بار کردن چغندر قند، کاملا بصورت مکانیزه انجام می شود.

تاریخچه اختراع و تکامل تراکتور

66 سال بعد از اختراع ماشین بخار توسط جیمز وات، اولین ماشین بخار ( لکومتیو) بعنوان منبع قدرت ثابت، که به کمک کابل برای اجرای شخم بکار می رفت در سال 1835 توسط یکنفر مکانیسین انگلیسی ساخته شد. جابجا کردن لکومتیو شخم زده شد. در سال 1846 در فرانسه، با نوع لکومتیو شخم زده شد. در سال 1878 اتومبیلی که شخم می زد بوجود آمد. آنگاه در سال 1890 در آمریکا، نخستین تراکتور به اسم اول ساخته شد.

در اوایل قرن بیستم تراکتورهای به وزن بیست تن و بیست و دو تا چهل و پنج قوه اسب بخار، ایجاد گردید.

تا سال 1917 طرحهایی برای تولید انبوه تراکتور سبکتر و کارآمدتر، تهیه شد. P.T.O ( شکافت تولید نیروی مکانیکی چرخان درعقب تراکتور) در سالهای پس از 1917 بکار رفت.

  

تراکتورهای سه چرخ در 1924 معمول گردید. و از آن پس این وسیله به تدریج از بنزینی به نفتی و از نفتی به گازوئیلی تبدیل گشت.

در اواسط دهه 1930 استفاده از موتورهای دیزلی در تراکتورهای زراعی با بهره زیاد و صرفه جویی در سوخت متداول شد.

کارخانجات فورد در سال 1917 و انترنشنال در سال 1923 شروع به تولید تراکتور کردند.

 

پیش از سال 1930 تراکتورها چرخ آهنی داشتند و از تاریخ مزبور به بعد طایر لاستیکی جایگزین آن گردید. در همین دوره کارخانجات فرگوسن با اختراع دیسک به تکمیل تراکتور پرداخت.

مخترعینی که به تشویق دولت انگلستان، موفقیتهایی در امر استفاده از نیروی موتور در کشاورزی بدست آورده اند عبارتند از کستر در سال 1858 نیو کاستر در سال 1865، ورسستر در سال 1863 ، لیسستر در سال 1868 و ولور در سال 1871.

دکتر « دانل آرهانت » نویسنده کتاب مدیریت تراکتور و ماشینهای کشاورزی، تاریخچه تراکتور را نیز در کتاب خویش آورده است. گرچه مطالب وی، در برخی موارد با تاریخچه ای که در فوق آمده مشابهت دارد ولی حاوی نکات تازه ای است که به منظور آگاهی خوانندگان عینا در اینجا نقل می گردد:

امروزه دستگاه مولد قدرت برای کار مزرعه بای کم حجم، سبک و قوی باشد چون یک دستگاه مولد قدرت متحرک می باشد. کارهای مزرعه در گذشته، بوسیله دستگاه قدرت نیمه ثابت انجام می شد. ( بعنوان مثال با کابل برق) اشاره به ماشین بخاری که در بیرون مزرعه می ایستاد و کابلی را به حرکت در می آورد و کابل به نوبه خود گاو آهنی را روی زمین می کشید. و در آینده نیز ممکن است چنین شود. این تقریبا غیر قابل تصور است که روزی به جای اینکه دستگاه قدرت را به مزرعه ببریم، مزرعه را به نزدیک دستگاه قدرت بیاوریم. با این وجود بیشترین بازده قابل حصول، از آن نیروگاههای بزرگ و ثابت می باشد.

سه تغییر اصلی در منابع قدرت مزرعه به وقوع پیوسته است: انسان به حیوان، حیوان به موتورهای احتراق خارجی(بخار) و موتورهای احتراق خارجی به موتورهای احتراق داخلی... امروزه عملا تمام قدرت مزرعه ، از موتورهای احتراق داخلی حاصل می شود و اکثر این ماشینها روی تراکتور سوارند... کاربرد قدرتی سوای قدرت انسان در کشاورزی، از زمانهای دور مورد توجه بوده است. قدرت حیوان در زمان ماقبل تاریخ بعنوان کمک به کار بشر بخوبی بکار میرفت. با ابداع قدرت بخار در اوایل قرن نوزدهم، کوششهایی انجام گرفت تا از نیروی بخار در مزرعه استفاده شود. بعد از جنگهای داخلی آمریکا و تا سال 1920 قدرت بخار عموما برای کار شخم و تسمه مورد استفاده قرار می گرفت. به هر حال دستگاه مولد قدرت بخار حجیم و سنگین بود و گرچه سوخت ارزان و آب معمولا مجانی بود ولی صرف کار زیادی برای کار اندازی و سوخت گیری موتور لازم بود. زمانی که موتور روی ارابه نصب شد و به چرخهای عقب قدرت داده شد، ترکیب منتجه، گرچه نیرومند ولی اسباب زحمت و غیر قابل کاربرد برای اکثر مزارع بود.

 

 اولین ماشین کششی که از موتور احتراق داخلی استفاده می کرد در حدود سال 1890 ظاهر گشت و همان وضعیت نا مناسب موتورهای بخار را داشت. به هر حال، بتدریج که موتور احتراق داخلی بهتر شد، نسبت به بخار وزن آن، از موتور بخار، پیشی گرفت و دوران تراکتور  سبک وزن قدرتمند و مناسب فرار رسید.

نام تراکتور یعنی کشنده در حدود سال 1906 بوسیله یک فروشنده ماشین الات، ضرب زده شد.

موتورهای تراکتور اولیه با نفت کار می کرد. زیرا در ثلث اول قرن بیستم نفت هم فراوان بود و هم ارزان . طرح تراکتور در گذشته، تغییرات زیادی یافته و انتظار می رود که در آینده نیز، تغییرات زیادی بنماید.

تراکتورهای اولیه، فقط واحدهای قدرتی خودگردانی بودند که از تسمه فلکه آن، برای خرد کردن و سایر کارهای درجا استفاده می شد.

تراکتورهای اولیه که برای شخم، بکار می رفت کشش زیادی داشتند ولی سرعت حرکت آنها کم و بنابراین بازده قدرتی انها کم بود.  

 

کارخانجات سازنده، متوجه شدند که یک نوع تراکتور که بتواند در همه کارها جانشین اسب شود، مطلوبتر خواهد بود. نتیجتا، چند تراکتور دوچرخی چرخ جلو محرک، تولید شدند که ادوات اسب کش را مستقیما به آن وصل می کردند. کارکردن ب این نوع تراکتور مشکل بود. ولی اگر فرمان هیدرولیکی می بود و ادوات مخصوصی که امروزه ساخته شده اند، وجود می داشت، این نوع تراکتور می توانست ماندگار باشد.

آمادگی بازار در طی جنگ جهانی اول و ارزان شدن در اثر تولید توده ای، جهشی در تعداد و محبوبیت تراکتور بوجود آورد. ترقی روز افزون همچنین تعداد زیادی از کارخانجات کوچک را، به تولید تراکتور رهنمون کرد. تا سال 1920 تقریبا 100 کارخانه سازنده تراکتور وجود داشتند. در این زمان بود که آزمایشات تراکتور نبراسکا، بوجود آمدند. این آزمایشات کوششی در ارزیابی تراکتورهایی بود، که در نبراسکا فروخته می شد. این آزمایشات همراه با رکود در قیمت محصولات کشاورزی در اوایل 1920 تعداد زیادی از کارخانجاتی را که بنیه مالی آنها کم و یا تراکتورهایش ناموثر بودند از صحنه خارج کرد.

  

فقط شرکتهای با بنیه مالی قوی و آنهایی که تراکتورهایشان در مزرعه خودی نشان داده بودند، توانستند دوام بیاورند. این شرکتها، هسته هشت شرکت مهم سازنده تراکتورهای مزرعه در ممالک متحده آمریکا را بوجود آوردند.

قدم دیگر ساخت تراکتور، ارتفاع زیاد از سطح زمین، بود. کولتیواتور تراکتوری، اسبها را از آخرین کاری که در مزرعه انجام می دادند آزاد ساخت. بعد از آزمایشاتی چند کارخانجات نسبت به ساخت چرخ جلو دوتایی که به تراکتور فاصله کافی، نسبت به خط کشت می داد توافق کردند.

 

 

تاریخچه تکامل ابزار کشاورزی در ایران

تاریخچه وسایل کشاورزی در ایران را در دو قسمت ابزار کشت و ابزار برداشت بررسی می نماییم.


الف- ابزار کشت

به گفته «پتروشفسکی» :

در قرون وسطی خیش اعم از سنگین و یا سبک مانند این ایام، از چوب بود و فقط انتهایی آهنین داشته. خیش سبک ، بیشتر متداول بوده. این خیش بتدریج از چوبی که شاخه کوتاهی به آن نصب بوده و زمین را با آن می خراشیدند، تکامل یافته پدید آمده بود.

به عقیده وی اصطلاح جفت گاو دارای دو معنای زیر بوده است:

1- خیش سبک یا سنگین با گاوهایی که آن را بکشد و نیروی کار انسانی، برای مراقبت. 2- قطعه زمینی که در یک فصل، به یاری یک خیش و گاوان نر، شخم و کشت شود.

  

«پطروشفسکی» مساحت قطعه زمین اخیر را، برای زراعت گندم شش تا هفت هکتار و برای زراعت برنج دو تا سه هکتار می داند.

 

 جهت ایجاد شیار و تخم افشانی، از دراز گوش، گاومیش و بویژه گاو، استفاده می شد. ظاهرا خر را در شخمهای سبک به کار می بردند، زیرا به گفته حمدالله مستوفی:

                     از نیکویی زمین، شخم به یک دراز گوش کافی بود.

در بعضی نقاط غربی و شمال غربی ایران، برای زمینهای سخت و کوهستانی، خیش سنگین، بکار می رفت.

در زمان خلفا، خیشهای سنگینی که هر کدامشان، توسط هشت جفت گاو نر کشیده می شد، وجود داشته است. حتی « شرفخان بدلیسی » نویسنده فارسی زبان کرد، به گاو آهنی در ولایت موش ارمنستان غربی، اشاره می کند که با بیست  و چهار راس گاو نر و گاو میش، کشیده می شده است.  

« جفت یا قطعه زمینی شخمی یک خانوار دهاتی، مطابقت نداشته و قاعدتا یک خانوار، قادر به خرید و نگهداری گاوان نر، برای کشش خویش نبوده است. و بدین منظور تا این ایام نیز، روستاییان ایران، در گروههای کوچک متحد شده و چند خانوار در یکجا به خرید و نگهدای خیش و عوامل کشش آن اقدام می کنند.

فردوسی کشف استفاده از جفت گاو را ، به هوشنگ نسبت می دهد. ثعالبی در داستانی متعلق به عصر ساسانیان به کشاورزی اشاره می کند که کشتزار خویش را به یاری یک جفت گاو و خیش و گاو آهن کاشته است. «قابوس وشمگیر» نویسنده قابوس نامه به فرزندش «گیلانشاه» نصیحت می کند که همواره، یک جفت گاو نیک، بعنوان رزرو در مزرعه خود نگاه دارد.

گاو آهنهای ایرانی که بسیار ابتدایی بوده و هست، فقط زمین را ، خراش می داد و عمق شیار آن، بسیار کم بود. پس کشاورزان ناچار بودند، زمین واحدی را، چندین بار شخم بزنند.

 بعقیده پطروشفسکی:  آلات شخم در ایران فوق العاده به کندی گسترش یافته و در طی چندین قرن تقریبا تغییری حاصل نکرده است و در عین حال، بنحوی بدوی است که بیننده را متعجب می سازد. تضاد و اختلاف شدیدی که میان بدوی بودن و عدم پیشرفت آلات شخم از یکسو و شیوه های متکامل فن فلاحت و زراعت ایران و انواع پیچ در پیچ دستگاهها و موسسات آبیاری بخصوص مجاری زیر زمینی از سوی دیگر وجود دارد در بادی نظر بیننده را در شگفتی می افکند وچون شخص فقدان پیشرفت آلات شخم را ، با سطح عالی و موفقیتهای فنی صنعتگران و پیشه های هنری ایرانی، در قرون وسطی مقایسه کند، بیشتر مایه تعجب می گردد.

 

« دکتر زکی محمد حسن» در تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام بدینگونه ، از برتری صنعتگران قدیم ایران سخن می گوید:

« وچون به ایران نظر کنیم، می بینیم که محل تلاقی و برخورد فنون و صنایع قدیمه شرق نزدیک بوده و روشهای فنی متنوعی در آن، نشو و نما کرده است و فنون و صنایع بابل، آشور، مصر، هند و یونان در آن تاثیر نمایان داشته و پس از اینکه در کشور ایران نشو و نما کرده است، در سراسر قرون قدیمه و وسطی، در عالم منتشر شده و در فنون و صنایع ملل تاثیر بسزایی داشته است. به استثنای فنون و صنایع یونان، می توان گفت دوره هیچ فن و صنعتی، مانند فنون و صنایع ایران ممتد نشده است. گذشته از این با کمال اطمینان و عقیده راسخ می گویم، هیچ فن و صنعت مهمی در عالم یافت نمی شود مگر اینکه فنون و صنایع ایرانی، در آنها موثر بوده و از روش و یا ظریف کاری و تزیین آن اقتباس کرده باشند. آری، تمام فنون و صنایع یونانی، مصری قدیم و روم و بیزانت و چین و هند، در بعضی از اشکال فنی و روشهای معماری و تزیینی و یا از حیث رموز فنی و ظریف کاری مدیون فنون و صنایع ایرانی می باشند.

« پطروشفسکی» علت عقب ماندگی ابزار کشاورزی را بدین گونه بیان می کند:

برای عقب ماندگی آلات کشاورزی، فقط یک توجیه می توان یافت و بس: به این معنی که ریشه عقب ماندگی، نه در وضع فنون و صنعت، بلکه در روابط اجتماعی ایران زمان قرون وسطی بوده ایران در آن زمان قادر به تولید آلات کشاورزی بهتر و عالیتر و مکملتر بوده است ولی جامعه فئودالی ایران مانند دیگر کشورهای آسیای غربی و آفریقای شمالی، در این زمینه مشوق و محرک ترقی نبوده است.

اگر آلات کار تکمیل می یافت، مخارج تولید کشاورزی افزوده می شد. ولی نه روستایی که مقید و وابسته به مالک فئودال بوده در زیر بار شیوه مزارعه و بیغار و بهره و مالکیت مالک و دولت، خرد شده بود، در این افزایش هزینه ذینفع بود و نه مالک فنودال که از خود زراعتی اربابی نداشت و بدین سبب در اندیشه توسیع تولیدات کشاورزی نبود. زیرا محصول اضافی را که مالک مزبور بصورت بهره ماخوذ می داشت بخشی از آن مستقیما خود وی و خانواده اش و نوکران نظامی و آدمهایش مصرف می کردند و قسمتی را هم در رباخواری و بازرگانی بکار می انداخت و چیزی صرف تکمیل کشاورزی نمی کرد. به اضافه، هزینه تولیدات کشاورزی از قبیل خرید عوامل( گاو داری) بذر و خود گزاف بود. مثلا در املاک خاص غازان خان، مخارج هر جفت گاو زمین از قبیل یک جفت گاو نر و بذر و غیره به 185 دینار سر می زد که می بایست یکباره پرداخته شود. روستایی می بایست این هزینه ها را به عهده گیرد و یا چنانکه مالک متعهد مخارج مزبور می شد، میزان بهره اضافه می گشت. و در هر دو مورد، این مخارج را روستایی از سهم محصول خویش می پرداخت و بدیهی است که روستایی، مایل نبود، بجای آلات شخم قدیمی که از نیاکان خویش به ارث برده بود و نوع آن در طی قرنهای متمادی متناسب خاک و شرایط هر محل بتدریج پدید آمده بود، آلات مکملتر و بالضروره گران قیمت تری ابتیاع کند. بدین سبب به آلت کار، چندان توجهی نمی شد و اهمیتی برای آن قائل نبودند.  

در تصاویر منظره جفت گاو و خیش مربوط به اعصار مختلف را ملاحظه می کنید. در شکل 97 که حدود 2000 هزار سال پس از خلق تصویر ترسیم شده است، هیچگونه تغییری در ساختمان گاوآهن مشاهده نمی شود. این موضوع دال بر عدم پیشرفت وسائل شخم است.

در شکل پیرمردی با ریش سیاه و دستاری سفید بر سر، مشغول راندن یک جفت گاو شخمی است. شخص دیگری در بالا سمت راست تصویر بوته ای را با کارد می برد. در پایان تصویر، سمت چپ چوپانی سرگرم چراندن گوسفندان است.

به گفته شاردن جهانگرد فرانسوی در عصر صفوی:

ایرانیان پس از هر شخم کلوخه ها را با تخته و ماله سیخی، خرد می کنند و آنگاه توسط بیل زمین را صاف نموده کرتهای چهارگوش می سازند. ارتفاع آب کرت، باید در حدی باشد که اردک در آن شناور گردد.

ب- ابزار برداشت

به گفته پطروشفسکی قدیمی ترین شرحی که در باره دستگاه خرمنکوبی موجود است به قلم شاردن جهانگرد فرانسوی می باشد. ( احتمالا شکل نوعی خرمن کوب است پس در این صورت قدیمی ترین سند مکتوب می باشد. )

اما رافائل دومان سیاح قرن هفدهم نیز خرمنکوبی در ایران را توصیف نموده است که ما به نقل مستقیم آن می پردازیم:

« آنان برای درو گندم، آن را از ریشه با داس می برند ولی دسته نمی کنند و از آن در نقطه ای از مزرعه که برای خرمن صاف و کوبیده شده، توده ای می سازند.. آنها عرابه کوچکی دارند که روستایی روی آن می نشیند. چرخهای آهنینی که عرابه به یاری آنها می چرخد، گاه به تعداد بیست سی هستند و قطر دایره هریک قریب نیم فوت است. این آلت شؤن نامیده می شود. قاطر ماده ای که چشمانش بسته است، آن را می کشد و دائما به دور توده گندم، می چرخد، این آلت کاره را خرد می کند و دانه را از خوشه ها جدا می سازد. کاهی که بدین طریق خرد شده در اینجا به اسب می دهند و دانه های گندم دست نخورده به جا می ماند. و اسبانی که ساعتی چرخیده اند، استراحت می کنند، و از همان کاه به ایشان می دهند و بی شک این رسمی باستانی است.

 به گفته شاردن برنج را در هاونی چوبین و یا گودالی آجری به ابعاد چهار فوت پاک می کردند

گاو آهن

گاو آهن یا خیش اولین وسیله ای است که معمولاً درتهیه بستر به کار می رود. در حال حاضر چهار نوع گاو آهن قابل تشخیص است : گاو آهن سوکی (moldboard plow) ، گاو آهن بشقابی (disk plow) ، گاو آهن قلمی (chisel plow) و گاو آهن ایرانی. کاربرد و نتایج کار این گاو آهن ها کم و بیش از یکدیگر متفاوتند.
گاو آهن سوکی شامل یک سطح خمیده و شیب دار به نام صفحه برگردان است که در جلو و پائین آن تیغه تیز و برنده ای بنام سوک واقع می باشد. سوک بطور مایل و با زاویه ای تنگ تر از 90 درجه نسبت به جهت حرکت گاو آهن واقع است. ممکن است در جلو گاو آهن قطعه قمه ای شکل و یا یک دیسک به نام پیش بر کاردی قرار داشته باشد که به باز کردن و شکافتن خاک کمک می نماید. گاوآهن بوسیله تراکتور و یا دام کشیده شده و در خاک فرو می رود. ستونی از خاک که توسط سوک بریده می شود، بر روی صفحه برگردان بالا می رود و ضمن این که خاک از هم پاشیده می شود به سمت راست گاو آهن بر می گردد. گاوآهن هائی که توسط تراکتور کشیده میشوند از چند واحد گاو آهن تشکیل گردیده اند که بر روی شاسی مشترکی قرار دارند عرض کار هر واحد گاوآهن از 18 تا 45 سانتیمتر تغییر می کند.
گاوآهن سوکی خاک را بطورکامل زیر و رو کرده، خاک سطحی را به زیر و خاک عمقی را به سطح می آورد. این دستگاه بهترین وسیله برای دفن بقایای گیاهی و بازکردن ذرات خاک از یکدیگر است. در عین حال استفاده از گاوآهن سوکی نتایجی در بر دارد که ممکن است در بعضی شرایط مطلوب نباشند. آوردن خاک عمقی به سطح سبب اتلاف رطوبت خاک عمقی می گردد. چنین وضعی مناسب شرایط دیم کاری و یا محدودیت دسترسی به آب آبیاری نیست. به کارگیری گاوآهن سوکی در اراضی گاورو خاک را بصورت ذرات کوچکی در می آورد و خاک در معرض فرسایش آبی و بادی قرار می گیرد. هزینه کار این نوع گاوآهن نیز زیاد است. بطورکلی از گاو آهن سوکی هنگامی استفاده می شود که نرم بودن خاک تا عمق زیادی (که در اغلب موارد از 30 سانتیمتر تجاوز نمی کند) ضروری بوده و اختلاط کامل بقایا با خاک هدف باشد.
هر واحد گاوآهن بشقابی یا دیسکی شامل صفحه ای بزرگ و کاسه ای شکل است به قطر 50 تا 95 سانتیمتر که در طول یک محور مرکزی می چرخد. ستونی از خاک که توسط لبه تیز بشقاب بریده می شود در سطح شیب دار بشقاب بالا رفته و ضمن این که از هم پاشیده می شود به سمت راست گاوآهن بر می گردد. معمولاً چند واحد گاو آهن بشقابی روی یک شاسی قرار دارند و دستگاه با تراکتور کشیده میشود. چون طی حرکت در زمین و در اثر نیروی ناشی از مقاومت خاک، بشقابی به حول محور خویش می چرخد، گاو آهن بشقابی با سهولتی بیش از گاو آهن سوکی در خاکهای خشک، متراکم و چمنی پیش میرود. میزان برگشت و خرد شدن خاک تابع زاویه برخورد بشقاب با خاک است و هر چه سطح بشقاب با جهت حرکت تراکتور زاویه عمودتری بسازد، برگشت خاک کاملتر خواهد بود. از این تغییر زاویه برای انجام نیمه شخم استفاده می کنند. گاو آهن های بشقابی که بطور مایل نسبت به جهت حرکت تراکتور در خاک پیش می روند به گاو آهنهای بشقابی یک طرفه موسومند. کاربرد این گونه گاوآهنها در انجام نیمه شخم است عمل نیمه شخم توسط گاو آهن قلمی نیز انجام میشود. اسکنه (chisel) یا قلم پایه ای فولادی است که نوکی تیز و پاشنه ای شکل دارد.
شکل و ابعاد پایه های فولادی بسیار متفاوت است، ولی می توان آنها را به سه اندازه بزرگ، متوسط و کوچک تقسیم نمود. نوع بزرگ آن که جهت بازکردن و شکستن لایه های فشرده شده خاک تحت الارض به کار می رود به زیر شکن(Subsoiler) موسوم است. معمولاً زیر شکن خاک را در اعماق 45 تا 75 سانتیمتری و گاهی بیشتر باز می کند در راس اسکنه های متوسط و کوچک بیلچه های کوچک و قابل تعویضی سوار می کنند. عرض و شکل بیلچه مورد نصب به هدف و شرایط کار بستگی دارد.
مجموعه ای از اسکنه های متوسط را که روی یک شاسی سوار شده اند گاوآهن قلمی گویند. این نوع گاو آهن خاک را می شکافد ولی خاک و بقایای گیاهی را بطور کامل بر نمی گرداند‏ بلکه قسمتی از بقایا را همراه با کلوخه های بزرگ در سطح خاک باقی میگذارد. این نحوه باز کردن خاک را نیمه شخم گویند. نیمه شخم در آیش زمستانه یا یکساله کاربرد دارد.
تعدادی اسکنه کوچک را که روی یک شاسی سوار شده باشند کولتیواتور پاشنه ای گویند. بر روی کولتیواتورهای پاشنه ای می توان بیلچه های متنوعی سوار نمود. یک نوع بیلچه که عرض کمی داشته ولی طویل است برای خرد کردن کلوخه های خاک و وجین بین ردیفهای کاشت مورد استفاده قرا می گیرد. نوع دیگری بیلچه بصورت صفحه ای تقریباً افقی بر روی پاشنه سوار می شود و کولتیواتور پنچه غازی را بوجود می آورد. کولتیواتور پنچه غازی از نصب این بیلچه ها بر روی گاو آهن قلمی بوجود می آید. کولتیواتور برای از بین بردن علفهای هرز در بین ردیفهای کاشت و یا روی زمین فاقد محصول بکار می رود. معمولاً از کولتیواتورهائی که بیلچه نسبتاً عریض و تقریباً افقی دارند برای سله شکنی و وجین علفهای هرز استفاده می شود. از انواع بزرگ بیلچه (با بزرگترین فاصله دوبال در حدود 30 سانتیمتر) برای ایجاد جوی و پشته های کوچک استفاده بعمل می آید.
گاوآهن ایرانی عبارت از قطعه چوب بزرگ استوانه ای شکلی به نام کنده است که نوک تیز و شیب‌داری در جلو دارد. قسمت نوک تیز و شیب دار کنده را خیش گویند. خیش را بوسیله قطعه فلزی می پوشانند تا به استحکام، دوام و راندمان گاو آهن بیافزایند.
کنده گاو آهن توسط یک محور به نام دیرک و تسمه هائی بنام یراق به قطعه چوبی به نام یوغ که روی گردن دام قرار می گیرد، متصل می شود. در روی کنده دسته ای برای هدایت گاو آهن نصب گردیده است. در انتهای دیرگ و محل ارتباط یراق سوراخهائی که به رأس آزاد دیرک نزدیکترند وصل نمایند و در نتیجه طول موثر دیرک زیادتر شود، عمق کار گاوآهن بیشتر می گردد.
گاوآهن ایرانی خاک را زیر و رو نمی کند ، بلکه خاک را می شکافد و باز می کند.گاو آهن ایرانی قادر به اختلاط بقایای گیاهی با خاک نیست و بستر مطلوبی را برای بذر بوجود نمی آورد. کلوخه های حاصل از کار این گاو آهن شرایط نامساعدی را برای سبز شدن بذر ایجاد می کنند. برای جبران چنین وضعی میزان بذر را زیاد و گاهی تا چهار برابر مقدار لازم در نظر می گیرند. کار گاو آهن ایرانی از نظر عدم زیر و روسازی خاک و باقی گذاردن بقایا روی سطح خاک مشابه گاو آهن قلمی می باشد. اما عمق کار گاوآهن ایرانی بسیار کمتر از گاو آهن قلمی بوده که به نفوذ پذیری خاک بستگی دارد. گاوآهن ایرانی معمولاً شیارهائی به عمق 10 تا 15 سانتیمتر در خاک ایجاد می کند. چون فاصله دو شیار مجاور قابل کنترل نیست، غالباً برای آن که قسمتهائی بصورت شخم نخورده باقی نماند، دو شخم عمود بر هم می زنند. بطورکلی، کیفیت کار گاو آهن ایرانی به مهارت کارگر و شرایط خاک بستگی دارد. بهترین نتیجه از نظر تهیه بستر بذر در وضعیت گاو رو بودن خاک بدست می آید.
در زراعت سنتی، پس از دو شخم عمود بر هم توسط گاوآهن ایرانی، اقدام به بذرپاشی نموده و سپس بذر را با گاوآهنی که عمق کار آنرا کاهش داده اند با خاک اختلاط می دهند.با این حال عمق قرار گرفتن بذر در خاک قابل کنترل نیست. در بعضی موارد از نوعی ماله – دندانه (که در اصفهان واز نامیده می شود) برای اختلاط بذر با خاک استفاده می کنند. ماله - دندانه تخته ای است به قطر چند سانتیمتر ، عرض حدود 40 تا 50 سانتیمتر و طول 1 تا 5/1 متر است که روی آن تعدادی میخ قطور کوبیده اند. ماله – دندانه را توسط دام یا تراکتور بر روی خاک می کشند. این دستگاه چهار عمل را بطور همزمان انجام می دهد : (1) کلوخه ها را تا حدی خرد می کند، (2) بذر را با خاک مخلوط می سازد، (3) خاک را بر روی بذر می فشارد و (4) زمین را مختصراً تسطیح می نماید

توسعه مطلوب مكانيزاسيون كشاورزي توجه ويژه بخش صنعت را مي طلبد


مكانيزاسيون كشاورزي نوعي رويكرد مي باشد كه موجبات تبديل و گذار از كشاورزي سنتي به كشاورزي صنعتي را فراهم مي سازد. گسترش روزافزون جمعيت و محدوديت منابع آب و خاك، توسعه فناوري در فرايند توليد محصولات كشاورزي را اجتناب ناپذير مي سازد، اگر چه توسعه مكانيزاسيون فرايندي است كه در بخش كشاورزي اتفاق مي افتد، اما الزامات مهم آن نظير ساخت و توليد و تامين ماشين هاي مورد نياز آن در بخش صنعت روي مي دهد.
    با نگاهي گذرا به وضعيت مكانيزاسيون كشاورزي كشور و بررسي تحولات آن مي بينيم كه طي دو سال اخير مكانيزاسيون از روند مطلوبي برخوردار بوده به نحوي كه پس از دو دهه، تحقق اهدافي نظير رفع انحصارات در توليد تامين ماشين ها و ادوات كشاورزي، ايجاد رقابت و ارتقاي كيفي توليدات ماشين ها و ادوات كشاورزي، ترويج و ارتقاي شناخت بهره برداران مكانيزاسيون كشاورزي و آشنايي آنان به مزاياي توسعه مكانيزاسيون، ارتقاي كيفي و كمي فناوري هاي مختلف در فرايند توليد محصولات كشاورزي و بسياري ديگر از اهداف برنامه هاي توسعه مكانيزاسيون كه انشاء آنها در برنامه هاي اول، دوم و سوم ديده مي شد، به صورت عملياتي و اجرايي در دو سال اخير محقق گرديد كه نتايج اين اتفاقات مهم در سال هاي آتي مشهودتر خواهد شد.
    امروزه توليدكنندگان و تامين كنندگان متعددي به عرصه مكانيزاسيون كشاورزي به منظور رفع نيازهاي ماشيني بخش كشاورزي پا نهاده اند اما هنوز با رفع نيازهاي بخش فاصله داريم و مي بايست در برنامه ريزي هاي توسعه صنعتي كشور به تامين نيازهاي ماشيني بخش كشاورزي توجه بيشتري معطوف گردد، به عنوان مثال اگر نگاهي به وضعيت تامين خودرو در كشور شود، مي بينيم كه با تنوع بسيار و خدمات پس از فروش گسترده، قدرت انتخاب وسيعي براي خريداران به وجود آمده، در حالي كه درخصوص ماشين هايي نظير تراكتور و كمباين كه با تيراژي بسيار محدودتر و كمتر از خودرو تمامي نيازها مرتفع خواهد شد، هنوز هم يك كشاورز مي بايست حدود يك سال در نوبت تحويل بماند كه عملا عدم سرمايه گذاري مطلوب بخش صنعت و عدم توجه كافي اين بخش را به نيازهاي مكانيزاسيون كه ابزار توليد و امنيت غذايي كشور مي باشند، نشان مي دهد.
    در شرايط فعلي اگر به روند رشد مكانيزاسيون در فرايند توليد محصولات كشاورزي نگاه كنيم، مي بينيم كه قريب به صد در صد مزارع كشور عمليات خاك ورزي آنها به صورت مكانيزه صورت مي پذيرد، اگر چه به لحاظ كيفي جاي بحث دارد و يا تقريبا عمليات كاشت سطح عمده اي از محصولات رديفي در كشور نظير ذرت دانه اي، ذرت علوفه اي، چغندر قند و حتي سيب زميني به صورت مكانيزه انجام مي شود و يا عمليات برداشت قريب به نود درصد مزارع گندم و جو كشور با كمباين صورت مي پذيرد، اين موارد و دهها مورد ديگر نشانگر حضور، گسترده و عظيم مكانيزاسيون در فرايند توليد محصولات كشاورزي است كه بدون اين حضور، توليدي انبوه نيز ميسر نمي باشد. لذا به نظر مي رسد كه بخش كشاورزي به صورت مطلوبي نسبت به انجام وظايف خود در حيطه مكانيزاسيون عمل نموده، يعني نه تنها بهره برداران بخش خود را با اين فناوري ها آشنا نموده بلكه موجبات گسترش اين فناوري ها را نيز فراهم ساخته و اثرات اين گسترش را نيز براي بهره برداران ملموس نموده، اما بخش صنعت كشور هنوز هم به صورت كامل نسبت به اهميت حوزه صنعت كشاورزي اعتقاد راسخي پيدا ننموده و مي بايست نسبت با اين حوزه صنعت توجه ويژه اي نمايد.
     در ذيل به طور خلاصه به برنامه چهارم توسعه مكانيزاسيون با اصلاحات ساختاري آن كه مبتني بر سياست هاي دولت خدمتگزار مي باشد اشاره مي گردد، ان اشاء الله در شماره هاي آتي به بحث درخصوص هر يك از موارد برنامه پرداخته خواهد شد.
    خلاصه اي از برنامه چهارم توسعه مكانيزاسيون كشور با اصلاحات ساختاري
    امكانات و قابليت ها
    - وجود قابليت هاي توليد اكثر ماشين هاي كشاورزي در داخل كشور
    - وجود زمينه هاي توسعه و گسترش واحدهاي مكانيزاسيون
    - وجود زمينه هاي مناسب براي انتقال و به كارگيري فن آوري هاي مناسب
    - وجود نيروهاي متخصص و تحصيل كرده دانشگاهي در بخش كشاورزي
    - وجود قابليت هاي آزمون، ارزيابي و استانداردسازي ماشين ها و ادوات كشاورزي در داخل كشور
    - وجود انگيزه و علاقه مندي كشاورزان براي به كارگيري ماشين هاي كشاورزي در فرايند توليد
    محدوديت ها و تنگناهاي اصلي
    - عدم سرمايه گذاري كافي در زمينه ي توسعه مكانيزاسيون كشاورزي
    - پايين بودن توان مالي بهره برداران در تامين ماشين هاي كشاورزي مورد نياز
    - عدم توجيه اقتصادي به كارگيري ماشين ها و ادوات كشاورزي به دليل پراكندگي، كوچك و سنتي بودن قطعات زراعي و باغي
    - كمبود دانش فني لازم براي به كارگيري ماشين هاي نوين
    - عدم توجه لازم در برنامه ريزي توسعه صنعتي كشور به تامين نيازهاي ماشيني بخش كشاورزي
    - عدم تناسب قيمت محصولات كشاورزي با قيمت ماشين هاي كشاورزي
    - عدم وجود ساختار مناسب و الزمات قانوني براي توسعه مكانيزاسيون
    - عدم توجه و برنامه ريزي لازم براي رونق بخشيدن بازار ماشين هاي كشاورزي در سياست هاي بازرگاني كشور
    - عدم حمايت كافي سيستم بانكي جهت تامين تسهيلات مناسب مورد نياز توسعه مكانيزاسيون
    - عدم وجود تشكل هاي صنفي لازم مرتبط با مكانيزاسيون
    اهداف كيفي بلندمدت (اهداف آرماني)
    - اقتصادي نمودن توليد محصولات كشاورزي با توسعه مكانيزاسيون
    - دستيابي به شاخص هاي پايدار در روند توسعه مكانيزاسيون
    - بومي سازي و ارتقاي فن آوري ماشين هاي كشاورزي
    - افزايش بهر ه وري و رشد شاخص هاي مكانيزاسيون كشاورزي
    - دسترسي آسان جهت تامين و به كارگيري ماشين آلات كشاورزي
    اهداف كيفي پنج ساله (جهت گيري هاي اصلي)
    - آزادسازي و رفع انحصارات در تامين ماشين هاي كشاورزي
    - افزايش بهره وري و استفاده بهينه از ماشين هاي كشاورزي در توليد محصولات استراتژيكي
    - ساماندهي و حمايت از ايجاد و توسعه واحدهاي مكانيزاسيون كشاورزي
    - حمايت از تامين و به كارگيري ماشين هاي كشاورزي داراي كيفيت مناسب و خدمات فراگير فروش
    - حمايت از سرمايه گذاري در توليد و انتقال فن آوري ماشين هاي كشاورزي
    - حمايت و تقويت تحقيقات، آموزش و ترويج در مكانيزاسيون كشاورزي
    - بهره گيري از توانمندي هاي تخصصي ملي براي آزمون ماشين ها و ادوات كشاورزي و تجهيزات آبياري با استفاده از شركت هاي خدمات فني و مهندسي و آزمايشگاهي همكار
    - حمايت و كمك به تدوين استانداردهاي ملي ماشين ها و ادوات كشاورزي و تجهيزات آبياري و تشويق واحدهاي توليدي به اجراي آنها
    - كمك به بهبود و ارتقاي كيفيت ماشين ها و ادوات كشاورزي و تجهيزات آبياري
    - ارتقاي درجات، ضريب و ظرفيت مكانيزاسيون در توليد محصولات اساسي و استراتژيك
    - گسترش همكاري هاي تخصصي بين المللي و منطقه اي در زمينه مكانيزاسيون كشاورزي
    - گسترش نظام اطلاع رساني جامع در زمينه مكانيزاسيون كشاورزي با استفاده از فن آوري (IT)
    فعاليت هاي محوري
    - طرح توسعه فن آوري هاي نوين و مناسب ماشين هاي كشاورزي
    - طرح توسعه مكانيزاسيون در محصولات اساسي، استراتژيكي و خاص
    - طرح حمايت از واحدهاي مكانيزاسيون كشاورزي
    - طرح حمايت از توسعه خدمات فني و مهندسي و استانداردسازي ماشين هاي كشاورزي
    با توجه به موارد مذكور، اولويت هاي كاري و اجرايي مكانيزاسيون كشاورزي به ويژه در زيربخش هاي زراعت و باغباني به شرح ذيل در دست اجرا مي باشد:
    اولويت هاي كاري در مكانيزاسيون كشاورزي به ويژه در زيربخش هاي زراعت و باغباني
    • توسعه روش هاي خاك ورزي حفاظتي، كم خاك ورزي و بي خاك ورزي در عرصه مزارع كشور به ويژه مزارع ديم (مديريت منابع آب و خاك)
    • توسعه روش هاي كاهش مصرف سموم و تكنيك هاي پيشرفته سمپاشي نظير سمپاش هاي توربيني زراعي، سپماش هاي الكترواستاتيك و... (مديريت مصرف سموم)
    • توسعه روش هاي كاهش مصرف كودهاي شيميايي به كمك كارنده هاي مجهز به كودكار نظير انواع بذركار كودكارهاي توام و غده كاركودكارهاي توام (مديريت مصرف كود)
    • توسعه روش هاي كاهش مصرف بذر به كمك بذركارهاي دقيق كار (پنوماتيك) نظير انواع رديف كارهاي پنوماتيكي (مديريت مصرف بذر)
    • توسعه كاربري انواع كمبينات ها (چندكاره ها) نظير كمبينات هاي خاك ورزي و كاشت غلات به منظور انجام چند عمليات در يك تردد (مديريت زمان و انرژي)
    • توسعه مكانيزاسيون فرآيند توليد برنج در كشور در راستاي خودكفايي و پايداري توليد برنج كه موجبات كاهش 40 الي 50 درصد هزينه توليد و افزايش توليد 20 درصدي را در هكتار فراهم مي سازد. به علاوه مسايل سلامت و بهداشت شاليكاران و...
    • توسعه مكانيزاسيون فرآيند توليد سبزي و صيفي كشور (سيب زميني، پياز، گوجه فرنگي و...) كه موجبات كاهش هزينه هاي توليد اين محصولات را به ميزان حدود 50 درصد به دنبال دارد.
    • توسعه مكانيزاسيون و ارتقاي سطح تكنولوژي فرايند توليد دانه هاي روغني به ويژه كلزا كه همراه با مديريت نهاده ها و مباحث پشتيباني، موجب عدم وابستگي در تامين روغن مي شود.
    • توسعه مكانيزاسيون و ارتقاي سطح تكنولوژي در مرحله برداشت چغندر قند و محصولات علوفه اي
    • همسوسازي مشخصات باغات جديدالاحداث با مشخصه هاي مدنظر در مكانيزاسيون كشاورزي
    • توسعه مكانيزاسيون در مرحله داشت محصولات باغي به ويژه هرس اصولي و توسعه تكنيك هاي پيشرفته سمپاشي و مبارزه با علف هاي هرز
    • توسعه مكانيزاسيون مرحله برداشت محصولات باغي به ويژه زيتون، پسته و خرما
    • معرفي فناوري هاي مناسب قابل كاربري با تراكتورهاي باغي موجود

گرایش ماشینهای کشاورزی و مکانیزاسیون

  عمدتا در زمینه های تحقیقاتی طراحی و ساخت نمونه، کاربرد تجهیزات و ماشینهای کشاورزی، ارزیابی به منظور بهینه سازی، تطبیق و اصلاح با شرایط موجود در کشور فعالیت دارد. تحقیقات مکانیزاسیون شامل تعیین نوع، تعداد و ظرفیت مناسب ماشینهای کشاورزی برای انجام به موقع عملیات، کاهش هزینه ها و افزایش در آمد، ارایه الگوها و انتخاب فناوری مناسب برای افزایش کارایی ماشین نیز از فعالیتهای مهم دیگر می باشد. کاربرد سیستمها پیشرفته در ماشینهای کشاورزی مشتمل بر کشاورزی دقیق با رعایت مسائل زیست محیطی زمینه برنامه های آتی در نظر گرفته شده است.

                 

مكانيزاسيون كشاورزي در ايران

123b.gif


مكانيزاسيون كشاورزي در ايران موضوعي است كه طي سالهاي گذشته يا بهتر بگوئيم از سال 1345 ، يعني سالي كه قرارداد بين ايران و جمهوري روماني به منظور خريد تراكتور و بعضي ادوات كشاورزي منعقد شد و تعداد تراكتور از آن سال در كشور رو به فزوني گذاشت مورد بحث متخصصين فن بوده است.
وقتي از مكانيزاسيون كشاورزي صحبت به ميان مي آيد ، اكثرا به فكر كاربرد و استفاده از موتورهاي احتراق داخلي و ماشين هاي مختلف كشاورزي در مزارع مي افتند ، در حالي كه مكانيزاسيون به معني اعم، اين نيست كه حتما از موتور احتراق داخلي و يا از آخرين مدل هاي ماشين هاي كشاورزي استفاده شود. قبل از اينكه مكانيزاسيون كشاورزي را تعريف كنيم ، ابتدا لازم است موتور و ماشينرا از يكديگر تشخيص داده و جدا كنيم. "ماشين " وسيله اي است كه اگر به آن توان دهيم ، برايمان كار انجام مي دهد ولي خود به تنهايي قادر به انجام كار نيست . " موتور" وسيله اي است كه توليد توان مي كند ولي به تنهايي نمي تواند كاري انجام دهد مگر اينكه اين توان را به ماشيني بدهد تا آن ماشين بتواند كار توليد كند. به طور مثال يك گاوآهن را مي توان به وسيله ي يك يا چند حيوان كار به حركت درآورد و زميني را شخم زد ، گاوآهن در اينجا ماشين را تشكيل مي دهد و حيوان يا حيواناتي كه آن را مي كشند در حكم موتور مي باشند. يك موتور ممكن است در يك زمان، دو ماشين را به حركت درآورد و گاهي حركت هر دو ماشين ، براي انجام كار ، ضروري است.
اكنون با روشن شدن فرق بين ماشين و موتور مي توان مكانيزاسيون كشاورزي را تعريف نمود. كلمه ي مكانيزاسيون در كشاورزي مترادف با كلمه ي اتوماسيون در صنعت است كه خود به معني اتوماتيك كردن مي باشد و اتوماتيك كردن يعني كم كردن كار كارگري. بنابراين مكانيزاسيون يعني استفاده از ماشين و موتور در كشاورزي جهت كاهش نياز به نيروي كارگري. البته اين نياز هنگامي به وجود مي آيد كه درآمد حاصل از كار كارگري كمتر از درآمد به دست آمده از جايگزين نمودن ماشين و موتور باشد كه خود به عوامل متعددي از جمله عوامل زير بستگي دارد:
1- دستمز كارگر بالا باشد.
2- مشكلات كارگري موجب وقفه در كار، در زمان معين شود.
3- زيان هاي حاصل از طولاني بودن كار كارگري بيش از هزينه هاي استفاده از ماشين و موتور شود.
4- كيفيت كار ماشين آنقدر بالا باشد كه هزينه هاي آ را مستهلك نمايد.
معني اعم مكانيزاسيون كشاورزي اتخاذ هر روشي است كه موجب ازدياد درآمد شود. با اين تعريف جايگزين كردن كارگر با ماشين و موتور يكي از روش ها محسوب مي شود و استفاده از بذر اصلاح شده براي بدست آوردن عملكرد محصول بيشتر روشي ديگر، كه هر دو بخشي از موضوع مكانيزاسيون هستند.

آشنايي با وضعيت كشاورزي سنتي ايران
ايران از قديم الايام مهد تمدن هاي باستاني و يكي از مراكز توليد مواد كشاورزي دنياي باستان بوده است.به طوري كه بسياري از پيشرفتهاي كشاورزي و دامپروري مانند پرورش اسب و ترويج نباتات سودمند را بايد مرهون زحمات و ابتكارات اهالي اين مرزوبوم دانست. حفاري هايي كه در تپه ي سيالك كاشان انجام يافته ، نشان مي دهد كه حدود شش هزار سال پيش ، كشاورزي در ميان مردم آن منطقه معمول بوده و ايرانيان متمدن قرن ها پيش از اين در اين راه كار كرده اند. از نقش روي استوانه اي كه در شهر شوش كشف شده ، معلوم گرديده كه در سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح مردم ايران گندم را در مخزن هايي كه امروزه هم در بعضي از نواحي ديده مي شود ،ريخته و انبار مي كرده اند. يونجه ، اين علوفه ي پر ارزش براي دام ها ، توسط ايرانيان به يونان و سپس به روم و ساير نقاط جهان برده شد.
ابزارهاي كشاورزي كه در ايران باستان به كار مي رفت شامل انواع ابزارهاي دستي ساده مانند بيلها، كج بيلها ، داسهاي دسته كوتاه ، كلنگ و وسائل دامي چوبي از قبيل گاوآهن ، هرسهاي دندانه اي ، خرمن كوبها و غيره بوده اند.
منبع توان و ابزارهاي كشاورزي معمول امروزي در نقاط مختلف كشور بخصوص در نقاط دورافتاده به مرور زمان تغيير زيادي پيدا نكرده و با ابزارهاي قديمي فرق چنداني ندارند. هنوز در اكثر نقاط دور افتاده ي كشور از يك يا دو جفت گاو به عنوان توان كششي منحصر به فرد و از گاوآهن هاي دامي چوبي و هرسهاي دندانه اي ، خرمن كوبها و ساير وسائل كه اكثرا از چوب ساخته شده اند به عنوان ابزار مورد نياز استفاده مي گردد.

شرايط و امكانات توسعه ماشين هاي كشاورزي در ايران
در كشور ما استفاده از تراكتور و ماشبن هاي كشاورزي خيلي ديرتر از كشورهاي اروپايي و امريكا شروع شد و اصولا در قرن هيجدهم كه در اروپا گاوآهن هاي فلزي برگردان دار معمول شد، و در قرن نوزدهم كه خرمن كوبهاي جديد در امريكا اختراع گرديد ، در وسائل و ادوات كشاورزي كشور ما هيچگونه تغييري حاصل نگرديد. عملا در طول 50 تا 60 سال اخير بوده است كه به تدريج كشاورز ايراني با انواع ماشين هاي كشاورزي آشنا شده است، اما هنوز هم آن طوري كه شرايط امروز ايجاب مي كند كشاورزي مملكت ما ماشيني نگشته است و در مواردي هم كه اين امر به صورتي انجام گرفته است ، به علل بنيادي مواجه با مشكلات عديده اي مي باشد كه همه ي دست اندركاران و منخصصين كشاورزي ماشيني با آن آشنا هستند.
اولين گاوآهن فلزي برگردان دار دامي در زمان ناصرالدين شاه قاجار به ايران وارد شد و در اروميه مورد استفاده قرار گرفت . اولين نمايشگاه ماشين هاي كشاورزي در سال 1300 خورشيدي در تهران برگزار گرديد . اولين تراكتور نفتي ساده به دستور رضاخان در سال 1308 بري مدرسهي فلاحت خريداري گرديد و اين مدرسه بعدها به دانشكده كشاورزي تبديل شد. با وقوع جنگ جهاني دوم و مشكلات داد و ستد با كشورهاي فروشنده و همچنين اثرات اين جنگ در امور داخلي كشور، عملا اين طرح متوقف و بهره برداري از آن نيز مسكوت ماند. پس از جنگ كمكم سرمايه داران و بعضي از شركت ها شروع به وارد كردن تراكتور در ايران نمودند. ابتدا روستاييان از پذيرفتن تراكتور و ماشين هاي كشاورزي در مزارع خود خودداري مي كردند و اعتقاد داشتند كه بركت كشاورزي در سم گاوها مي باشد، ولي به تدريج كه با نتايج كار آشنا شدند تا حدودي آنها را پذيرفتند.
آغاز فعاليت بنگاه توسعه ماشين هاي كشاورزي از سال 1331ر حقيقت سرآغاز ماشيني كردن كشاورزي ايرا ن به شمار مي رود. اين مؤسسه از سال 1331 تا سال 1336 خود اقدام به وارد كردن تراكتور و ماشين هاي كشاورزي مي نمود و آنها را به اقساط به فروش مي رساند ، اما از سال 1336 تا سال 1345 بنگاه به متقاضيان خريد تراكتور وام ميداد تا آنها مطابق سليقه و امكانات خود اقدام به خريد تراكتور و كمباين و ساير ادوات كشاورزي بنمايند.اين طرز كار سبب شد كه به تدريج مارك هاي مختلف تراكتور و كمباين م به تعداد كمي وارد كشور شود و چون براي فروشندگان تامين لوازم يدكي و تعميرگاه هاي لازم مقرون به صرفه نبود، اغلب اين وسائل در مدت كوتاهي از كار افتاده و بي استفده مي ماند.
در سال 1345 قراردادي با كشور جمهوري روماني منعقد شد كه طي آن تعدادي تراكتور و ساير ادوات كشاورزي از جمله گاوآهن و ... از طريق بنگاه توسعه ماشين هاي كشاورزي در اختيار كشاورزان گذاشته شود. طبق اين قرار داد در مراكز عمده فروش اقدامات لازم براي تاسيس نمايندگيهاي لوازم يدكي تعميرگاه هاي ثابت و سيار به عمل آمد. به موازات اين قرارداد از سال 1346 شروع به ساخت كارخانه ي تراكتور سازي تبريز شد كه از سال 1349 بهره برداري از آن آغاز شد، قطعات تراكتور از روماني وارد و در آن كارخانه مونتاژ گرديد .در حال حاضر مونتاژ تراكتورهاي مسي فرگوسن نيز در اين كارخانه انجام مي گيرد، همچنين كارخانه ي جاندير اراك به مونتاژ تراكتور ، كمباين و ساير ادوات كشاورزي جاندير پرداخت.
در حال حاضر كارخانه جات تراكتورسازي ايران ، تراكتورهاي يونيورسال مدل 650M با توان 65 اسب بخار، تراكتور مسي فرگوسن مدل 399 با توان 110 اسب بخار و مدل285 با توان 75 اسب بخار و مدل 240 با توان 47 اسب بخار و تراكتورهاي مدل 750ITM با توان 75 اسب بخار را توليد مي كند.

نيروي كار انساني و لزوم استفاده ي ماشين در كشاورزي ايران
با توجه به ارقام و آمار موجود و تقليل جمعيت روستايي، به طور طبيعي نياز به تراكتور و ماشين هاي كشاورزي جهت جبران توان انساني بيشتر خواهد شد . اما در تامين توان مكانيكي مورد نياز، بررسي انواع تراكتور و ماشين هاي مورد نياز كشاورزي ايران با توجه به سطح پايين تكنولوژي در كشور و به خصوص روستاها كه متناسب با سطح محدود زير كبراي هر كشاورز و دامدار مي باشد بايد مورد توجه قرار گيردو سعي در بالا بردن دانش كشاورزي كشاورزان و آموزش آنها در استفاده ي صحيح از ماشين، شود. به خصوص تلاش در محدود كردن انواع تراكتورها و ماشين هاي وارده به چند نوع متناسب با شرايط خاص مناطق مختلف كشور ، و سعي در ساختن بعضي ما شين ها وابزار در داخل كشور كه امكان ساخت آنها وجود دارد ، تامين و ساخت لوازم يدكي ، تربيت كارگران ماهر و متخصصين براي به كار بردن تراكتور و ماشين هاي مورد نياز و ايجاد تعميرگاه ها به تعداد كافي در نقاط مختلف كشور، از جمله برنامه هايي است كه در آينده بايد به طور وسيع و كاملتر انجام گيرد.

وبلاگ خوب برای شما از  ماشین های کشاورزی

http://www.farmer2007.blogfa.com/post-24.aspx

http://www.farmer2007.blogfa.com/post-15.aspx

عکس ماشین کشاورزی

 

روش های جلوگیری از یخ زدگی آب موتور و تراکتور

سرويس و نگهداري سيستم خنك كننده در فصل زمستان

 

جلوگيري از يخ زدن آب موتور

با فرارسيدن زمستان و سرد شدن هوا در اين فصل ممكن است محلول سيستم خنك كننده موتور يخ بزند و به خاطر انبساط حاصل از يخ زدگي (حدود 9%) باعث ترك برداشتن پوسته موتور شود. براي جلوگيري از صدمه ديدن موتور بايد مقدار مناسبي ضد يخ را با آب سيستم خنك كننده مخلوط كرد. تا حدي هر چه ميزان ضد يخ در محلول بيشتر باشد دماي انجماد محلول پايين تر خواهد بود ولي اگر مقدار ضد يخ موجود در محلول از حدي فراتر رود مجددا" دماي انجماد محلول فراتر خواهد رفت (لذا بايد دقت كرد كه زياد بودن بيش از حد ضد يخ نيز مثل كمبود يا نبودن آن در سيستم خنك كننده سبب يخ زدگي زودتر محلول سيستم خنك كننده مي شود). در صورت نبودن ضد يخ در محلول سيستم خنك كننده و وجود احتمال يخ بستن آن،  پس از خاموش كردن موتور، بايد آب موتور و رادياتور را به وسيله شير يا پيچهاي تخليه خالي كرد. روش های جلوگیری از یخ زدگی آب موتور و تراکتور

 

روش ريختن ضد يخ در موتور

ابتدا بايد متناسب با كمترين دماي ممكن منطقه در سردترين موقع از شبانه روز و ظرفيت آب سيستم خنك كننده، ضد يخ تهيه كرد. اين كار بايد با توجه به دستور العمل استفاده از ضد يخ مورد استفاده كه معمولا" روي قوطي ضد يخ وجود دارد، انجام شود. مثلا" اگر برودت هوا در سردترين موقع 15- درجه سانتيگراد باشد و محلول 40% در دمايي پايين تر از 15- درجه سانتيگراد منجمد شود و ظرفيت آب سيستم خنك كننده 20 ليتر باشد، ضد يخ مورد نياز براي اين سيستم خنك كننده و با توجه به شرايط فوق چنين محاسبه مي شود:

ميزان ضد يخ مورد نياز بر حسب ليتر:   8 = 40% * 20

و ميزان آب در مخلوط بر حسب ليتر:   12 = 8 20

 

براي ريختن ضد يخ در رادياتور مراحل زير را انجام دهيد:

1 موتور را روشن كنيد و سيستم خنك را از نظر نشتي بازديد كرده، در صورت مشاهده نشتي آن را برطرف كنيد.

2 موتور را خاموش كرده، آب سيستم خنك كننده را با باز كردن پيچهاي تخليه موتور و رادياتور خالي كنيد، سپس پيچها را ببنديد.

3 آب مورد نياز در محلول ضد يخ را در موتور ريخته سپس ضد يخ را اضافه كنيد بهتر است قسمتي از آب را بعد از ريختن ضد يخ در موتور بريزيد.

4 موتور را روشن نموده، حدود 20 دقيقه روشن نگه داريد تا ضد يخ با آب مخلوط شود، و محلهايي را كه خوردگي دارند، در صورت نشتي مشخص شود. (ضد يخ خاصيت ضد زنگ دارد و در صورتي كه سوراخي با زنگ گرفته شده باشد، مجددا" باز شده، نشتي ايجاد خواهد شد.)

5 در صورت وجود نشتي، آن را برطرف كنيد. كمبود مخلوط ضد يخ و آب را بايد با محلول مناسبي از اين مواد بر طرف كرد.

الگو های توسعه مکانیزاسیون

 

بسمه تعالي

 

مقدمه:

بشر اوليه تمامي عمليات كشاورزي را صرفا با دست انجام ميداد، بتدريج با گذشت زمان از قدرت حيوان در اجراي اين امر كمك گرفت، با كشف آهن ابزاري را براي كاهش كار بدني در عمليات كشاورزي ساخته و بكار گرفت، با بوجود آمدن گاوآهن هاي اوليه و سپس تراكتورها و ساير ماشينهاي كشاورزي استفاده از ادوات و سپس ماشين آلات كشاورزي بجاي نيروي انساني در عمليات كشاورزي سرعت بيشتري بخود گرفت. در سال 1854 در كشور ايالات متحده آمريكا يك زارع با بكارگيري ادوات كشاورزي ابتدائي آن زمان قادر بود تنها مواد غذائي كافي براي پنج الي شش نفر را تهيه كند در حاليكه اين رقم در اثر پيشرفت تكنولوژي و نتيجتا پيشرفت ماشينهاي كشاورزي و با بكارگيري ماشينهاي جديد از پنج الي شش نفر در سال 1854 به بيش از 55 نفر در سال 1974 ميرسد.

واژه مكانيزاسيون مشتق از كلمه مكانيك و به معني مكانيكي كردن كشاورزي و آن بكارگيري ماشين آلات و ادوات كشاورزي در انجام عمليات كشاورزي است و در نهايت اينكه مكانيزاسيون كشاورزي يعني بكارگيري وسايل مكانيكي به منظور افزايش كمي و كيفي توليدات كشاورزي و با هدف افزايش درآمد مالي كشاورز.

 

اولين نياز مكانيزاسيون وجود ماشين است و توسعه مكانيزاسيون تنها با وجود ماشين ميسر است اما تنها وجود ماشين در بازار كافي نيست كشاورز براي بكارگيري ماشين در امر كشاورزي بايد:

1 قدرت خريد ماشين را داشته باشد(قيمت ماشين متناسب با وضع مالي كشاورز باشد) و يا امكان اجاره ماشين وجود داشته باشد (شخص يا شركت ارائه دهنده خدمات ماشيني در منطقه موجود و توانائي ارائه خدمات كافي به كشاورزان نسبت به سطح زير كشت منطقه را داشته باشند).

2 روش صحيح و اصولي بكارگيري آن را در عمليات مزرعه بداند.

3 مزرعه كشاورز مناسب براي زراعت ماشيني باشد.

4 لوازم يدكي و خدمات بعد از فروش ماشين در منطقه موجود باشد.

5 كشاورز يا شركت ارائه دهنده خدمات ماشيني به اهميت سرويس و نگهداري ماشين آلات مزرعه واقف بوده و جهت جلوگيري از استهلاك زودرس ماشين سرويس هاي لازم را بموقع روي آن انجام دهد.

 

قدرت خريد ماشين آلات

كشاورز امروز بدليل قيمت بالاي ماشين آلات كشاورزي عليرغم قيمت نسبتا بالاي محصولات كشاورزي طبعا قدرت كافي براي خريد ماشين آالات را نخواهد داشت، بنابراين يا بايد تن به كشاورزي سنتي دهد، و يا اينكه از امكانات اجاره اي ماشيني اشخاص و يا شركتهاي ارائه دهنده خدمات ماشيني استفاده نمايد، البته آنهم بشرطي كه شركت ارائه دهنده خدمات ماشيني در منطقه وجود داشته باشد. از طرفي اغلب شركتهاي ارائه كننده خدمات ماشيني نيز بدلايلي چون تاسيس و تشكيل بدون برنامه ريزي و يا بدون برنامه ريزي دقيق، عدم آگاهي كافي گردانندگان آنها از نحوه مديريت و عدم آشنائي آنها به اصول فني كشاورزي و مكانيزاسيون و روشهاي سرويس و نگهداري ماشين آلات، در اثر استهلاك زودرس ماشين آلات و در نهايت بخاطر تنگناي مالي حاصل از آن منحل شده و يا بحالت راكد و غير فعال در مي آيند كه از ديگرمشكلات بازدارنده توسعه مكانيزاسيون مي باشدو سزاست كه از طرف ارگانهاي ذيربط نسبت به رفع مشكلات اين شركتها از طريق آموزش پرسنل و نظارت مستمر بر كاركردشان اقدام جدي بعمل آيد.

 

اصول بكارگيري ماشين در مزرعه

بكارگيري صحيح و اصولي ماشين در امر عمليات كشاورزي ازديگر عوامل مهم در امر توسعه مكانيزاسيون كشاورزي ميباشد، كشاورز امروز تصور ميكند، در هر سال زراعي و در واقع در هر دوره از زراعت هر يك از ماشين آلات كشاورزي بايد حداقل  يكبار از مزرعه عبور كنند، در صورتيكه در امر مكانيزاسيون هدف كمترين عبور ماشين آلات از مزرعه ميباشد زيرا:

الف عبور به تعداد زياد ماشين آلات از مزرعه سبب تخريب ساختمان خاك در خيلي از مراحل عمليات زراعي ماشيني و همچنين سبب آسيب ديدگي احتمالي زراعت در مراحل بعد از كاشت تا برداشت مي گردد.

ب با عبور بيشتر ماشين آلات از مزرعه در واقع با افزايش كاركرد آنها، عمر مفيد آنها زودتر از موعد مقرر سر ميرسد و اين بنيه اقتصادي كشاورز و يا شركت ارائه كننده خدمات ماشيني كشاورزي را به نابودي ميكشاند.

بنابر اين بايستي متناسب با نوع خاك، زراعت، موقعيت مزرعه، وضعيت زراعت و شرايط آب و هوائي و نسبت به تصميم گيري در اجراي عمليات  ماشيني اقدام كرد تا حداكثر استفاده مطلوب از ماشين بعمل آيد.

استفاده از اپراتور ها و بكار گيرندگان غير حرفه اي ماشين آلات و ناوارد از ديگر عوامل مورد توجه مي باشد، تراكتور عمده ترين و پرمصرف ترين ماشين كشاورزي مي باشد و در واقع از آن ميتوان بعنوان قلب سيستم هاي ماشيني كشاورزي ياد كرد كه در سيستم كشاورزي ما توسط هر كسي كه ميتواند آن را حركت دهد بكار گرفته ميشود بدون اينكه به اصول فني رانندگي و بكارگيري آن آشنائي لازم را داشته باشد، در واقع تمامي كشاورزان داراي تراكتور ما تراكتور مي رانند اما فقط عده معدودي از آنها راننده تراكتور هستند. عدم آشنائي به تنظيم ماشين آلات علي الخصوص ماشين هاي متصل شونده به تراكتور بويژه ماشينهاي خاك ورزي، عدم آگاهي از نياز دستگاههاي شفت تواندهي گرد به نياز اين دستگاهها به دور مخصوص ( اغلب 540 دور در دقيقه و گاه 1000 دور در دقيقه)، همچنين عدم آشنائي به روشهاي بعضي از عمليات كشاورزي نظير شخم زدن كه سبب دور زدن هاي زياد و عبور بيشتر ماشين از مزرعه مي گردد(تخريب بافت خاك و استهلاك ماشين) و از ديگر عواملي هستند كه نه تنها سبب عدم اخذ نتيجه مطلوب از اجراي عمليات ماشيني كشاورزي ميگردد بلكه بسرعت اسباب استهلاك دستگاهها را فراهم آورده و زيانهاي مالي فراواني را ببار مي آورد.

زير شكني در زمينهائي كه هرگز نيازي به آن نيست، استفاده بيش از حد از ماشينهاي خاك ورزي بدون دليل و توجيه قابل قبول و تخريب فوق العاده ساختمان خاك، اجراي شخمهاي عميق علي الخصوص در مزارع با خاك زراعي سطحي و يا زراعت هايي كه ريشه هاي سطحي دارندو همه و همه از عواملي هستند كه استهلاك زودرس ماشين آلات و ضررهاي ناشي از بكارگيري غلط و بيمورد آن را تواما بدنبال دارند.

 

تناسب مزرعه كشاورز با زراعت مكانيزه

گذشته از موارد ياد شده بالا بايد متذكر شد كه هر مزرعه اي آنگاه براي زراعت مكانيزه مناسب خواهد بود كه استعداد آن را داشته باشد، زمينهاي با شيب تند، ابعاد كوچكتر، موقعيت نامناسب، شكل هندسي نامناسب، با پستي و بلندي زياد، با خاك زراعي كم عمق و زمينهايي هستند كه بكارگيري ماشين آلات كشاورزي در آنها را تحت تاثير قرار مي دهند بطوريكه بكارگيري  ماشين در اينگونه مزارع اغلب صرفه اقتصادي نداشته و يا حتي موجب خسارت و زيان نيز مي باشد.

يكي از راههاي توسعه مكانيزاسيون در مزارع كشور ما يكپارچه سازي مزارع مي باشد، با يكپارچه سازي مزارع، وسعت قطعات مزارع افزاش يافته، قابليت مانور ماشين آلا ت كشاورزي علي الخصوص ماشينهاي با ابعاد بزرگتر بيشتر شده و نتيجه مطلوبتري حاصل مي شود، از دور زدن هاي زياد و مشكل پرهيز مي شود، از تردد بيشتر و نتيجتا تراكم و تخريب ساختمان خاك كاسته مي شودو در نهايت اينكه راندمان ماشين افزايش پيدا مي كند. از طرف ديگر با يكپارچه سازي مزارع بدليل از بين رفتن مرزها ي اضافي به وسعت زمين افزوده مي شود (افزايش سطح واقعي زير كشت) كه خود افزايش توليد را بدنبال دارد.

اقدام به يكپارچه سازي مزارع در سالهاي گذشته به طرز چشمگيري از طرف مديريت هاي آب و خاك سازمان هاي كشاورزي سابق مورد توجه قرار گرفته و در اين راستا فعاليت هاي قابل توجه و متعددي بعمل آمده است، اما هنوز مشكلات زيادي بر سر راه است، عدم رغبت بسياري از كشاورزان به يكپارچه شدن اراضي شان و مهمتر از همه اينكه اصرار به تفكيك زمينشان از مزرعه يكپارچه و بزرگ، پس از يكپارچه شدن مزرعه. نتيجه اينكه پس از مقدار قابل توجهي حجم عمليات خاكي، فقط پستي و بلندي هاي زمين از بين رفته و احيانا شكل غير هندسي و نامناسب زمين كشاورز به شكل هندسي تبديل مي شود. بايد نفوذ در كشاورزان را افزايش، اطمينان در آنها را زياد و مديريت صحيحي را بر مزارع يكپارچه اعمال كرد بطوريكه در اين مزارع يك محصول و بصورت يكجا كشت شده و يكجا برداشت شود و نسبت به سطح مزرعه هر كشاورز محصول در اختيار آن كشاورز قرار داده شود.

زمينهاي با موقعيت نامناسب و خاك زراعي سطحي و كم عمق و از ديگر عواملي هستند كه توسعه مكانيزاسيون را تحت تاثير قرار مي دهند، بعد مسافت مزرعه از محل استقرار ماشين سبب استهلاك ماشين در جريان انتقال ماشين از محل استقرار به محل مزرعه و عدم صرفه استفاده اقتصادي از ماشين مي شود كه در صورت زيادي تعداد مزارع و يا سطح آنها بايستي با مديريت صحيح، ماشين آلات را بيكباره و بصورت يكجا به منطقه حمل و عمليات مورد نظر را انجام داد و يا در صورت بعد زياد مزرعه يا مزارع و محل استقرار ماشين آلات، مراكز ارائه خدمات ماشيني را در منطقه ايجاد كرد.

بكارگيري ماشين مخصوصا ماشينهاي خاك ورزي در زمينهاي با خاك زراعي با عمق كمتر سبب اختلاط خاك فقير تحتاني با خاك غني سطحي شده و در كل، خاك زراعي را فقير تر مي كند(كشاورز نيز در اين حالت غافل از كاهش كيفيت خاك زراعي خود و در پي كاهش كيفي و كمي محصول توليدي اش علت را در موارد ديگري جستجو مي كند) كه بايستي در اين حالت همزمان با بكارگيري ماشين آلات بالاخص ماشينهاي خاك ورزي، در عمق كار نهايت دقت را مبذول داشته و ضمن انجام آزمايشات بر روي خاك زراعي(براي انجام آزمايش خاك بايستي نمونه هاي مورد آزمايش خاك بروشهاي اصولي و از عمق هاي متفاوت و طبق توصيه كارشناسان كشاورزي تهيه شود) افزايش مداوم مواد عالي و عناصر مورد نياز گياه را طبق نتايج حاصل از آزمايش خاك و تا تبديل آن به خاك قابل قبول و غني ادامه داد. همچنين در زمينهاي داراي پستي و بلندي نيز براي حصول نتيجه بهتر از بكارگيري ماشين آلات و تجهيزات مكانيزه، بعنوان مثال سيستم هاي مكانيزه آبياري تحت فشار از جمله سيستم آبياري مكانيزه ويل موو(WHEEL MOVE) بايد زمين را حداقل تسطيح نسبي كرد. در زمينهاي با توپوگرافي نامناسب بكارگيري اين دستگاهها با مشكل همراه بوده و اغلب در كار ايده آل اين دستگاهها اختلالاتي ايجاد مي كنند كه خود عدم اخذ نتيجه مطلوب از آبياري و احتمال آسيب ديدگي دستگاهها را نيز بدنبال دارد.

 

لوازم يدكي و خدمات پس از فروش

هر ماشيني جهت تداوم عمر خود و ارائه كاركرد قابل قبول لازم است بموقع سرويسهاي لازم روي آن انجام يابد، تراكتورها و ماشينهاي كشاورزي نيز از اين امر مستثني نيستند. و بايستي هر ماشيني طبق برنامه سرويس و نگهداري مربوط به خودش نگهداري شود.

كارخانجات توليد كننده ماشينهاي كشاورزي بموازات طراحي و توليد هر ماشيني لازم است زمينه ارائه خدمات پس از فروش آن را نيز در منطقه فراهم آورند، همچنين لازم است هر ماشيني قبل از اخذ مجوز توليد انبوه مراحل آزمايشي كاركرد خود را طي كرده و مجوز توليد كسب كند بهمين منظور هر ماشيني قبل از اخذ مجوز توليد انبوه، نمونه سازي شده و جهت تست به مراكز تست ماشينهاي كشاورزي عرضه مي شود كه در صورت انجام موفقيت آميز تست بر روي آن، به آن اجازه توليد انبوه صادر مي شوداما اغلب قبل از اينكه ماشيني تست هاي مربوطه را با موفقيت بپايان برساند يا پس از اخذ تائيديه مشروط و قبل از اخذ تائيديه نهائي به توليد انبوه رسيده و در اختيار كشاورزان قرار داده ميشود و پس از اينكه تعداد زيادي ماشين غير استاندارد در اختيار كشاوزان قرار گرفت و همچنين ماشينهاي ياد شده در زمينهاي كشاورزي بكار گرفته شده و نتيجه نامطلوب حاصل شد توليد آن قطع و آن ماشين غير قابل استفاده اعلام مي شود بنابر اين بجاست قبل از اخذ تائيديه نهائي هر ماشيني، براي جلوگيري از زيان مالي جبران ناپذير به كشاورز و سلب اطمينان از او و 000 هرگز اجازه توليد چنين ماشيني به سازنده داده نشود.

ارائه قطعات يدكي بهمراه ماشين و داير نمودن نمايندگي هاي ارائه خدمات پس از فروش و فروش قطعات يدكي از ديگر ملزومات توليد هر ماشيني مي باشد. ماشيني كه قرار است بمدت چندين سال، كاري را انجام دهد طبيعي است كه بتدريج در اثر كاركرد خود و گاهي اوقات استفاده ناصحيح بتدريج مستهلك شده و همچنين بعضي از قطعات آن كار آئي خود را از دست خواهند داد كه بايستي جايگزين گردند براي همين منظور و علي الخصوص فصلي بودن كارهاي كشاورزي لازم است قطعه يدكي هر دستگاه بسرعت قابل دسترسي و جايگريني باشد تا وقفه اي در كار حاصل نگردد، تنوع ماركهاي توليدي علي الخصوص ماشين آلات وارداتي و واردات به تعداد كمتر از بعضي از انواع مدلها و ماركهاي ماشين آلات از ديگر عوامل باز دارنده ارائه قطعه يدكي ماشين، پس از فروش آن به كشاورز ميباشد نتيجه اينكه پس از مدت كوتاهي در اثر از كار افتادگي قطعه اي، دستگاهي كه كشاورز سرمايه قابل توجهي را با توجه به وضع مالي خود براي خريد آن پرداخت نموده به اميد اينكه سودي از آن عايدش شود در گوشه اي خوابيده و به آهن پاره اي تبديل مي شود.                                                                                                             

عدم ارائه آموزشهاي لازم به كشاورز عامل ديگري در استهلاك سريع ماشين آلات ميباشد، كشاورز براي اولين بار با ماشين نا آشنائي برخورد مي كند در صورتي كه اطلاع كافي ار طرق استفاده از آن را ندارد بناچار دستگاه را بهر طريق ممكن بكار انداخته و در اثر استفاده ناصحيح و اغلب غلط، در مدت كوتاهي دستگاه را از كار مياندازد كه زيانهاي مالي فراواني را به كشاورز و همچنين كشور به دنبال دارد.

 

 اهميت سرويس و نگهداري ماشين آلات

تنها وجود امكانات سرويس و نگهداري كافي نيست بكار گيرندگان ماشين بايد بموقع سرويسهاي لازم را روي آن انجام دهند، انجام بموقع و صحيح سرويسهاي ساعتي، روزانه، هفتگي، ماهانه، فصلي، ساليانه و سبب افزايش كارآئي دستگاه شده و ايجاد عيب را در آن به حداقل مي رسانند، تعويض بموقع روغن، فيلترهاي روغن، گازوئيل، هيدروليك، هواو گاه ممكن است تاثير بسزائي در جلوگيري از سرعت استهلاك ماشين و افزايش راندمان آن داشته باشند انجام سرويسهاي قبل و بعد از فصل كار نيز از ديگر عواملي است كه سبب جلوگيري از خوابيدگي دستگاه در طول فصل كار و راه افتادگي سريع آن در آغاز فصل كار بعدي مي شود.

عکس از ماشین های کشاورزی

سیر تاریخی تراکتور

ریشه لغوی

تراکتور به ماشین خودرویی اطلاق می‌شود که از قدرت آن برای کشیدن ادوات و ماشینهای کشاورزی قابل حرکت استفاده می‌شود. همچنین از این ماشین برای بکار انداختن ماشینهای ساکن در مزرعه استفاده می‌گردد. که در این موارد قدرت مورد نیاز از طریق محور توان‌دهی تراکتور تامین می‌گردد.

نگاه اجمالی

تراکتور مهمترین وسیله کمکی در زراعت مکانیزه محسوب می‌شود که از لحاظ سرعت و از لحاظ تحرک ، قدرت و حمل ادوات و ماشینهای مختلف بر حیوانات کشنده ارجعیت دارد و شرط اولیه تقلیل و تسهیل کار بدنی است. بطور کلی وظیفه تامین قدرت در مزرعه به علت سختی کارهای زراعی و نیز دراز مدت بودن آنها از عهده انسان و حیوان خارج است و در این زمینه تنها تراکتور است که باعث انجام کارهای کشاورزی در مقیاس گسترده می‌گردد.

تراکتور بر خلاف ماشینهای صنعتی ، یک ماشین متحرک است. که بوسیله انسان هدایت می‌گردد و در حین همین حرکت نیز کار انجام می‌دهد. معمول‌ترین انواع تراکتورها عبارتند از :
تراکتور بخار که در آن یک موتور احتراق خارجی (موتور بخار) تولید قدرت می‌کند. و تراکتورهای احتراق داخلی که معمولا احتراق داخلی که معمولا با بنزین و یا گازوئیل کار می‌کنند.

تراکتور بخار

اختراع و توسعه موتور بخار یکصد سال قبل از اختراع موتور احتراق داخلی صورت گرفت (موتور بخار در سال 1769 میلادی توسط جیمز وات اختراع شد.) نتیجتا قدیمی‌ترین نوع شناخته‌شده تراکتورها از نوع بخار بوده‌اند. این تراکتورها برای اولین بار جهت بکارانداختن خرمنکوب‌ها در کشور آمریکا و در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفتند.


از خصوصیات
خودرو بودن این تراکتورها عمدتا برای رفتن از یک خرمن به خرمن دیگر استفاده می‌گردید. و فقط جهت انجام کارهای ساکن از آنها استفاده می‌شد. بعدها با بوجود آمدن مزارع بزرگ گندم در غرب و شمال غربی ایالات متحده تراکتورهای بخار تا حدودی جایگزین قدرت حیوانات شدند. از قدرت تراکتورهای بخار در انجام کارهایی نظیر شخم‌زدن ، کشت بذر ، و برداشت محصول استفاده می‌شد.

تراکتور بخار برای انجام کار در مزرعه دارای محدودیت‌هایی مخصوص به خود بود. بدین ترتیب که این تراکتور خیلی سنگین بود و به کندی حرکت می‌کرد، سوخت آن پرحجم بود و با اشکال مورد استفاده قرار می‌گرفت. و اشکال تامین آب دیگ بخار و سوخت مورد نیاز باعث می‌شد تا به مواظبت و توجه مداومی نیاز داشته‌باشد. بطوری که یک نفر مراقبت از تامین سوخت و آب را بر عهده می‌گرفت و نفر دوم متوجه طرز کار تراکتور بود و هدایت آنرا بعهده داشت.

تراکتورهای بنزینی اولیه

بعضی از صاحبان کارخانجات که پیش‌بینی می‌کردند در آینده تقاضای بیشتری برای قدرت مکانیکی مناسب کار در مزرعه ، به خصوص در بخشهای گندم‌ خیز وجود خواهد داشت. ساخت تراکتورهای بنزینی را حتی قبل از پایان قرن نوزدهم آغاز کردند. در سال 1892 م یک تراکتور بنزینی به بازار عرضه گردید. همچنین بر اساس گزارشات در سال 1897 م در داکوتای شمالی در کشور آمریکا از یک تراکتور بنزینی استفاده شد.

اما در سال 1902 م یک نمونه تراکتور بنزینی به نام
تراکتور هارت-پار به بازار عرضه گردید. این ماشینهای سنگین پر زحمت جلودار صنعت تراکتور به شکل امروزی بوده‌اند. این روند رو به رشد پس از سال 1905 حرکت خود را با آهنگی بسیار سریع ادامه داد.

این تراکتورهای اولیه معمولا شامل یک
موتور تک سیلندر بزرگ بنزینی بودند که روی یک شاسی سنگین سوار می‌شد و شاسی به نوبه خود روی چهار چرخ قرار می‌گرفت (شاسی در اینجا به معنی مکانیزم نگهدارنده سایر لوازم است). دو چرخ عقب بوسیله یکسری چرخ‌دنده سنگین به میل‌لنگ موتور متصل شده و ماشین را خودرو می‌ساخت.

این تراکتورها مانند تراکتورهای بخار ، سنگین ، پرزحمت و قوی بودند و در حقیقت به نظر می‌رسید که صرفا به منظور جایگزینی تراکتورهای قبلی ساخته شده‌باشند. اما آنها دارای مزایایی نیز بودند. برای مثال جابجاکردن سوخت در آنها آسانتر بود، آب ‌کتری را حمل می‌کردند و نیاز به توجه و صرف وقت کمتری در هنگام کار داشتند. بطوری که معمولا یک نفر به تنهایی قادر به کنترل بزرگترین نوع آنها بود.

تراکتورهای سبک

در حدود سال 1910 م طراحان توجه خود را به سمت امکان تولید تراکتور بنزینی کوچکتر که بتواند تقاضای زارعین غلات و دامداران را در تامین قدرت مکانیکی برآورده کند معطوف داشتند. نتیجتا در حدود سالهای 1913 م مقداری تراکتور در بازار دیده می‌شد. که نسبتا سبک‌وزن بوده ولی از لحاظ ساختمان و شکل ظاهری بسیار متفاوت بودند. در بیشتر موارد این تراکتورها به موتورهای دو و یا چهارسیلندر مجهز بودند.

تا سال 1915 م زارعین با تعداد گوناگونی از انواع مدل‌ها و اندازه‌ها حیرت انگیز
تراکتور مواجه شدند. از تراکتورهای غول پیکر تک سیلندر یا دو سیلندر چهارچرخ گرفته تا یک اتصال تراکتوری برای اتومبیل‌های کوچک ، رقابت بسیار داغ شده‌بود و بسیاری از ماشینهای عجیب و غریب به فروش رسیدند که برخی از آنها با شکست مواجه شدند و برخی دیگر موفقیت آمیز بودند.

دوره تراکتورهای عجیب و غریب کوتاه بود. بطوری که تا سال 1917 بسیاری از ‌آنها از بازار ناپدید شده و طراحان دور اندیش دریافتند که در
طراحی تراکتور اساس و واجبات مشخصی وجود دارد که می‌بایست به آنها توجه کرد.

تحولات مهم

بعضی از نکات برجسته و مهم در توسعه و تکمیل تراکتور از سال 1915 به بعد عبارتند از :


  • در فاصله سالهای 1915 تا 1919 میلادی

  • در فاصله سالهای 1920 تا 1924 میلادی
    • تراکتور همه کاره مزرعه با موفقیت زیادی توسعه پیدا کرد.

  • در فاصله سالهای 1925 تا 1929 میلادی

    • سیستم محور توان‌دهی به مرور مورد استفاده قرار گرفت و پذیرفته شد.
  • در فاصله سالهای 1930 تا 1937 میلادی

    • موتور دیزل در تراکتورهای بزرگتر مورد استفاده قرار گرفت.
    • لاستیکهای بادی و تراکتورهای با سرعت بیشتر مرسوم گشتند.
    • لوازم برقی ارایه و پذیرفته شدند.
    • توجه به موتوهای با تراکم زیاد افزایش یافت.

  • در فاصله سالهای 1937 تا 1941 میلادی

    • محل نصب محور تواندهی و محل نصب مالبند به صورت استاندارد در آمد.
    • سیستم خنک کننده تحت فشار مرسوم گشت.
    • پرکردن لاستیک چرخها با آب برای اضافه کردن سنگینی تراکتور جهت بهبود کشش آن مرسوم شد.
    • مالبند تراکتور و اتصال سه نقطه به بازار عرضه شد.
    • سیستم‌های کنترل کشش هیدرولیکی اتوماتیک معرفی شدند.

  • در فاصله سالهای 1941 تا 1949 میلادی

    • سیستم تواندهی زنده معرفی شد.
    • کنترل هیدرولیکی برای وسایل کششی مورد قبول قرار گرفت.
    • تراکتورهایی عرضه شدند که با گاز مایع کار می‌کردند.

  • در فاصله سالهای 1950 تا 1960 میلادی

    • قدرت تراکتورها به سرعت افزایش یافت.
    • درصد تراکتورهای دیزل افزایش یافت.
    • دستگاههای جدیدی از قبیل فرمان هیدرولیکی ، دنده اتوماتیک و چرخدنده با دنده‌های سریعتر بطور وسیعی در دسترس قرار گرفت.

      ریشه لغوی

      تراکتور به ماشین خودرویی اطلاق می‌شود که از قدرت آن برای کشیدن ادوات و ماشینهای کشاورزی قابل حرکت استفاده می‌شود. همچنین از این ماشین برای بکار انداختن ماشینهای ساکن در مزرعه استفاده می‌گردد. که در این موارد قدرت مورد نیاز از طریق محور توان‌دهی تراکتور تامین می‌گردد.

      نگاه اجمالی

      تراکتور مهمترین وسیله کمکی در زراعت مکانیزه محسوب می‌شود که از لحاظ سرعت و از لحاظ تحرک ، قدرت و حمل ادوات و ماشینهای مختلف بر حیوانات کشنده ارجعیت دارد و شرط اولیه تقلیل و تسهیل کار بدنی است. بطور کلی وظیفه تامین قدرت در مزرعه به علت سختی کارهای زراعی و نیز دراز مدت بودن آنها از عهده انسان و حیوان خارج است و در این زمینه تنها تراکتور است که باعث انجام کارهای کشاورزی در مقیاس گسترده می‌گردد.

      تراکتور بر خلاف ماشینهای صنعتی ، یک ماشین متحرک است. که بوسیله انسان هدایت می‌گردد و در حین همین حرکت نیز کار انجام می‌دهد. معمول‌ترین انواع تراکتورها عبارتند از :
      تراکتور بخار که در آن یک موتور احتراق خارجی (موتور بخار) تولید قدرت می‌کند. و تراکتورهای احتراق داخلی که معمولا احتراق داخلی که معمولا با بنزین و یا گازوئیل کار می‌کنند.

      تراکتور بخار

      اختراع و توسعه موتور بخار یکصد سال قبل از اختراع موتور احتراق داخلی صورت گرفت (موتور بخار در سال 1769 میلادی توسط جیمز وات اختراع شد.) نتیجتا قدیمی‌ترین نوع شناخته‌شده تراکتورها از نوع بخار بوده‌اند. این تراکتورها برای اولین بار جهت بکارانداختن خرمنکوب‌ها در کشور آمریکا و در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفتند.


      از خصوصیات
      خودرو بودن این تراکتورها عمدتا برای رفتن از یک خرمن به خرمن دیگر استفاده می‌گردید. و فقط جهت انجام کارهای ساکن از آنها استفاده می‌شد. بعدها با بوجود آمدن مزارع بزرگ گندم در غرب و شمال غربی ایالات متحده تراکتورهای بخار تا حدودی جایگزین قدرت حیوانات شدند. از قدرت تراکتورهای بخار در انجام کارهایی نظیر شخم‌زدن ، کشت بذر ، و برداشت محصول استفاده می‌شد.

      تراکتور بخار برای انجام کار در مزرعه دارای محدودیت‌هایی مخصوص به خود بود. بدین ترتیب که این تراکتور خیلی سنگین بود و به کندی حرکت می‌کرد، سوخت آن پرحجم بود و با اشکال مورد استفاده قرار می‌گرفت. و اشکال تامین آب دیگ بخار و سوخت مورد نیاز باعث می‌شد تا به مواظبت و توجه مداومی نیاز داشته‌باشد. بطوری که یک نفر مراقبت از تامین سوخت و آب را بر عهده می‌گرفت و نفر دوم متوجه طرز کار تراکتور بود و هدایت آنرا بعهده داشت.

      تراکتورهای بنزینی اولیه

      بعضی از صاحبان کارخانجات که پیش‌بینی می‌کردند در آینده تقاضای بیشتری برای قدرت مکانیکی مناسب کار در مزرعه ، به خصوص در بخشهای گندم‌ خیز وجود خواهد داشت. ساخت تراکتورهای بنزینی را حتی قبل از پایان قرن نوزدهم آغاز کردند. در سال 1892 م یک تراکتور بنزینی به بازار عرضه گردید. همچنین بر اساس گزارشات در سال 1897 م در داکوتای شمالی در کشور آمریکا از یک تراکتور بنزینی استفاده شد.

      اما در سال 1902 م یک نمونه تراکتور بنزینی به نام
      تراکتور هارت-پار به بازار عرضه گردید. این ماشینهای سنگین پر زحمت جلودار صنعت تراکتور به شکل امروزی بوده‌اند. این روند رو به رشد پس از سال 1905 حرکت خود را با آهنگی بسیار سریع ادامه داد.

      این تراکتورهای اولیه معمولا شامل یک
      موتور تک سیلندر بزرگ بنزینی بودند که روی یک شاسی سنگین سوار می‌شد و شاسی به نوبه خود روی چهار چرخ قرار می‌گرفت (شاسی در اینجا به معنی مکانیزم نگهدارنده سایر لوازم است). دو چرخ عقب بوسیله یکسری چرخ‌دنده سنگین به میل‌لنگ موتور متصل شده و ماشین را خودرو می‌ساخت.

      این تراکتورها مانند تراکتورهای بخار ، سنگین ، پرزحمت و قوی بودند و در حقیقت به نظر می‌رسید که صرفا به منظور جایگزینی تراکتورهای قبلی ساخته شده‌باشند. اما آنها دارای مزایایی نیز بودند. برای مثال جابجاکردن سوخت در آنها آسانتر بود، آب ‌کتری را حمل می‌کردند و نیاز به توجه و صرف وقت کمتری در هنگام کار داشتند. بطوری که معمولا یک نفر به تنهایی قادر به کنترل بزرگترین نوع آنها بود.

      تراکتورهای سبک :

      در حدود سال 1910 م طراحان توجه خود را به سمت امکان تولید تراکتور بنزینی کوچکتر که بتواند تقاضای زارعین غلات و دامداران را در تامین قدرت مکانیکی برآورده کند معطوف داشتند. نتیجتا در حدود سالهای 1913 م مقداری تراکتور در بازار دیده می‌شد. که نسبتا سبک‌وزن بوده ولی از لحاظ ساختمان و شکل ظاهری بسیار متفاوت بودند. در بیشتر موارد این تراکتورها به موتورهای دو و یا چهارسیلندر مجهز بودند.

      تا سال 1915 م زارعین با تعداد گوناگونی از انواع مدل‌ها و اندازه‌ها حیرت انگیز
      تراکتور مواجه شدند. از تراکتورهای غول پیکر تک سیلندر یا دو سیلندر چهارچرخ گرفته تا یک اتصال تراکتوری برای اتومبیل‌های کوچک ، رقابت بسیار داغ شده‌بود و بسیاری از ماشینهای عجیب و غریب به فروش رسیدند که برخی از آنها با شکست مواجه شدند و برخی دیگر موفقیت آمیز بودند.

      دوره تراکتورهای عجیب و غریب کوتاه بود. بطوری که تا سال 1917 بسیاری از ‌آنها از بازار ناپدید شده و طراحان دور اندیش دریافتند که در
      طراحی تراکتور اساس و واجبات مشخصی وجود دارد که می‌بایست به آنها توجه کرد.

       

    • تحولات مهم 

    •  بعضی از نکات برجسته و مهم در توسعه و تکمیل تراکتور از سال 1915 به بعد عبارتند از :

      • در فاصله سالهای 1915 تا 1919 میلادی
      • در فاصله سالهای 1920 تا 1924 میلادی
        • تراکتور همه کاره مزرعه با موفقیت زیادی توسعه پیدا کرد.

      • در فاصله سالهای 1925 تا 1929 میلادی
        • سیستم محور توان‌دهی به مرور مورد استفاده قرار گرفت و پذیرفته شد.
      • در فاصله سالهای 1930 تا 1937 میلادی      
      •   موتور دیزل در تراکتورهای بزرگتر مورد استفاده قرار گرفت.
        • لاستیکهای بادی و تراکتورهای با سرعت بیشتر مرسوم گشتند.
        • لوازم برقی ارایه و پذیرفته شدند.
        • توجه به موتوهای با تراکم زیاد افزایش یافت.

      • در فاصله سالهای 1937 تا 1941 میلادی

        • محل نصب محور تواندهی و محل نصب مالبند به صورت استاندارد در آمد.
        • سیستم خنک کننده تحت فشار مرسوم گشت.
        • پرکردن لاستیک چرخها با آب برای اضافه کردن سنگینی تراکتور جهت بهبود کشش آن مرسوم شد.
        • مالبند تراکتور و اتصال سه نقطه به بازار عرضه شد.
        • سیستم‌های کنترل کشش هیدرولیکی اتوماتیک معرفی شدند.

      • در فاصله سالهای 1941 تا 1949 میلادی

        • سیستم تواندهی زنده معرفی شد.
        • کنترل هیدرولیکی برای وسایل کششی مورد قبول قرار گرفت.
        • تراکتورهایی عرضه شدند که با گاز مایع کار می‌کردند.

      • در فاصله سالهای 1950 تا 1960 میلادی

      • در فاصله سالهای 1961 تا 1970 میلادی

        • قدرت تراکتورها همچنان افزایش یافت.
        • به غیر از تراکتورهای کوچک تقریبا همه تراکتورها به موتورهای دیزلی مجهز شدند.
        • جعبه دنده‌های هیدرواستاتیک در دسترس قرار گرفت.
        • لاستیک‌های رادیال چند لایه تراکتوری در دسترس قرار گرفت.

      • در فاصله سالهای 1970 - 1980 میلادی

        • توربوشارژر و اینترکولر به موتورهای دیزل اضافه گشت.
        • اغلب تراکتورها به اتاقک راننده مجهز شدند.
        • توجه عموم به تراکتورهای چهارچرخ متحرک افزایش یافت.
    • پس از این سالهای نیز تغییراتی نظیر استفاده از سیستم‌های اتوماتیک در هدایت تراکتورها
    • تراکتورهای با بیش از 800 اسب بخار قدرت رواج یافتند.

    • و نیز تولید تراکتورهای کمرشکن و غیره انجام پذیرفته است. که در حال حاضر نیز در حال تکامل و توسعه هستند. لذا در آینده شاهد نمونه‌های غیر متعارف و جالبی از تراکتورهای خواهیم بود.
  • در فاصله سالهای 1961 تا 1970 میلادی

    • قدرت تراکتورها همچنان افزایش یافت.
    • به غیر از تراکتورهای کوچک تقریبا همه تراکتورها به موتورهای دیزلی مجهز شدند.
    • جعبه دنده‌های هیدرواستاتیک در دسترس قرار گرفت.
    • لاستیک‌های رادیال چند لایه تراکتوری در دسترس قرار گرفت.

  • در فاصله سالهای 1970 - 1980 میلادی

    • توربوشارژر و اینترکولر به موتورهای دیزل اضافه گشت.
    • اغلب تراکتورها به اتاقک راننده مجهز شدند.
    • توجه عموم به تراکتورهای چهارچرخ متحرک افزایش یافت.
    • تراکتورهای با بیش از 800 اسب بخار قدرت رواج یافتند.

پس از این سالهای نیز تغییراتی نظیر استفاده از سیستم‌های اتوماتیک در هدایت تراکتورها و نیز تولید تراکتورهای کمرشکن و غیره انجام پذیرفته است. که در حال حاضر نیز در حال تکامل و توسعه هستند. لذا در آینده شاهد نمونه‌های غیر متعارف و جالبی از تراکتورهای خواهیم بود.

جک هیدرولیک

دید کلی

مایعات تقریبا تراکم ناپذیر هستند. این ویژگی سبب شده است که از مایعات به عنوان وسیله مناسبی برای تبدیل و انتقال کار استفاده شود. بنابراین می‌توان از آنها برای طراحی ماشینهایی که در عین سادگی ، با نیروی محرک خیلی کم بتواند نیروی مقاوم فوق العاده زیادی را جابجا نماید، استفاده نمود.

جک هیدرولیک چیست؟

جک هیدرولیک وسیله‌ای است که در آن نیرویی بر روغن موجود در یک استوانه کوچک وارد می‌شود. این نیرو سبب می‌شود که روغن غیر قابل تراکم به استوانه بزرگ منتقل شود. روغن به پیستون استوانه بزرگ فشار می‌آورد و باعث بلند شدن بار روی استوانه (مثلا ماشین) می‌شود. مکانیزم کار ماشینهای جرثقیل ، و غیره نیز چنین می‌باشد که در عین سادگی ، کار مفید زیادی با بازده بالا انجام می‌دهد.
در ساختمان جک هیدرولیک از این واقعیت استفاده می‌شود که روغن تقریبا تراکم ناپذیر است و نیروی وارد بر خود را منتقل می‌کند. فشار وارد بر پیستون کوچک عینا به پیستون بزرگ منتقل می‌شود و آنرا به طرف بالا می‌راند.

مزیت مکانیکی جک هیدرولیک

فشارهای وارد بر استوانه‌ها که همان نیروی وارد بر واحد سطح یعنی P = F/A است، باهم برابرند. بنابراین:


Pe = Pl


به عبارت دیگر می‌توان نوشت:


Fe/Ae = Fl/Al


که در آن F همان نیروهای مقاوم و محرک ، A همان سطح مقطع دو پیستون می‌باشد. در حالت ساده‌تر مزیت مکانیکی قسمت هیدرولیکی جک بصورت زیر در می‌آید:


AA = Ml/Ae


دسته جک نیز یک اهرم نوع دوم است و مزیت مکانیکی مخصوص به خود را دارد. دسته اهرم نیروی محرک را افزایش می‌دهد. بر جک هیدرولیک نیروی مفید دسته وارد می‌شود و جک این نیرو را افزایش می‌دهد. از اینرو مزیت مکانیکی کل دستگاه برابر مزیت مکانیکی این دو قسمت می‌باشد.

آیا جک هیدرولیک مقدار کار را افزایش می‌دهد؟

دستگاهی وجود ندارد که بتواند مقدار کار را افزایش دهد. هر مقدار روغن که از استوانه کوچک خارج شود، همان مقدار وارد استوانه بزرگ می‌شود. در هر دو استوانه این حجم روغن برابر است با حاصلضرب سطح مقطع استوانه در فاصله‌ای که پیستون جابجا می‌شود. چون این حجمها باهم برابرند، بنابراین:


AeΔSe = AlΔSl


اگر ماشین را بدون اصطکاک در نظر بگیریم داریم:


MA=Al/Ae=ΔSe/ΔSl


و چون MA = Fl/Fe بنابراین:


FlΔSl = FeΔSe


که نشان می‌دهد در حالت ایده‌آل کار خروجی یا مفید با کار ورودی یا داده شده برابر است.


در قرقره ، اهرم و جک هیدرولیک ، وقتی اصطکاک وجود ندارد، کار خروجی با کار ورودی برابر است. این گفته در مورد سایر ماشینها نیز برقرار است. در چنین شرایطی مزیت مکانیکی ایده‌آل (یعنی بدون اصطکاک) هر ماشینی را می‌توان با بررسی هندسه ماشین بدست آورد. با ملاحظه معادله MA = ΔSe/ΔSl حتی در پیچیده‌ترین ماشین ، می‌توان مزیت مکانیکی ایده‌آل را فقط با دانستن اینکه وقتی نیروی محرک را در مسافت معینی حرکت می‌دهیم، نیروی مقاوم چقدر جابجا می‌شود، پیدا کرد.

کاربردهای جک هیدرولیک

در بلند کردن ماشین‌آلات سنگین ، ماشینهای کمپرسور ، جرثقیلها ، پالایشگاهها ، حفاریهای زیر زمینی ، برج سازی و معماری ، کلیه وسایل نقلیه و غیره از خود این وسیله بسیار ساده و مفید یا مکانیزم کارش استفاده می‌شود.

كولتيواتور كودكار

 

اين ماشين براي عمليات توام كوددهي و مبارزه با علفهاي هرز موجود در جويهاي مزارع ذرت، چغندرقند، سويا، آفتابگردان، حبوبات و ساير محصولات رديفي مناسب مي باشد. مقدار ريزش كود 50 تا 1500 كيلوگرم در هكتار است و تنظيم اين مقدار توسط موزع شياردار ميني ماكز انجام ميشود. اين دستگاه بصورت چهار رديفه و شش رديفه توليد مي گردد و فاصله بين رديفها قابل تنظيم است. اين دستگاه داراي شياركش و تيغه هاي مخصوص براي كار در شرايط مختلف ميباشد. واحدهاي اين دستگاه بطور مجزا و بصورت مفصلي روي شاسي نصب شده اند و هنگام برخورد با موانع بدون بروز خسارت به دستگاه، از روي مانع عبور ميكنند.

 

انواع برگ

نقش و اهمیت کشاورزی پایدار

چكيده

امروزه با افزايش توليد كشاورزي به جهت رفع نيازمندي هاي رو به رشد جمعيت در حال گسترش ، نگراني در مورد آينده تامين غذا براي مردم مطرح گرديده است . آلودگي هاي آب ، خاك ، هوا و فرسايش خاك ، مقاومت آفات به سموم و گسترش كود شيميايي سبب گرديده تا به جهت حفظ منابع به گذشته و كشت هاي صنعتي برگرديم . زراعتي كه به هر صورت در عين پايين بودن بازده سلامتي آتي بشر را تضمين مي كند . در اين جا درصدد هستيم تا با اشاره به شيوه هايي نظير دام- مرتع ، جنگل زراعي ، مبارزه بيولوژيك و استفاده از گياهان تراريخته به جهت حفظ شرايط اكولوژيكي زمين گام هاي مثبتي را براي بهبود وضعيت كره خاكي برداريم .

از طرفي در بخش انتهايي درصدد هستيم تا نقش پايداري كشاورزي را در روستا ها كه بخش مولد جامعه بوده و بالاترين ارتباط را با زراعت دارند مطرح كرده و بررسي نماييم.

كلمات كليدي: كشاورزي پايدار ، كشت سنتي ، دام مرتع ، گياهان تراريخته

 

مقدمه:

لغت پايدار بر شرايط يكنواخت و با ثبات دلالت دارد. شرايط يكنواخت افق هاي دور دست را در بر مي گيرد. عدم شناخت و اطلاعات كافي و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هواي جهان و تنوع آن ، تكنولوژي آينده ، نقش مردم در كشاورزي و رابطه كشاورزي با محيط باعث شده است كه پيش گويي در رابطه با آينده كشاورزي مشكل باشد.

كشاورزي پايدار نوعي كشاورزي است كه در جهت منافع انسان بوده، كارايي بيشتري در استفاده از منابع دارد و با محيط در توازن است. به عبارتي كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد(1).

كشاورزي ارگانيك

جنگل - زراعي

كشت توام درخت و محصولات زراعي است و در بسياري از نقاط دنيا هنوز متداول است . سيستم هاي جنگل - زراعي به خصوص در مناطق حاره مجدداً مورد توجه است . جنگل زراعي از نظر اكولوژيكي و زراعي نسبت به ديگر سيستم هاي زراعي قابليت بيشتري دارد . در اين سيستم ، حركت باد و آب كاهش مي يابد و فرسايش خاك به حداقل رسيده ، درختان با كاهش درجه حرارت شرايط ميكرو كليما را تعديل كرده هوا را گرفته و آن را مجدداً در خاك توزيع مي كنند(3).

تلفيق دام و گياه

در سيستم هاي زراعي، برخوردار از شكلي دامداري هستند . در مناطق خشك ، دامداري به صورت

سيستم هاي شباني است. طي 50-40 سال گذشته ، در مزارع وسيع كه نهاده هاي زيادي در آن ها مصرف مي شود دامداري از زراعت جدا شده است. مردم چين انواعي از سيستم هاي زراعي همراه با دام را ابداع كرده اند كه گياه و دام در اين سيستم ها در ارتباط با زنجيره ريزه خواري قرار مي گيرد . در اين سيستم ها برنج محصول زراعي اصلي است. زماني كه دانه برداشت مي شود، كاه و كلش همراه با كود دامي در يك دستگاه هضم كننده بيو گاز به صورت كمپوست در آمده و متان حاصله از اين فرايند براي پخت و پز و روشنايي استفاده مي شود . لجن و لاي حاصل از دستگاه هضم كننده نيز براي توليد قارج خوراكي استفاده مي شود. بعد از اين كه قارچ برداشت شد، بقاياي ماده آلي هم به عنوان كود به مزارع برنج برگردانده مي شود، اين سيستم از نظر مصرف انرژي و چرخش عناصر غذايي بي نهايت كارآمد است(3).

 مالچ

پوشاندن زمين با كمك بقاياي گياهي ، پلاستيك و يا شن و جهت جلوگيري از رشد گياه در اطراف محصول اصلي نظير ريل راه آهن.

مالچ زنده : كشت مخلوط يك گياه كم رشد پوشش است كه به مالچ زنده مرسوم بوده و قادر است علف هاي هرز يك گياه زراعي يك ساله تابستانه نظير سويا يا ذرت را كنترل كند(5).

كنترل علف هاي هرز

روش هاي كنترل علف هاي هرز شامل كاربرد ارقام قابل رقابت و يا اللوپاتيك و يا هر دو ، استفاده از بقاياي گياهان اللوپاتيك به صورت مالچ و نيز سيستم هاي كشت مخلوط مي باشند و بدين ترتيب توان رقابتي گياه زراعتي بالا رفته و يا براي مدت طولاني در فصل رشد گسترش مي يابد(5).

الف-گياهان رقيب

در ارزيابي 25 گياه زراعي كه بر پايه درصد كاهش عملكرد آن ها توسط علف هاي هرز به عمل آمد، گندم در صدر ، سويا چهارم ، ذرت هفتم و پياز در انتهاي جدول قرار گرفته اند . اختلافات موجود در ميان گياهان زراعي در طبقه بندي فوق عمدتاَ به آهنگ و ميزان رشد جامعه گياهي ، فواصل خطوط كشت و احتمالاً چرخه زندگي آن ها بستگي دارد.

ب-گياهان اللوپاتيك

تفاوت ميان گياهان زراعي در رقابت با علف هاي هرز ممكن است به توليد مواد بازدارنده اللوپاتيك توسط ريشه ها و اجزاي هوايي زنده آن ها مربوط باشد . ارقامي كه مواد اللوپاتيك بيشتر توليد كنند بهتر مي توانند با علف هاي هرز رقابت كنند . بنابراين انتخاب يك رقم رقابت كننده و يا اللوپاتيك  مي تواند كنترل علف هاي هرز را بهبود بخشيده و در نتيجه كاربرد علف كش يا شخم كمتري را امكان پذير كند(5).

كنترل بيولوژيك

با كمك بسياري از حشرات علف خوار و يا حشره هايي كه پارازيت ديگر حشراتند مي توان با بسياري از آفات به طور طبيعي مقابله كرد نظير حشراتي زنبور تريكوگراما كه در شمال كاربردش موفق آميز بوده است(5).

امروزه بحث استفاده از گياهان تراريخته كه مقاوم به حمله حشرات هستند و يا خاصيت اللوپاتيكي زا به آنها القا كرده اند مطرح شده است. اين محصولات با كمك انتقال ژنوم مقاوم به يك بيماري يا آفت از طريق يك پلازميد و يا ويروس تك ياخته اي اوليه گياهي مقاوم به آفت را ايجاد كرده اند. و لذا نياز كمتري را به كاربرد سموم است . از طرفي در عين افزايش پاكيزگي محيطي گروهي مخالف آن بوده و علت را هم در اين مي دانند كه از تلقيح بين گياهان تراريخته و علف هاي هرز هم خانواده ممكن است كه گياهان علف هرزي با خاصيت غير عادي پديد آيند به عبارتي با يك ابر علف هرز روبرو شويم كه در آن صورت روش هاي معمول جهت نابودي آنها ممكن نخواهد بود. امروزه بيشتر به دنبال راه هايي از طريق اصلاح نباتات هستند تا با روش هاي شبه طبيعي در طي فرايند تلقيح بين گياهان و جد اوليه آن ها كه توان توليدي پاييني داشته ولي مقاوم به آفت هستند گياهاني با قابليت تحمل پذيري بالاتري را پديد آورند كه حتي الامكان به محيط بهداشتي اطرافمان ضربه وارد نكند .

از طرفي بحث سلامتي كشاورزان كه به علت تماس با حشره كش ها به خطر مي افتد مطرح شده است و لذا توجه به آن ضروري مي نمايد. با توجه به اين موضوع در سطح بين المللي تحقيقات زيادي در اين زمينه صورت گرفت و در نهايت بالاخره در سال 1995 توليد محصولات تراريخته به حد تجاري رسيد . رغبت به كاشت اين محصولات به حدي بود كه طي چند سال ميزان ارزش تجاري مصرف بذور از 1 ميليون دلار در سال 1995 به بيش از چهار ميليارد دلاردرسال 2002 رسيد(6).

از طرفي در امريكا EPA(سازمان حفاظت از محيط زيست) مجوز استفاده از اين محصولات را صادر كرد . 5 گياه زراعي عمده كه ارزش صادرات سالانه اي بيش از 75 ميليون دلار داشته اند، عبارتند از : ذرت ، گياهان علوفه اي ، سيب زميني ، چغندر قند و گندم . در اين بين سهم كشورهاي در حال توسعه در كشت گياهان تراريخته افزايش يافته و از 14 درصد در سال 1997 به  30 درصد در سال 2003 رسيده است. به عبارتي در حدود يك سوم سطح زير كشت اين گونه محصولات به كشورهاي در حال توسعه اختصاص يافته است(7).

كشور ما ايران نيز با توجه به رشد روز افزون اين محصولات در سطح بين المللي كار بر روي اين گونه محصولات را آغاز كرد و در نهايت اولين نوع از اين محصولات تحت نام برنج Bt و به نامهاي آمل 1، آمل 2 و آمل 3 توليد شد ولي با مخالفت سازمان محيط زيست روبرو شد . مخالفين اين گونه محصولات معتقدند كه گياهان تراريخته داراي صفات دايمي نبوده و از طرفي در شرايط زيست محيطي ممكن است به آفات مقاوم شوند.

در پروتكل ايمني زيستي كارتاهنا نيز تاكيد زيادي بر انجام ارزيابي و مديريت مخاطرات احتمالي شده است. دو ماده اين پروتكل يعني مواد ۱۵ و ۱۶ مربوط به ارزيابي و مديريت مخاطرات هستند. در ماده ۱۵ اصول انجام ارزيابي مخاطرات آمده است. اين ماده بيان مي دارد كه ارزيابي مخاطرات بايد براساس آخرين اطلاعات علمي موثق به منظور تشخيص و بررسي اثرات احتمالي زيان آور موجودات زنده تغيير ژنتيكي يافته بر تنوع زيستي، با در نظر گرفتن سلامتي بشر انجام شود(7).

در ارزيابي مخاطرات لازم است كه خواص ارگانيسم و محيطي كه ارگانسيم به آن ارائه مي شود، مورد توجه قرار گيرد. همچنين اثرات احتمالي حاصل از بقاي بيش از حد يك ارگانيسم يا صفت ژنتيكي تغيير يافته در محيط نيز بايد ارزيابي شود. ماده ۱۶ پروتكل ايمني زيستي كارتاهنا درباره مديريت مخاطرات بيان مي دارد كه تمام كشور هاي عضو بايد سيستم لازم و مناسب براى نظارت، مديريت و كنترل خطرات احتمالي مشخص شده در نتيجه ارزيابي مخاطرات را ايجاد كنند(7).

زراعت همگام با پايداري

چند كشتي

به معني استفاده از يك مزرعه براي توليد دو يا چند محصول در يك سال است . اعتقاد بر اين است كه

ردش چند كشتي از قديمي ترين روش هاي كشت و كار رايج در مناطق حاره است . استفاده از بقولات جنبه مهمي در بسياري از سيستم هاي كشاورزي كشت مخلوط و خصوصاً جهت توسعه سيستم هاي كشاورزي پايدار مي باشد. ازت تثبيت شده بوسيله بقولات مي تواند به وسيله ديگر گياهان زراعي در سيستم هاي كشت مخلوط استفاده شود(1).

شخم

قديمي ترين عمليات شخم احتمالاً در دوره نئوليتيك صورت گرفته است. در اين هنگام كرت هاي كوچكي تهيه مي شد و پس از پاكسازي آن به وسيله آتش با وسايل ابتدايي كه احتمالاً گاوآهن فعلي از آن تكامل يافته است شخم زده مي شد. در اوايل قرن بيستم به نقش حقيقي شخم كه تهويه خاك، بهبود قابليت دسترسي عناصر غذايي ، نفوذ بيشتر ريشه ها ، كنترل علف هاي هرز شكستن لايه هاي فشرده خاك و غيره مي باشد پي برده شد . هنگام شخم بخش زيادي از رطوبت از بين مي رود و لذا به تدريج توصيه به عدم كاربرد شخم تا حد ممكن مي گردد(1).

الف-شخم حداقل

نوعي سيستم كاشت است كه درآن حداقل %30 بقاياي گياهان زراعي در سطح خاك نگهداري مي شود سيستم هاي شخم حفاظتي ، هزينه مزرعه را كاهش داده ، رواناب و فرسايش را به حداقل مي رساند و باعث حفظ رطوبت خاك مي گردد. عمليات شخم حداقل ، اثرات مهم اكولوژيكي ، زراعي و اقتصادي در سيستم هاي كشاورزي پايدار دارد. در اكوسيستم هاي زراعي شخم حداقل باعث افزايش ثبات سيستم خاك و كارايي چرخه عناصر غذايي مي شود. در اين روش از سطح به عمق خاك پوسيدگي مواد آلي متغير است، بدين ترتيب كه پس از شخم در سطح خاك بقاياي تازه و به تدريج كه به عمق مي رويم مواد كاملاً پوسيده مشاهده مي شود. در اكوسيستم هاي زراعي بدون شخم ، مواد آلي و عناصر غذايي بيش از سيستم هاي همراه با شخم حفظ مي شود. شواهد حاكي از آن است كه در سيستم هاي بدون شخم بيشتر قارچ ها عمل تجزيه را انجام مي دهند ، در حاليكه در شخم معمولي ، اين عمل بيشتر توسط باكتري ها صورت مي گيرد(1).

ب-شخم صفر

نوعي سيستم كه توصيه مي شود كه استفاده از شخم به صفر برسد . جهت مبارزه با آفات نيز توصيه مي گردد به جاي شخم زدن از سموم شيميايي استفاده گردد. هر چند كه اين روش به علت كاهش شديد عملكرد چندان مورد استقبال قرار نگرفته است(2).

تناوب

اصول سنتي كه تناوب بر آن حاكم است(2).

الف-كاشت متناوب گياهاني كه داراي توانايي هاي متفاوت از نظر جذب عناصر غذايي از خاك بوده و يا داراي سيستم ريشه دهي مختلف مي باشد.

ب-كاشت متناوب گياهان حساس به برخي از بيماري ها با آن هايي كه مقاوم نسبت به اين بيماري ها هستند

ج-توالي برنامه ريزي شده اي از كاشت گياهان كه هر گونه اثرات مثبت و منفي يك گياه بر گياهي كه بعد از آن كشت مي گردد به حساب آورده شده باشد.

د-كاشت متوالي گياهاني كه از نظر كارگر و آب و غيره داراي نيازهاي متفاوتي باشند.

ه-كاشت متوالي گياهاني كه ذخيره مواد غذايي خاك را تخليه مي كنند با آن هايي كه در تامين مواد غذايي خاك سهيم اند .

از نظر پايداري تناوب داراي خصوصيات زير است(1) :

1-حاصلخيزي خاك در زماني كه كودهاي شيميايي هنوز وجود نداشتند تثبيت ازت و مصرف كودهاي دامي تنها راه حاصلخيزي خاك بود. در زمان حاضر كه كودهاي شيميايي فراوان و ارزان هستند و بر عكس مخارج كاشت و نگهداري گياهان بقولات به عنوان كود سبز به شدت افزايش يافته است مصرف زياد كود ها باعث افزايش مقدار بقاياي گياهي كه مي توان آن ها را زير خاك كرد مي شود.

2-جلوگيري از تجمع بيماري هاي خاك زي ، آفات و علف هاي هرز  سبب نياز به مصرف كمتر سموم مي شود .

3-كنترل فرسايش خاك:كه زراعت با مالچ كلش ناشي از محصول قبلي و يا كاشت گياهاني كه نياز به شخم را كمتر مي كند نظير يونجه مفيد است

نقش كشاورزي پايدار در مناطق روستايي

امروزه اكولوژي مناظر طبيعي به عنوان زمينه مطالعاتي رو به گسترش است. اكولوژي مناظر طبيعي عبارت است از حفظ و توسعه ناهمگني هاي خاص مكاني در مقياس منطقه اي يا جهاني. اكولوژي مناظر طبيعي شامل موارد زير است :

1-اثرات متقابل مكاني و زماني در بين زيستگاه ها از طريق تبادل موجودات زنده و مواد

2-اثر ناهمگني بر فرايند هاي زيستي و غير زيستي

3-مديريت ناهمگني

نقش بالقوه كشاورزي در مناطق روستايي تنها زماني مشخص مي شود كه سيستم هاي طبيعي و كشاورزي با هم مقايسه مي شوند. اكوسيستم هاي طبيعي سيستم هايي هستند كه انرژي سوبسيدي دريافت نمي كنند و انرژي لازم را از خورشيد مي گيرند . اين سيستم ها از اجزاي زنده و غير زنده تشكيل شده است و به نحوي منظم بر يكديگر اثر متقابل دارند . اكوسيستم هاي كشاورزي نيز با انرژي خورشيدي به حركت در مي آيند اما به وسيله انرژي و عناصر غذايي از خارج سوبسيد مي شوند. اكوسيستم هاي كشاورزي تحت تاثير آفت كش هاي شيميايي ، تكنولوژي ماشين آلات، واريته هاي اصلاح شده و خصوصيات اجتماعي اقتصادي قرار دارند. در نتيجه ظرفيت اين سيستم ها براي فيدبك و تنظيم طبيعي شديداً كاهش يافته است . احتمالاً سيستم هاي كشاورزي را نمي توان بدون حداكثر استفاده از فيدبكها و فرايندهاي تنظيم طبيعي به صورت اكوسيستم هاي پايدار درآمد(4).

امروزه مديريت اكوسيستم هاي كشاورزي در دو جهت سوق داده شده است. جهت اول شامل سيستم هاي كشاورزي بزرگ است كه انرژي سوبسيدي زيادي دريافت مي كنند و در آن ها فرآيندهاي طبيعي ناديده انگاشته شده اند. در اين سيستم ها از آفات كش ها براي كنترل علف هاي هرز و حشرات و از كود ها براي حفظ حاصلخيزي خاك و از سوختهاي فسيلي براي تامين انرژي استفاده مي شود. اين عمليات باعث كاهش تنوع زيستي و ناهمگني مناظر طبيعي مي شوند. كشاورزي متداول از اين گونه است(3).

جهت دوم مديريت معطوف به استقرار سيستم هاي كشاورزي كوچك تر است كه انرژي سوبسيدي كمتري دريافت مي كنند و فرايندهاي طبيعي را با مديريت تلفيق كنند. اين سيستم ها طوري طراحي مي شوند كه نهاده هاي زايد را كاهش دهند ، خروج عناصر غذايي از سيستم را به حداقل برسانند و تنوع زيستي و جنبه هاي طبيعي را افزايش دهند . اين سيستم مديريت را اغلب كشاورزي پايدار          مي نامند(3).   

   نتيجه گيري

چند كشتي، شخم حداقل، جنگل زراعي و تلفيق زراعت با دامداري همگي پتانسيل توليد را حفظ    مي كنند. اغلب اين عمليات سابقه تاريخي دارند و بعضي از آنها سابقه تاريخي خيلي دور دارند و در برخي ديگر بسيار قديمي اند. كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد. در كشاورزي پايدار دو اصل كليدي وجود دارد كه در آن استفاده از كودهاي شيميايي به خصوص آفت كش ها و كودها بايد به حداقل برسد و مزرعه به صورت جامع نگريسته شود. بعضي از متخصصين كه بر جنبه هاي اكولوژيكي سيستم زراعي تاكيد مي كنند آن را كشاورزي ارگانيك ، بيولوژيك ، اكولوژيك ، طبيعي و يا جايگزين مي نامند.

كشاورزي پايدار يك فرايند بيولوژيكي است و سعي در تقليد كردن از خصوصيات كليدي يك اكوسيستم طبيعي دارد ولي عملكرد حداكثر از اهداف آن است. كشاورزي پايدار باعث پيچيدگي اكوسيستم زراعي مي شود ، كارايي چرخش عناصر غذايي در اين نوع كشاورزي افزايش مي يابد و از خورشيد به عنوان منبع اصلي انرژي براي به حركت درآوردن سيستم بهره برداري مطلوب مي شود.

 

انواع ماشین های کشاورزی

انتخاب ماشین های کشاورزی

انتخاب ماشين با اندازه مناسب براي انجام كار در                                            محدوده زماني موجود راه ساده ولي موثري براي                                              انجام به موقع كار مي باشد.ركورد برداري دقيق از                                     ساعات و ايام مناسب براي انجام كار در طول فصل                                     زراعي پس از چند سال اطلاعات ذيقيمتي را براي                                            مدير مزرعه فراهم مي آورد.راه ديگر جمع آوري                                     اطلاعات تماس با مسولين و ادارات مربوطه است                                                                                                                        .اين اطلاعات و امار ارقام متوسطي را برای                                                                                                          کاربرددر برنامه ريزي فراهم مي سازند.

تركيب اطلاعات فوق با ظرفيت موثر مزرعه اي                                          همچنين مدير مزرعه را قادر

خواهد ساخت تا در مورد تعداد و انداره ماشين و ادوات                                   مورد نياز تصميم بگيرد.

ظرفیت مزرعه ای

1-کار کشاورزی فصلی بوده وماشینها برای مدت کوتاهی از سال مورد استفاده قرار می گیرند.

2-با ازدیاد سطح مزارع به ماشینهای با ظرفیت زیاد نیاز داریم تا کار را در مدت کوتاه به انجام برسانیم مثلا کاشت محصول باید در مدت 30 روز انجام گیردو پس ازآن به ازائ هر روز تاخیر عملکرد کاهش می یابد.

4- قابلیت اطمینان ماشینهای کشاورزی و بازده کاری آنها باید خیلی بالا باشد زیرا از دست دادن زمان در کشاورزی ناشی از خرابی و غیر قابل استفاده گردیدن دستگاه بسیار زیانبار است.

5- زمان اساس کار کشاورزی است و هر کاری که به کوتاه کردن زمان کاشت و برداشت بیانجامد می تواند اثرات منفی شرایط اقلیمی را خنثی نماید.

6-ظرفیت مزرعه ای کاری است که ماشین در مدت یک ساعت انجام میدهد.

الف- اگر حاصلضرب سرعت پیشروی بر حسب کیلومتر بر ساعت در عرض کار ماشین بر حسب متر در بازده مزرعه ای را بر عدد ده تقسیم کنیم ظرفیت مزرعه ای بر اساس مساحت بدست می آید.

ب-اگر حاصلضرب سرعت پیشروی در عرض کار در عملکرد محصول بر حب مگا گرم در بازده مزرعه ای را بر عدد ده تقسیم کنیم ظرفیت مزرعه ای بر اساس ماده بدست می آید.

تبصره1- واحد ظرفیت مزرعه ای هکتار بر ساعت و بر اساس ماده بر حسب مگا گرم بر هکتارمی باشد .

تبصره2- اگر بازده مزرعه ای عدد یک باشد ظرفیت مزرعه ای حاصله از دو روش مقدار نظری را نشان خواهند داد.

ظرفیت مزرعه ای نظری:

وقتی ماشین با صد درصد عرض خود کار می کند و اتلاف زمانی در دور زدنها و زمانهای بیکاری وجود ندارد واژه ظرفیت نظری بکار میرود و بازده مزرعه ای برابر یک می باشد.

ظرفیت مزرعه ای موثر  :

معمولا برای ماشینهای غیر ردیفی نظیر دروگرها

ماشین در عمل با عرض کمتری از عرض کار خود عمل می کند تا ازپوشش کامل سطح اطمینان حاصل شودو مقداری همپوشانی وجود دارد و این عرض واقعی درفرمول استفاده می گردد.

معرفی مهندسی کشاورزی

مهندسی کشاورزی:
ديباچه: كشور ايران با وجود 37 ميليون هكتار اراضي داراي قابليت كشاورزي، 18 تا 100 ميليارد متر مكعب منابع آبي قابل استفاده و گسترش و تنوع آب و هوايي در 14 اقليم گوناگون، پتانسيل بسيار خوبي در بخش كشاورزي دارد. البته براي توسعه اين بخش مهم كه به حق آن را محور توسعه اقتصادي كشور تلقي كرده‌اند، بايد از كشاورزي سنتي فاصله گرفت و با بهره‌گيري از دانش كشاورزي، به كشاورزي مكانيزه نزديك شد. دانش و تخصصي كه در گرايش‌هاي مختلف مهندسي كشاورزي آموزش داده مي‌شود. اين رشته در سه گرايش آب، اقتصاد كشاورزي و ماشين‌هاي كشاورزي از بين داوطلبان گروه آزمايشي علوم رياضي و فني دانشجو مي‌پذيرد.
گرايش آب‌:
هدف‌ اين‌ رشته‌ استفاده‌ از آب‌ در كشاورزي‌ است‌. بنابراين‌ يك‌ مهندس‌ آب بايد با آب‌ و ويژگي‌هاي‌ آن‌، طريقه‌ استحصال‌ آب‌، طريقه‌ انتقال‌ آب‌ به‌ محل‌ مصرف‌ و طريقه‌ مصرف‌ آب‌ آشنا باشد و براي‌ تسلط‌ به‌ موارد فوق‌ لازم‌ است‌ كه‌ از دانش‌هاي‌ ديگري‌ از قبيل‌ زمين‌شناسي‌، هواشناسي‌، خاك‌شناسي‌، گياه‌شناسي‌، طراحي‌ و ساخت‌ تأسيسات‌ آبي‌ و مكانيزم‌ مصرف‌ آب‌ توسط‌ خاك‌ و گياه‌ اطلاع‌ داشته‌ باشد. به‌ عبارت‌ ديگر اين گرايش ‌، علم‌ آب‌ و خاك‌ است‌ و دانشجويان‌ درباره‌ نحوه‌ رساندن‌ آب‌ تا مزرعه‌ توسط‌ كانال‌ها يا لوله‌هاي‌ انتقال‌ آب‌ و شبكه‌هاي‌ توزيع‌ آب‌ در زمين‌ زراعي‌، تأمين‌ نياز محصولات‌ زراعتي‌ و باغي‌ با روش‌هاي‌ مختلف‌ آبياري‌، خارج‌ ساختن‌ آب‌هاي‌ اضافي‌ از پيرامون‌ ريشه‌ به‌ منظور تنفس‌ ريشه‌ گياه‌ توسط‌ شبكه‌هاي‌ زهكشي‌ و احداث‌ سدهاي‌ انحرافي‌ و خاكي‌ براي‌ آبياريِ كشاورزي‌ آموزش‌ مي‌بينند.
توانايي‌هاي‌ لازم :
مهندسي‌ كشاورزي‌ داراي‌ 10 گرايش‌ است‌ كه‌ در اين‌ ميان‌ سه‌ گرايش مهندسي‌ آب‌، مهندسي‌ اقتصاد كشاوري‌ و مهندسي‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ از بين‌ داوطلبان‌ گروه‌ آزمايشي‌ رياضي‌ و فني‌ دانشجو مي‌پذيرند. به‌ عبارت‌ ديگر در اين‌ سه‌ گرايش‌ دانشجويان‌ بايد بر دروس‌ رياضي‌ و فيزيك‌ مسلط‌ بوده‌ و بتوانند بخوبي‌ تجزيه‌ و تحليل‌ كرده‌ و محاسبه‌ كنند و از عهده‌ دروس‌ مهم‌ اين‌ رشته‌ از قبيل‌ نقشه‌برداري‌ يا استاتيك‌ برآيند.
موقعيت‌ شغلي‌ در ايران‌ :
در كشور ما كشاورزي‌ محور توسعه‌ شناخته‌ شده‌ است‌ و محور كشاورزي‌ نيز آب‌ است‌. پس‌ بايد در اين‌ زمينه‌ سرمايه‌گذاري‌ كنيم‌. هر چند كه‌ در زمينه‌ منابع‌ آب‌ سرمايه‌گذاري‌ بسياري‌ خوبي‌ شده‌ است‌ و اين‌ سرمايه‌ گذاري‌ ادامه‌ نيز دارد تا جايي‌ كه‌ به‌ جرأت‌ مي‌توانيم‌ بگوييم‌ كه‌ اگر زماني‌ در مملكتمان‌ پولي‌ براي‌ راهسازي‌ نداشته‌ باشيم‌، حتماً پولي‌ براي‌ استحصال‌ و توزيع‌ آب‌ كنار خواهيم‌ گذاشت‌. بنابراين‌ فارغ‌التحصيلان‌ اين‌ رشته‌ بازار كار خوبي‌ دارند و در آينده‌ بازار كار آنها بهتر نيز خواهد شد. در حال‌ حاضر نيز فارغ‌التحصيلان‌ اين‌ رشته‌ در بخش‌ خصوصي‌، وزارت‌ نيرو، وزارت‌ جهاد كشاورزي‌، مهندسين‌ مشاور آب‌ و خاك‌، پيمانكاري‌هاي‌ مختلف‌ و شيلات‌ زمينه‌ كاري‌ دارند. براي‌ مثال‌ در بخش‌ شيلات‌، طراحي‌ استخر براي‌ پرورش‌ ماهي‌ در حيطه‌ كار مهندسين‌ آب‌ است‌.
درس‌هاي‌ اين‌ رشته‌ در طول‌ تحصيل :
دروس‌ مشترك‌ در‌ گرايش‌هاي‌ آب‌، اقتصاد كشاورزي‌ و ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌:

رياضيات‌ عمومي‌ ، فيزيك‌ عمومي‌ ، شيمي‌ عمومي‌ ، آمار و احتمالات‌ ، برنامه‌نويسي‌ كامپيوتر، هواشناسي‌، آبياري‌ عمومي‌ ، اقتصاد كشاورزي‌ ، خاك‌شناسي‌ عمومي‌ ، زراعت‌ عمومي، مسّاحي‌ و نقشه‌برداري‌ ، باغباني‌ عمومي‌ ، عمليات‌ كشاورزي‌، زراعت‌ غلات‌ ، آشنايي‌ با كامپيوتر.

دروس‌ تخصصي‌ مهندسي‌ كشاورزي‌ ـ آب :
استاتيك‌، مقاومت‌ مصالح‌ ، هيدروليك‌ ، نقشه‌برداري‌ ، طراحي‌ سيستم‌هاي‌ آبياري‌ ، اصول‌ زهكشي‌ ، هيدرولوژي‌ آب‌هاي‌ سطحي‌ ، آب‌هاي‌ زيرزميني‌، مهندسي‌ زهكشي‌ ، پمپاژ و ايستگاه‌هاي‌ پمپاژ، تأمين‌ آب‌ شرب‌ روستاها، مصالح‌ و روش‌هاي‌ ساختماني‌، هيدروليك‌ انهار، طراحي‌ ساختمان‌هاي‌ انتقال‌ آب‌، حفاظت‌ آب‌ و خاك‌ ، اقتصاد مهندسي‌.
گرايش اقتصاد كشاورزي:
مهندسي‌ اقتصاد كشاورزي‌، قوانين‌ كلان‌ اقتصاد را در بخش‌ كشاورزي‌ پياده‌ مي‌كند تا بتوان‌ از امكانات‌ و منابع‌ موجود بهترين‌ استفاده‌ را كرد و بيشترين‌ سود را به‌ دست‌ آورد. به‌ عبارت‌ ديگر در اين‌ علم‌ مسائل‌ اقتصادي‌ در بخش‌ كشاورزي‌ اعمال‌ مي‌شود تا با استفاده‌ از منابع‌ موجود اعم‌ از زمين‌، آب‌، كود، بذر، نيروي‌ انساني‌ و سرمايه‌ حداكثر محصول‌ و حداكثر سود به‌ دست‌ آيد. اين‌ رشته‌ تلاش‌ مي‌كند از يك‌ سو فعاليت‌ كشاورزان‌ و مديران‌ واحدهاي‌ كشاورزي‌ را بهينه‌ كند و از سوي‌ ديگر در بهبود برنامه‌ريزي‌ سياستمداران‌ و مديران‌ دولتي‌ در بخش‌ كشاورزي‌ نقش‌ داشته‌ باشد.درباره تفاوت دو رشته اقتصاد گرايش اقتصاد كشاورزي و مهندسي كشاورزي گرايش اقتصاد كشاورزي بايد گفت كه هر چند دروس اختصاصي هر دو رشته يكي است، اما دانشجويان رشته اقتصاد گرايش اقتصاد كشاورزي پايه رشته تحصيلي‌شان بر علم اقتصاد استوار است و دانشجويان رشته مهندسي اقتصاد كشاورزي پايه دروسشان بر دانش كشاورزي استوار شده است به عبارت ديگر دانشجوي اقتصاد كشاورزي با دانش كشاورزي و عوامل طبيعي از قبيل آب، خاك و هوا آشنايي لازم را ندارد.
توانايي‌هاي‌ لازم :
دانشجويي‌ كه‌ به‌ كشاورزي‌ علاقه‌ دارد و از كار و فعاليت‌ در مزارع‌ و دامداري‌ها لذت‌ مي‌برد، مي‌تواند در اين‌ رشته‌ پيشرفت‌ كند چون‌ يك‌ فارغ‌التحصيل‌ مهندسي‌ اقتصاد كشاورزي‌ نمي‌تواند از محيط‌هاي‌ روستايي‌ و قطب‌هاي‌ توليد كشاورزي‌ فاصله‌ بگيرد و در پشت‌ ميز، محاسبات‌ اقتصادي‌ خود را انجام‌ دهد. همچنين دانشجوي اين رشته بايد در درس رياضي توانمند باشد تا بتواند به خوبي محاسبه كرده و اطلاعات به دست آمده را تجزيه و تحليل كند.
موقعيت‌ شغلي‌ در ايران‌ :
متأسفانه‌ در كشور ما جايگاه‌ فارغ‌التحصيلان‌ مهندسي‌ كشاورزي‌ و از جمله‌ مهندس‌ اقتصاد كشاورزي‌ به‌ درستي‌ مشخص‌ نيست‌ و در حال‌ حاضر 40 هزار مهندس‌ كشاورزي‌ بيكار در كشور داريم‌ كه‌ از دانشگاه‌هاي‌ دولتي‌ و آزاد فارغ‌التحصيل‌ شده‌اند. البته‌ اين‌ به‌ آن‌ معنا نيست‌ كه‌ فارغ‌التحصيلان‌ اين‌ رشته‌ هيچ‌ موقعيت‌ كاري‌ ندارند بلكه‌ فارغ‌التحصيل‌ اين‌ رشته‌ در صورت‌ توانمندي‌ مي‌تواند در شركت‌هاي‌ خصوصي‌ طرح‌هاي‌ اقتصادي‌ و كشاورزي‌ ارائه‌ دهد يا در جهاد كشاورزي‌ به‌ برنامه‌ريزي‌ كوتاه‌ مدت‌، ميان‌ مدت‌ و بلند مدت‌ براي‌ واحدهاي‌ كشاورزي‌ مثل‌ مزارع‌، مرغداري‌ها و كارخانه‌هاي‌ صنايع‌ غذايي‌ بپردازد يا در مورد علل‌ موفقيت‌ و عدم‌ موفقيت‌ واحدهاي‌ مختلف‌ كشاورزي‌ و نحوه‌ سرمايه‌گذاري‌ در زمينه‌ محصولات‌ كشاورزي‌ تحقيق‌ كند.
دروس‌ تخصصي‌ مهندسي‌ اقتصاد كشاورزي :
بازاريابي‌ محصولات‌ كشاورزي‌ ، اقتصاد خرد، اقتصاد كلان‌، اقتصاد رياضي‌، اقتصادسنجي‌ ، مديريت‌ مزرعه‌ ، اقتصاد منابع‌ طبيعي‌ ، تهيه‌ و ارزيابي‌ طرح‌هاي‌ كشاورزي‌ ، روش‌ تحقيق‌ ، اقتصاد توسعه‌ و سياست‌ كشاورزي‌، حسابداري‌، اقتصاد توليد.
گرايش‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌:
محاسبه ماشين‌هاي مورد نياز براي يك مزرعه و نگهداري و رسيدگي به تعميرات و برنامه‌ريزي براي زمان و نحوه كار ماشين‌هاي مورد نظر به وسيله فارغ‌التحصيل اين رشته انجام مي‌گيرد. به‌ عبارت‌ ديگر مهندسي‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌، كاربرد مهندسي‌ مكانيك‌ در كشاورزي‌ است‌ و هدف‌ آن‌ تربيت‌ كارشناساني‌ است‌ كه‌ بتوانند در زمينه‌هاي‌ كاربرد، نگهداري‌، تعمير و ترويج‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌، برنامه‌ريزي‌ منطقه‌اي‌، مكانيزاسيون‌ كشاورزي‌ و مجري‌ و ارزياب‌ پروژه‌هاي‌ عملياتي‌ فعاليت‌ نمايند.
توانايي‌هاي‌ لازم‌ :
بسياري‌ از داوطلبان‌ آزمون‌ سراسري‌ تصور مي‌كنند كه‌ مهندسي‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ همان‌ مهندسي‌ مكانيك‌ است‌ در حالي‌ كه‌ اين‌ رشته‌ در مقطع‌ كارشناسي‌ حدفاصل‌ مهندسي‌ كشاورزي‌ و مهندسي‌ مكانيك‌ است و دانشجويان‌ اين‌ رشته‌ بايد از هر دو علم‌ اطلاعات‌ كافي‌ داشته‌ باشند. همچنين‌ دانشجويان‌ اين‌ رشته‌ بايد در دو درس‌ رياضي‌ و فيزيك‌ قوي‌ و توانمند باشند چون‌ دروس‌ اين‌ رشته‌ ارتباط‌ زيادي‌ با اين‌ دو درس‌ دارد. براي‌ مثال‌ دانشجويان‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ بايد از مقاومت‌ قطعات‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ اطلاع‌ داشته‌ باشند. در نتيجه‌ لازم‌ است‌ دروسي‌ از قبيل‌ مقاومت‌ مصالح‌ و استاتيك‌ بخوانند. و باز به‌ همين‌ دليل‌ دانشجويان‌ اين‌ رشته‌ از بين‌ داوطلبان‌ گروه‌ رياضي‌ و فني‌ انتخاب‌ مي‌شوند.
موقعيت‌ شغلي‌ در ايران‌ :
اگر يك‌ مهندس‌ طراح‌ از خواص‌ مكانيكي‌ محصولات‌ كشاورزي‌ اطلاع‌ نداشته‌ باشد، نتيجه‌ كار، كيفيت‌ خوبي‌ نخواهد داشت‌. براي‌ مثال‌ اگر قرار است‌ در يك‌ كارخانه‌ تراكتورسازي‌، تراكتوري‌ براي‌ درو كردن‌ خوشه‌هاي‌ گندم‌ طراحي‌ شود، بايد تيغه‌ كمباين‌ براي‌ بريدن‌ اين‌ محصول‌ حساب‌ شده‌ باشد و زاويه‌ برش‌ مشخص‌ گردد و البته‌ اين‌ كار در حيطه‌ تخصص‌ مهندس‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ است‌. خوشبختانه‌ در حال‌ حاضر مديران‌ كارخانجات‌ ساخت‌ ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ نيز به‌ همين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند و فارغ‌التحصيلان‌ اين‌ رشته‌ به‌طور نسبي‌ از فرصت‌هاي‌ شغلي‌ خوبي‌ برخوردارند.
دروس‌ تخصصي :
استاتيك‌، مقاومت‌ مصالح‌، ديناميك‌، مكانيك‌ سيالات‌، ترموديناميك‌، نقشه‌كشي‌ صنعتي‌، طراحي‌ اجزاي‌ ماشين‌، مواد ساختماني‌ ادوات‌ كشاورزي‌، تكنولوژي‌ موتور، شناخت‌ و كاربرد تراكتور، ماشين‌هاي‌ كشاورزي‌ ، برق‌ و الكتريسيته‌

بو جاری بذر غلات

این دستگاه دارای قدرت جدا کنندگی دانه محصولاتی از جمله گندم، جو، برنج، زیره و تخم کشنیز می باشد. یعنی می تواند محصول شکسته و نا مرغوب را از محصولات مرغوب و درخور نظر جدا نماید دستگاه بوجاری دارای مشخصات فنی از جمله طول 4100 میلیمتر عرض 1440 میلیمتر و ارتفاع 2750 میلیمتر می باشد. قدرت الکتروموتور 4/5 کیلووات 10 اسب بخار آن را به راه می اندازد که بظرفیت 1000 کیلوگرم در ساعت می باشد که می تواند جهت وظایفی از جمله:

1-    پاک کننده کلیه حبوبات.

2-    جدا کننده گرد و غبار از غلات توسط فن دستگاه.

3-    جدا کننده نا خالصی های درشت توسط سرند فوقانی.

4-    جدا کننده نا خالصی های ریز (شن – شکسته های غلات) توسط سرند تحتانی دستگاه.

5-    قابلیت گرفتن اجسام سبک تر (دو لپه ها و غیره)

6-    قابلیت جا به جائی دستگاه به آسانی.

برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب بروید:

Your Image Thumbnail                  Your Image Thumbnail                       Your Image Thumbnail

برای مشاهده تصاویر در اندازه اصلی بر روی آنها کلیک کنید.


1-   

نیروی محرکه دستگاه و نحوه عملکرد آن:

این دستگاه توسط یک دینام 10 اسب 1440 دور که ساخت داخل است و با برق سه فاز راه اندازی می گردد. بعد از ورود نیروی برق به دینام شافتی در قسمت جلو که دارای یک فلکه دو تسمه ای می باشد بر روی شافت دینام به همراه خار مربوطه متصل که نیروی چرخش را توسط دو عدد تسمه به قسمت بالائی یعنی فن دستگاه را به حرکت درآورده و در قسمت فن بر روی شافت اصلی یک فلکه آلومینیومی در ابعاد cm 24×4 که پره های فن را به گردش در آورده و سبب ایجاد مکش معکوس از کانال گندم کش به سمت سرند می گردد. و این نیروی حرکت فن توسط یک فلکه دیگر از جنس چدن به شافت اصلی سرند منتقل می گردد. و این نیز نیروی حرکت توسط یک دنده آهنی به شافت حرکتی تریول و از آنجا توسط زنجیر  و فلکه سبب حرکت تریول پائین و از طرف دیگر نیروی دریافتی از چرخ دنده پشتی نیز توسط تسمه ای به یک فلکه cm 36×5/2 منتقل می گرداند. که این فلکه در روی یک عدد محور شافت عصائی قرار دارد که باعث گردش موازنه های قسمت فن بالائی و دوم گردش شافت حرکتی داخل سرند می گردد که باعث حرکت برسها که باعث پاکی سطح زیرین ایک ها می گردد. در روی شافت حرکتی استوانه تری یول یک دنده آهنی در ابعاد 15×5/3 وجود دارد که در اثر گردش استوانه تری یول نیرو را به گیربگس  زیرین منتقل می نماید در قسمت پائین گیربکس نیز دو عدد چرخ دنده وجود دارد که یکی از جنس آهن و دیگری چدنی می باشد. قسمت آهنی آن نیرو شافت حرکتی استوانه را که گیربکس را به حرکت در می آورد که این عمل باعث حرکت مخلوط کن بزرگ می گردد و دیگری نیرو را از گیربکس گرفته و به هلیس کوچک منتقل می کند در سر شافت حرکتی استوانه یک جفت کوپلینگ نر و ماده وجود دارد که در یک سر آن فلکه ای است که نیرو را از شافت حرکتی تریول پائین گرفته و توسط یک تسمه به قسمت ترازو منتقل می نماید و از آنجا توسط تسمه به شافت حرکتی استوانه مرتبط می گردد.

نکاتی ایمنی در مورد وسایل دستگاه بوجاری و جلوگیری از بروز خطرات احتمالی:

1-    برق باید 25 آمپر 380 ولت باشد.

2-  چنانچه مبدا برق ما به دستگاه طولانی باشد یا از کابل بلند دستگاه استفاده شود باعث افت برق یا ولتاژ آن می شود. که در دستگاه تاثیر منفی می گذارد که بایستی این کمبود را با استفاده از ترانس تقویتی جبران نمود و در نقطه دیگر برعکس مطالب بالا به دلیل نزدیکی به نیروگاه برق یا ژنراتور که دارای ولتاژ قوی باشد باعث برهم خوردن تنظیم دستگاه شده که در این هنگام قطر پولی دینام یا فن اقدام به کم کردن دور دستگاه می نمائیم معایبی که در اثر دو فاز شدن دستگاه به وجود می آید غیر عادی شدن صدای دینام می باشد که باید در همان لحظه دینام را خاموش نمود و به دنبال قطی فاز بود و گاهی مواقع شب ها برق قطع شده و باعث دو فاز شدن برق می گردد. و هنگام صبح زمان استارت اولیه دستگاه اگر متوجه صدای غیر عادی گردید. سریع آن را خاموش و توسط تکنسین برق عیب را برطرف نماید که در این مواقع ممکن است فیوز های خارج جعبه برق دستگاه سوخته باشد که باید رفع گردد که این معایب از دستگاه نبوده بلکه از نوسانات برق می باشد.

نیروی حرکتی دستگاه در هنگام نبود برق

در مواقع و یا در محل هایی که عاری از برق صنعتی جهت راه اندازی دستگاه باشیم شده در بیابانها و مزارع میتوان از نیروی تراکتور استفاده نمود به این صورت که در روی شاسی دستگاه جنب دینام یک عدد شافت که بروی دو عدد یاتاقان u c f207 نصب شده است که اندازه شافت 5/3×80 می باشد که یک سر آن شش خار است و گاردان تراکتور نصب می گردد و نیرو را از تراکتور گرفته و توسط یک فلکه آلومینیومی دو تسمه ای نیرو گرفتن از تراکتور باید عقربه میزان فشار گاز روی 540 و استوانه ها با سرعت 40 دور در دقیقه بچرخند.

طرز استفاده از دستگاه بوجاری

پس از این که نحوه کار دستگاه را بدون ریختن دانه بررسی نموده و تمام قسمتها کنترل گردید ماشین جهت کار با دانه آماده می باشد حال توضیحات بیشتری تنظیم بکار دستگاه به شرح زیر است.

A: تنظیم هوا

1– قبل از اینکه کشویی ورود دانه بطور دقیق تنظیم شود باید اجازه داده شود که تعدادی دانه برای شروع وارد دستگاه شود پس با حرکت اهرمهای کنترل مکش هوا که در شکل 6 مشخص گردید و مدرج می باشد بطور مقدماتی تنظیم اولیه شروع خواهد شد این تنظیم خواه نا خواه به کیفیت و نوع دانه که بایستی مورد عمل قرار گیرد مربوط خواهد شد بطور کلی بذر را بر حسب اندازه و وزن به سه گروه زیر تقسیم می نمایند.

الف: بذر غلات شامل گندم، جو، برنج و ...

ب: بذر ریز

ج: بذر شامل: ذرت، حبوبات، غیره

2- دریچه اولیه هوا برای بوجار مقدماتی با راندمان بالا بکار برده می شود و بوسیله اهرم شماره 10 شکل 6 تنظیم شده و با بسته و باز شدن دریچه مربوطه میزان مکش هوا کم و زیاد می گردد بطوری که اگر مشاهده شود که در حین کار مقداری دانه از کانال خروجی همراه گرد و غبار و مواد سبک خارج شود معلوم می گردد که این دریچه زیاد باز شده است و باید به وسیله اهرم آنقدر به طرف بسته شدن دریچه برده شود که دانه های فوق دیگر مشاهده نشود در این صورت است که دریچه تنظیم شده است.

3- دومین کانال جداسازی مواد برحسب وزن مخصوص آنها می باشد که به وسیله اهرم شماره 2 شکل 6 میزان مکش هوای آن کنترل و تنظیم می گردد و اصولاً برای گرفتن مواد خارجی و سبک و ریز نیست که در مرحله اول بوجاری از دانه های اصلی گرفته نشده است. بطوری که اگر در دانه های از دستگاه گذشته و وارد سیلندر شده مشاهده گردد که مواد خارجی کوچک و سبک وجود دارد و می بایستی از بذر اصلی جدا شود معلوم می گردد که میزان درجه اهرم شماره 2 کم بوده و می بایستی درجه بازتر گردد. برعکس اگر در کانال خروجی اهرم شماره 2 دانه های سالم و خوب دیده شود نشان دهنده این است که دریچه زیاد باز است و بایستی در جهت مربوط دریچه تنظیم و میزان هوا کمتر گردد.

4- حال با انجام عملیات صحیح فوق کشوئی ورودی دانه به دستگاه را بوسیله اهرم آن تنظیم کرده و جریان ورود دانه به دستگاه تنظیم می گردد. همواره باید از دادن دانه از حد ظرفیت به دستگاه پرهیز کرد که البته این ظرفیت بستگی به کیفیت و وضعیت دانه های مورد عمل دارد.

برای مثال: آیا مبنای عمل میزان گرفتن نا خالصی دانه است؟

آیا این مواد خارجی درشت اند یا ریز؟

در نتیجه اگر دانه عمل دارای مخلوطی از نا خالصی های درشت و ریز است و به خصوص جدا سازی این مواد از دانه اصلی مشکل است خوراک دستگاه نبایستی زیاد باشد تا دستگاه بتواند به خوبی این جدا سازی را انجام دهد و الک ها زمان لازم برای گرفتن مواد زائد را داشته باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

شرح کار دستگاه بوجاری

مخزن اصلی یا قیف دستگاه:

در جلوی دستگاه بعد از مال بند یک ظرف قیف مانند به ابعاد 76×117 وجود دارد که دارای گنجایش محصول اولیه به میزان 250 کیلوگرم می باشد. که در انتهای آن محفظه ورودی محصول وجود دارد که خود این دریچه توسط اهرم مربوطه قابل تنظیم جهت میزان و مقدار ورود محصول می باشد و سپس محصول توسط غلتک مربوطه به سوی کانال بالای مکش هدایت می شود که این عمل توسط مکش فن دستگاه که در بالای دستگاه و بر روی الک ها قرار دارد انجام می گیرد که با ایجاد فشار هوا سبب بالا آمدن دانه و یا خوراک از قیف به سمت بالا می گردد.

فن دستگاه:

فن در بالای شاسی ثانویه دستگاه در قسمت بالای (روی) سرند دستگاهی به نام فن قرار دارد که اندازه آنcm  62×172 می باشد. در قسمت جلوی آن فضای استوانه ای شکل وجود دارد که ابعاد آن cm 15×80 می باشد وظیفه آن کشیدن گندم از داخل قیف می باشد که معروف به گندم کش است که شامل دو قسمت است یکی فضای  cm 24 که در عمل کشیدن گندم به داخل دخالت دارد و در طرف پائین نیز قسمتی به نام کمکی بادگیر وجود دارد که در عمل مکش موثر است فضای اصلی فن را استوانه ای حلزونی شکل که جای پروانه ها در میان آن است را تشکیل می دهد پروانه اصلی جهت ایجاد جریان باد تعبیه شده است که تعداد 16 پره با ابعاد cm 21×18 و سوراخی به قطر cm 4 جهت عبور شافتی به اندازه cm 146 می باشد که در سمت راست آن فولی cm 24 جهت چرخش پروانه که نیروی خود را از دینام می گیرد. میزان و جهت کشش دانه های سیاه کش توسط تنظیم کننده ای که در قسمت چپ دستگاه وجود دارد قابل تنظیم می باشد. ورق دیگری به اندازه cm 46×112 وجود دارد که در قسمت پشتی که چسبیده به حلزونی فن که از پائین به قسمت موازنه متصل می شود که در رو به رو دانه های سیاه کش می باشد که محل اتصال دستگاه سیاه کش به فن می باشد. لازم به توضیح است که مستقیماً بر روی پروانه فن هوا کش با ابعاد cm 24×36 وجود دارد که هوای اضافی داخل فن و هوای مورد نیاز جهت کشش را تامین می نماید که میزان ورودی هوا در سمت راست توسط دو اهرم قابل تنظیم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چگونگی عملکرد فن و بوجار مقدماتی:

دانه ها پس از اینکه از کانال مکش فن به طرف بالا کشیده شده مواد زائد آن از قبیل سنگ و کلوخ و قطعات فلزی و غیره به علت سنگینی بیشتر به وسیله مکش هوا گرفته نشده و به پائین کانال می ریزد و از دستگاه خارج می شود. بقیه دانه ها توسط مکش هوا مواد زائد و سبک آن از قبیل گرد و خاک، پوشال، بذر ریز و خورده شده توسط مکش هوا جدا شده و به کانال مربوطه هدایت و از دستگاه خارج می گردند. در نتیجه بذر باقیمانده به روی الک فوقانی برای انجام ادامه کار ریخته می شوند.

ضربه زدن:

بعد از ریخته شدن محصول بر روی الک جهت سهولت حرکت مواد بر روی آن وسیله ای به نام ضربه زن تعبیه شده است که تشکیل شده از یک وزنه و یک تسمه فلزی و قطعه لاستیکی به عنوان چکش که در سر آن نصب گردیده است. الک بالایی توسط ضربات مداومی که توسط ضربه زن به آن وارد می شود از گیر کردن سوراخ ها در هنگام کار جلوگیری می نماید زمانی که احتیاج به کار ضربه زن نباشد وزنه را به انتها اهرم آورده و در آنجا محکم می کنیم با این عمل ضربه زن از سطح الک بالاتر قرار گرفته و عمل ضربه زدن را انجام نخواهد داد.

 

 

مشخصات و طریقه کار سرند (الک)

در زیر فن دستگاه قسمت مستطیل شکلی وجود دارد به نام سرند که در داخل آن الک های متفاوتی تعبیه گردیده است که اولین آن به اندازه cm 80×100 که در قسمت بالای سرند نصب گردیده و در زیر آن الکی به ابعاد cm 100×126 قرار گرفته است که قطر سوراخ های آن ریز تر از مالک بالایی است و در زیر آن نیز الکی ریز تر به نام توری مگسی نصب شده است.

انتخاب الک از نظر اندازه و سوراخ: 1- الک فوقانی 2- الک تحتانی.

1-  الک فوقانی: اندازه و شکل سوراخ های الک فوقانی بایستی طوری انتخاب شود که فقط بذر خوب مورد نظر از خود گذرانده و مواد زائد و درشت از روی سطح آن عبور کرده و از طریق خروجی دستگاه از آن تخلیه شود.

2-  الک زیرین: برای جداسازی بذرهای ریز و علف های هرز، دانه های شن و خاک از بذرهای اصلی جدا نموده و اندازه سوراخ های این الک ها بایستی طوری انتخاب شوند که مواد ذکر شده به سهولت بتواند از آن عبور نماید و از خروجی مخصوص خود جهت عملیات بعدی منتقل گردد.

 

 

 

نحوه عملکرد کلی دستگاه سرند:

قسمت بالای سرند که الک درشت تر را در خود جای داده است از عبور سنگ و کلوخ و گوزل و مواد خارجی درشت تر از محصول را به سمت بریز انتهای سرند هدایت کرده و از آنجا توسط یک کانال که در سمت راست سرند نصب شده است به بریز اولیه مرتبط می شود. در این محل فقط ضایعات اولیه محصول جدا می گردد. که در خروجی آن نیم دایره ای از کلاف تعبیه شده که به آن کیسه ای متصل می گردد. که جهت جلوگیری ریزش ضایعات بر زمین می باشد. بعد از آنکه بار اصلی که شامل گندم، جو، یولاف و سیاه دانه و محصول پوک و چروکیده که از الک بالائی عبور کرده و در سطح الک زیرین ریخته شده است و در این قسمت بذرهای فوق را به سمت جلو هدایت می کند و گندم های لاغر و پوک را بر روی سطح سرند و به بریز کیسه گیر تخلیه می شوند. بعد از آن که بار اصلی از سطح الک زیرین ریخته شده است در این قسمت بذر های فوق را به سمت جلو هدایت می کند و گندم های لاغر و پوک را بر روی سطح سرند و به بریز کیسه گیر تخلیه می شوند. بعد از آنکه با اصلی از سطح الک زیرین عبور کرد که شامل گندم، جو، یولاف و سیاه دانه است در سه راه خود به الک توری مگسی برخورد می کند و نحوه کارکرد آن به این صورت است که به طور معلق در روی الک مگسی به ارتفاع cm 4 از سطح توری مگسی گندم های پوک و چروکیده و مقداری گوزل و سیاه دانه و یولاف را توسط جریان با دفن از کانال کنار به سمت بالا مکش و از دریچه موازنه از سمت جلو تخلیه می نماید. و سپس محصول اصلی که شامل جو، گندم، یولاف و شکسته های آنها می باشد از طریق بریز جلویی سرند که تشکیل شده از یک لوله آهنی به قطر cm 12 محصول وارد استوانه بالائی یا سیاه دانه گیر (تریول) می گردد.

 

 
 

درباره موتورهای الکترواستاتیک

موتورهای الکترواستاتیکی از جدیدترین انواع موتورها هستند و ا ز پیدایش آنها زمان زیادی نمیگذرد اما با توجه به ویژگیهای منحصر به فردی که دارند کاربرد آنها در صنایع و محیطهای خاص مورد توجه قرار گرفته است. اگر چه هنوز به صورت تجاری در نیامده اند اما کاربردهای زیادی برای آنها پیش بینی میشود که از ان جمله میتوان به کاربرد آنها در تجهیزات پزشکی و دندان پزشکی و صنایع فضایی و نظامی و همچنین تجهیزات مورد استفاده در علم نانو و اتاقهای تمیز و خلاء اشاره کرد . با توجه به گسترش زمینه های کاربرد این نوع موتورها در صنایع داخلی محققان دانشگاه تربیت مدرس موتورهای استاتیکی جدیدی را طراحی کرده اند که قسمت متحرک ان (روتور)غیرفلزی است و میتوان ان را از پلاستیک ,شیشه وحتی مواد کاغذی ساخت . عدم پیچیدگی تولید از مزایای عمده ساخت این نوع موتورهاست که ساخت آنها را در ابعاد بسیار کوچک امکان پذیر میسازد , علاوه بر این با کوچکتر شدن این موتورها توان خروجی آنها نسبت به ابعاد شان افزایش خواهد یافت

طراحی و ساخت موتورهای استاتیکی در دانشگاه تربیت مدرس

نسل جدید موتورها در خدمت صنایع

موتورهای الکتریکی ازپرکاربردترین و شناخته ترین قطعات صنعتی هستند .انواع گوناگونی از موتورهای الکتریکی شناخته شده اند که مهمترین آنها موتورهای الکتریکی (مستقیم ) DCو(متناوب)          AC هستند.با این وجود موتورهای جدیدی نیز طراحی و ساخته شده اند که از آن جمله می توان به موتورهای پیزوالکتریکی اشاره کرد که مدتی است به مرحله تجاری شدن رسیده اند . یکی از جدید ترین انواع موتورهای الکتریکی که مورد توجه قرار گرفته اند موتورهای الکترواستاتیکی هستند.

این موتورها نسبت به انواع دیگر موتورها دارای پیچیدگی و هزینه کمتری هستند و براحتی تولید میشوند . البته این موتورها در ابعاد بزرگ نسبت به انواع موتورهای دیگر قدرت پایین تری دارند ولی با کوچک شدن ابعاد آن ,نسبت قدرت موتور به ابعاد آن در مقایسه با دیگر موتورهای الکتریکی افزایش پیدا می کند که این به دلیل ماهیت نیروی الکترواستاتیکی است . به همین دلیل این گونه موتورها بیشتر در ابعاد میکرونی و بخصوص برای سیستم های میکروالکترومکانیکی  (MEMS) مورد استفاده قرار میگیرند . 

این در حالی است که ساخت آنها در ابعاد بزرگتر هم مورد بررسی قرار گرفته است . موتور الکتریکی ,الکتریسیته را به حرکت مکانیکی تبدیل میکند . عمل عکس آن تبدیل حرکت مکانیکی به الکتریسیته است که توسط ژنراتور انجام میشود . این دو وسیله جز در عملکرد, مشابه یکدیگر هستند اکثر موتورهای الکتریکی توسط الکترومغناطیس کار میکنند,اما موتورهای دیگری هم وجود دارند که بر اساس پدیده های دیگری نظیر نیروی الکترواستاتیک وپیزوالکتریک کار میکنند . موتورهای الکتریکی معمولا بر اساس طبیعت نوع حرکت آنها یا بر اساس قواعد فیزیکی که بر اساس آنها ساخته میشوند,تقسیم بندی میشوند . موتورهای گردشی از یک قسمت ثابت که به نام استاتور شناخته میشود و یک قسمت دوران کننده نسبت به قسمت ثابت که به نام روتور شناخته میشود ساخته شده اند .ایده کلی این است که وقتی یک ماده حامل جریان الکتریسیته تحت اثر یک میدان مغناطیسی قرار میگیرد ,نیرویی بر آن ماده از سوی میدان اعمال میشود . اگر چه موتورهای الکتریکی اغلب دوارند ,اما موتورهای خطی هم وجود دارند . در موتورهای الکترواستاتیکی ,روتور به سبب نیروهای الکترواستاتیک به وجود آمده بر روی الکترودها به حرکت درمی آید . نیروهای خازنی به وجود آمده نیز صفحات هادی با الکترودها را که پتانسیل های مختلفی دارند ,به هم نزدیک میکنند . نوع دیگر موتورهای شناخته شده از نیروی الکترومغناطیس استفاده میکنند . در این موتورها جریان الکتریکی ,میدان مغناطیسی ایجاد میکند که با آهنربا تداخل میکند وروتور را در جهت مورد نظر به حرکت در می آورد .اصول پایه ای موتورهای پیزوالکتریک که به نام آلتراسونیک هم شناخته بر پایه تبدیل دوگانه انرژی قرار گرفته است .اولین تبدیل , تبدیل انرژی الکتریکی به مکانیکی ارتعاشی است که بوسیله سرامیکهای پیزوالکتریک تحت تاثیر ولتاژهای الکتریکی ,امواج ثابت و متحرکی را در استاتور موتور ایجاد میکند .

موتورهای غیر فلزی

به گفته مهندس محمد دادخواه تهرانی دانش آموخته کارشناسی ارشد ساخت و تولید دانشگاه تربیت مدرس و مجری این طرح اساس کار موتورهای الکترواستاتیکی بر اساس قانون کولن پایه گذاری میشود . بر اساس این قانون نیروی بین دو جسم با بارهای مخالف نیروی جاذبه است که با سطح مقطع آنها و بار موجود بر آنها نسبت مستقیم وبا مجذور فاصله آنها نسبت عکس دارد . اگر بار هایی که روی هم قرار میگیرند ,موافق هم باشند ,نیروی دافعه ایجاد میشود . بر این اساس و به وسیله این نیروها میتوان حرکت ایجاد کرد . ایده اولیه طراحی موتورهای الکتریکی نیز بر همین اساس مطرح شد . از زمان طرح این ایده مدت زیادی نمیگذرد و اکثر این گونه موتورها هنوز در مراحل تحقیقاتی بوده و به مرحله تجاری وارد نشده اند . گفتنی است با توجه به ماهیت این نیروها که در ابعاد ماکرو بسیار ضعیف هستند , اکثر موتورهای الکترواستاتیکی در ابعاد میکرو ساخته و آزمایش میشوند . از مهمترین مزایای این موتورها این است که با کوچکتر شدن ابعاد آنها نتیجه کار بمراتب بهتر خواهد شد . در حقیقت به علت اینکه نیروها و بارهای این گونه موتورها در ابعاد میکرون هستند ,در نتیجه هر چه ابعاد موتور کوچکتر شده و ابعاد میکرون نزدیکتر شود , نتایج بهتری حاصل میشود . علاوه براین ساخت این موتورها در ابعاد مینیاتوری بسیار آسان تر از انواع مشابه آن است. امکان استفاده از مواد غیرفلزی، کاهش قابل توجه تولید صدا، پیچیدگی ساخت کمتر و هزینه تولید پایین این موتورهای الکترواستاتیکی است.

در واقع این گونه موتورها پیچیدگی کمتری نسبت به انواع الکترومغناطیسی و پیزوالکتریک دارند و در ابعاد کوچکتر، راحت تر ساخته می شوند.

غیرفلزی بودن روتور مورد استفاده در این موتور قابلیت ویژه ای است که این موتور را از انواع دیگر موتورهای الکتریکی متمایز می سازد. موتورهای الکترواستاتیکی جدید به گونه ای طراحی شده اند که سیستم حرکتی آنها بی نیاز از مواد فلزی است و می توان آنها را از پلاستیک، شیشه یا حتی مواد کاغذی تهیه کرد. موتور الکترواستاتیکی طراحی شده با وجود عدم نیاز روتور به هر گونه الکترود یا اتصال سیم می تواند به سرعتهای بالایی دست یابد. در این موتور سرعت دوران کاملا با سرعت میدان القايی مطابقت دارد و این در حالی است که هیچ گونه تماسی بین روتور و استاتور وجود ندارد.

افزایش احتمال جرقه زدن از معایب این موتورهاست. در واقع در جایی که فاصله بین الکترودها یا صفحات حامل بارهای مختلف کم است، هرگونه ذره گرد و غبار و یا نقص یا عیب سطح احتمال جرقه زدن را بشدت افزایش می دهد که از مشکلات اساسی در ساخت این موتورهاست.

زمینه های کاربرد

به گفته دادخواه تهرانی، موتور طراحی شده از یک دیسک از جنس پلکسی گلاس (طلق) به عنوان روتور تشکیل شده است که توسط یک یا دو بورد الکتریکی به عنوان استاتور دربر گرفته شده است. این بورد های الکتریکی دربردارنده الکترودهای موردنیاز برای حرکت روتور هستند.

الکترودها نیز به صورت یک سری مدور قرار گرفته اند که به صورت سه در میان به هم متصل هستند و به این ترتیب یک میدان الکتریکی متحرک ایجاد می شود.

موتور طراحی شده در این پروژه یک موتور الکترواستاتیک با قطر روتور 40 میلی متر است که علاوه بر دارا بودن ویژگی های یک موتور الکترواستاتیک از ویژگی ها و قابلیت های دیگری نیز برخوردار است. در این موتور برای حرکت یکنواخت و جلوگیری از اتلاف توان به جای استفاده از یاتاقان های معمولی از یاتاقان بادی استفاده شده است که طراحی و ساخت آن نیز کاملا ابتکاری است. برای ساخت استاتور نیز از برد مدار چاپی معمولی استفاده شده است که علاوه بر آسانی ساخت، هزینه ساخت را نیز کاهش می دهد. از دیگر ویژگی های این سیستم، طراحی نرم افزار کنترل موتور است که به وسیله آن می توان جهت و سرعت موتور را در هر لحظه تحت کنترل قرار داد.

با توجه به این که زمان زیادی از عمر این موتورهای نمی گذرد و هنوز کاملا به صورت تجاری در نیامده اند، کاربردهای زیادی برای آنها پیش بینی می شود که از مهمترین زمینه های کاربرد آنها می توان به استفاده از آنها در تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی، صنایع فضایی و نظامی و همچنین تجهیزات مورد استفاده در علیم نانو و اتاقهای تمیز و خلاء اشاره کرد. از جمله کاربردهای موردنظر برای استفاده از موتورهای الکترواستاتیکی در اندازه های میکرونی و میلی متری، ساخت ابزارهای پزشکی و جراحی های داخل بدن است که می تواند تغییرات چشمگیری را در آنها ایجاد نماید. علاوه بر این از موتورهای الکترواستاتیکی در ابعاد بزرگتر می توان در درایوهای سی دی و دی وی دی و همچنین هارد دیسک ها برای چرخش دیسک به صورت غیر تماسی استفاده کرد. 

 

 

 

 

دستگاه تسطیح اراضی کشاورزی

براي نخستين بار در ايران ، دستگاه تسطيح اراضي كشاورزي به صورت ليزري در سازمان جهاد كشاورزي استان فارس ساخته شد. به گزارش روز پنجشنبه روابط عمومي جهاد كشاورزي فارس، مسوول طراحي اين دستگاه اظهار داشت: هزينه ساخت اوليه اين دستگاه كه از دو سال پيش كار طراحي وساخت آن آغاز شد ‪ ۵۰۰‬ميليون ريال است كه در مقايسه با مشابه خارجي آن و صرف ‪ ۸۰‬هزار دلار براي خريد هر دستگاه، براي بخش كشاورزي كشور بسيار مقرون به صرفه است. مهندس سيد محمدتقي ابراهيمي افزود: يكي از مشكلات اساسي در بخش كشاورزي به سبب شرايط اقليمي حاكم بر كشور، كمبود آب و نيز عدم تسطيح دقيق اراضي كشاورزي به سبب استفاده از اسكريپرهاي قديمي است كه‌به‌دليل كنترل ميكانيكي و دستي اينگونه از دستگاهها، بازدهي آبياري را در مزارع كشاورزي به شدت كاهش مي‌دهد. وي گفت:ازمزايا و قابليت‌هاي استفاده از دستگاه‌تسطيح ليزري جديد، بي‌نياز شدن كشاورزان از نقشه برداري براي تسطيح اراضي كشاورزي است زيرااين مرحله توسط دستگاه اسكريپر به صورت ليزري انجام مي‌شود. ابراهيمي افزود: تا قبل از ساخت اين دستگاه، مرحله نقشه برداري اراضي كشاورزي مي‌بايست توسط كارشناسان نقشه بردار و با استفاده از دستگاه توپوگرافي، ميزان خاكبرداري و شيب خاك مشخص مي‌شد. وي گفت: انجام اين كار براي هر هكتار صرف سه ساعت زمان و بين ‪ ۵۰۰‬هزار تا يك ميليون ريال براي كشاورزان هزينه داشت ولي با استفاده از نوع توليد داخلي دستگاه اسكريپر با كشش ليزري بدون نياز به دوربينهاي نقشه برداري، كارشناسان خبره و محاسبات پيچيده و صرف هزينه، تسطيح هر هكتار از اراضي كشاورزي با صرف يك ساعت انجام شدني است. مبتكراين دستگاه افزود: اين دستگاه قادر است شخم زدن و كندن همزمان خاك را بدون نياز به گاو آهن و وسايل جانبي انجام دهد. ابراهيمي افزود: بارگيري خاك مورد تسطيح در مزرعه، حمل و جابه جايي‌خاك با حجم شش مترمكعب درمسيرهاي طولاني، انجام تسطيح با دقت بسيار بالا، تنظيم بسيار دقيق شيب بطور همزمان در دو جهت براي آبرساني و آبياري و نيز احداث كانال و جاده بين مزارع بدون نيازبه‌ماشين آلات راهسازي با سرعت عمل مطلوب و با هزينه كم از ديگر قابليتهاي دستگاه اسكريپر توليد داخل است. وي گفت: براساس برآورد موجود تا پايان برنامه پنج‌ساله چهارم توسعه نياز بخش كشاورزي كشوربه اين دستگاه يك هزار دستگاه و استان فارس ‪ ۵۰‬دستگاه است. ابراهيمي اظهارداشت: مطابق برنامه‌ريزي انجام شده توسط اداره توسعه مكانيزاسيون سازمان جهاد كشاورزي استان فارس، ‪ ۵۰‬دستگاه اسكريپر مورد نياز اين استان تا پايان امسال توليد مي‌شود. وي با بيان اينكه قيمت اين دستگاه ‪ ۸۰‬هزار دلار ( حدود ‪ ۷۲۰‬ميليون ريال) است گفت: در صورت رسيدن اين دستگاه به توليد انبوه قيمت تمام شده اين دستگاه به ‪ ۴۵۰‬ميليون ريال كاهش خواهد يافت و تاكنون چهار دستگاه از اسكريپر كشش ليزري توليد و به كشاورزان تحويل داده شده است. ابراهيمي در خصوص آموزش كشاورزان براي استفاده از دستگاه ياد شده گفت: از زمان آغاز شروع كار عملياتي ساخت اين دستگاه‌افزون‌بر‪ ۸۰‬نفراز كارشناسان و تكنسين‌هاي بخش كشاورزي در اين زمينه آموزش ديده‌اند. وي افزود:كار با اين دستگاه براي كشاورزان بسيار ساده است بطوري كه ظرف ‪ ۲۴‬ساعت يك راننده معمولي تراكتور مي‌تواند آموزشهاي لازم در اين زمينه را فراگيرد

مکانیزاسیون کشاورزی نه به آن گستردگی گذشته ونه به اندازه مکانیزاسـیون امروزی جهان

 

برای مکانیزاسیون کشاورزی تعاریف زیادی شده است . اما وجه اشتراک تمام این تعـاریف مربوط به  کاربرد  ماشین در چرخه تولید محصولات  کشاورزی به منظور افزایش سرعت کار –  کاهش هزینه تقلیل سختی کار - افزایش بهره وری  و استفاده بهینه از امکانات است .

همین حسن ها هست که دولتها و کشاورزان را در جهت گسترش مکانیزاسیون تشویق می کند.در کشور ما استفاده از ماشینهای کشاورزی خیلی دیرتر از کشورهای ارو پا ا وامریکا شروع شد مثلا  در حالی که در قرن نوزدهم خرمنکوبهای جدید در امریکا اختراع شد در ایران ادوات کشاورزی هیچ تغییری نکرد. عملآ در 50 تا 60 سال اخیر بوده که به تدریج کشاورز ایرانی با انواع ماشینهای کشاورزی آشنا شده است.                                                                                                هنوز نیز آنطوری که شرایط ایجاب می کند کشاورزی ما ماشینی نگشته است. و نه به آن گستردگی گذشته است ونه به اندازه مکانیزاسـیون امروزی جهانی . و ودر هر دو مورد در ضعـف است.                                                                                                                         اولین گاو آهن فلزی دار دامی در زمان ناصر الدین شـاه قاجار به ایران وارد شد ودر اورمـیه مورداستفاده قرار گرفت. اولین نمایشگا ه ماشینالات کشاورزی در تهران در سال 1300 شمسی برگزارشد .و نیز اولین تراکـتـور نفتی به دسـتور رضا خان در سـال 1308 برای مـدرسه فلاحت خریداری گردید.(مدرسه فلاحت بعدها به دانشکده کشاورزی کرج  تبدیل شده است) تا دانشجویان با طرز کار آن آشنا و درمزارع از آن استـفاده نمایند  . با شروع جنگ جهـانی دوم و اثرات این جنگ در داد و سـتدها بین کشـورهای این طرح عملآ متوقف شد.  بعد از جنـگ کم کم ســرمایه داران وبعضی از شرکـتها شروع به وارد کردن تراکتور در ایران نمودند.

در سال 1316 شرکت شیار و ماشینهای کشاورزی اقدام به واردات گسـترده کرد ودر ســال 1325دولت کمکهایی برای وارد کنندگان ماشینهای کشاورزی صورت داد.و دولت تراکتورها و کمباینهایی را وارد کرد و به اقسـاط بین مالکین و صاحبان زمین بخش کرد . ماشـینی کردن کـشاورزی در ایران از آغاز فعالـیت بنـگاه توسـعه ماشـینهای کشاورزی  در سـال 1331 شمـسی شروع شده است.

امروزه با پیشرفت در امر صنعتی شدن جهان و استفاده هر چه  بـیشتر جهان از تعداد افرادی که درمزارع زندگی و کار  می کنند کاسته شده و نیز مقداربرداشت  محصولات کشاورزی افزایـش یافــته که این امر خود یکی از مشوقهای اصلی در جهت استفاده از ماشینالات در کشاورزی است .